==و باز هم شلمچه ...==
رژیم [[عراق ]] با به کار گیری گسترده سلاحهای شیمیایی و همچنین با همکاری آمریکا و حمایت بی دریغ ارتجاع عرب، تهاجم خود را برای باز پس گیری مناطق از دست داده آغاز میکند و به دنبال استراتژی زمین سوخته، شهر [[فاو ]] را در اواخر فروردین و [[شلمچه ]] و [[جزایر مجنون ]] را در نیمه اول خرداد سال 67 به تصرف در میآورد.
نیروهای ایرانی نقل و انتقلات خود را آغاز کرده و در مکانهای از پیش تعیین شده استقرار مییابند تا در شرایط مقتضی نسبت به جنایتهای دشمنان تا بن دندان مسلح به عکس العمل مناسب بپردازند و از حریم انقلاب اسلامی دفاع نمایند. دشمنان انقلاب اسلامی که تا دیروز چهره در نقاب کرده بودند، با احساس خطر جدی از سوی رزمندگان اسلام، رخ مینمایند و بی هیچ مانعی پای به خاک [[جمهوری اسلامی ایران ]] میگذاردند.
سرانجام [[عملیات بیت المقدس 7 ]] در نخستین ساعات بامداد 22 خرداد 67، با رمز مبارک ((یا ابا عبدالله الحسین(ع) و با هدف انهدام نیروهای دشمن، درمنطقه شلمچه آغاز شد. این عملیات در حالی آغاز شد که دشمن چند ساعت قبل ازشروع آن، مواضع رزمندگان را به شدت زیر آتشبار سنیگن قرارداده بود که این گلوله باران کوچکترین خللی در حمله ارتش اسلام وارد نیاورد.
رزمندگان اسلام با عبور از [[موانع ایذایی ]] از چند محور به مواضع دشمن یورش بردند. هجمه برق آسای رزمندگان درهمان ابتدا، خطوط مقدم دشمن را در هم میکوبد و رزمندگان اسلام پس از پشت سر گذاشتن دژهای دفاعی مقدماتی، در عمق نیروهای عراقی پیشروی میکنند. دشمن برای مقابله با این حمله، شدت آتش توپخانه خود را افزایش میدهد که با آتش متقابل ارتش اسلام پاسخ داده میشود.
هوا رو به روشنائی میرفت که پرواز هواپیماهای عراقی آغاز شد، تا این لحظات یازده [[تیپ پیاده و رزمی ]] عراق، 25 تا 80 در صد منهدم و700 تن از آنها به اسارت رزمندگان اسلام در آمده بودند. همچنین سه گردان از آتشباری دشمن به همراه 30 دستگاه [[تانک ]] و [[نفر بر ]] و 80 دستگاه خودرو سبک و سنگین دشمن به آتش کشیده و منهدم شده بود.
رزمندگان اسلام تا جنوب دریاچه ماهی پیشروی میکنند، از آن پس [[هلی کوپترهای هوانیروز ]] و نیروی هوایی کار انهدام نیروهای دشمن را به عهده گرفتند و با پرواز تحسین بر انگیز و جسورانه خود پشت دشمن را به لرزه درآوردند. دشمن بعثی حوالی ظهر با جمع آوری نیروهای پراکنده و وارد کردن تعداد بی شماری تانک و نفربر اقدام به پاتک میکند. [[خاکریزهای ]] مقابل نیروهای زرهی بعث که نیروهای ایرانی پشت سر آن موضع گرفته بودند، مانعی بود که اگر برداشته میشد، تعداد زیادی از سربازان اسلام کشته، زخمی واسیر میشدند.
رزمندگان اسلام، به محض رسیدن دشمن به تیر رس با [[آر پی جی 7، 7]]، ادوات زرهی آنان را مورد هدف قرار میدهند و تعداد زیادی از تانکهای دشمن را به آتش میکشند. در این حال نبرد شدت گرفته وبه اوج خود میرسد. دشمن با بهره گیری از ادوات،تلاش میکند که نیروهای ایرانی را به محاصره درآورد. به همین منظور از هر طرف عرصه را برای آنان تنگ میکند. حتی عقبه را برای جلوگیری از رسیدن مهمات به رزمندگان زیر آتشبار شدید خود میگرفت.
در این محور 7 نفر از آر پی جی زنها با موشکهای اندکی که برای آنان باقی مانده بود،بار دیگر تعدادی از تانکهای دشمن را که درحال پیشروی بودند، مورد هدف قرارمیدهند و مانع پیشروی دشمن میشوند. در این مصاف نابرابر، دلیر مردان از جان مایه گذاشته که تعدادی از مدافعان نیز به [[شهادت ]] میرسند. رزمندگان پس از این نبرد نابرابر از مواضع متصرفه عقب نشینی کردند.
قوای اسلام در پایان عملیات، با انهدام بخش عظیمی از ماشین جنگی عراق و وارد کردن تلفات سنگین به دشمن، به همراه غنائم زیادی به مواضع خود بر میگردند. در این عملیات تعداد 4 تیپ عراق منهدم شده و قرارگاه 19 عراق نیز از ضربات رزمندگان اسلام مصون نمیماند و به خاکستر تبدیل میشد. [[نیروی زمینی سپاه پاسداران ]] در این عملیات با انهدام نزدیک 80 درصد از امکانات دشمن در منطقه شلمچه، بار دیگر قدرت و صلاحیت خود رابه نمایش گذاشت.
[[سرهنگ محمد فاتح ]] فرمانده تیپ 429 عراق:
«ما هیج اطلاعی از حمله ایرانیان نداشتیم. هنگامی خبردار شدیم كه سربازان ایرانی خاكریزهای ما را در خطوط مقدم درهم فرو ریخته بودند و با فریاد «الله اكبر» به سوی خطوط دوم ما حملهور بودند.»
===در تعقیب دشمن===
[[سرهنگ دوم جانباز خلبان سید داود فرهادی]]:
در آخرین روزهای جنگ به همراه چند فروند بالگرد، ماموریت یافتم نیروهای دشمن را تعقیب کنیم. در مسیر ماموریت، ستونی از نیروهای دشمن را دیدیم و به سایرین اعلام کردم که برای انهدام ستون دشمن و به هلاکت رساندن افراد آن وارد عملیات میشویم.
هم زمان با شلیک آتش از جانب من، بالگرد مورد اصابت [[موشک ]] قرار گرفت و بخشی از موتور آن به علت انفجار از کار افتاد. با از دست دادن موتورها تصمیم به فرود اضطراری در میان نیروهای دشمن گرفتم، در غیر این صورت سقوط من حتمی بود. اما در همان حال دست از شلیک برنداشتم. در ارتفاع 100 پایی بار دیگر مورد اصابت قرار گرفتم. کنترل کاملاً از دستم خارج شد و در نقطه ای حدود 200 متری افراد دشمن با سرعتی بیش از 100 کیلومتر به زمین برخورد کردم.