ویرایش‌ها

شهید مجید زین الدین

۱۱ بایت حذف‌شده، ‏۲۰ تیر ۱۳۹۸، ساعت ۱۰:۰۴
===*بی نهایت عشق===
دلش نمی‌خواست کارهایش جلوی دید باشد. مدتی را که در جبهه بود، اجازه نداد حتی یک عکس یا فیلم از او تهیه شود. آخرین بار که به مرخصی آمده بود، قبل از رفتن همه عکس‌هایش را از بین برد تا پس از شهادت چیزی از او باقی نماند. همین طور هم شد و برای شهادتش حتی یک عکس هم در خانه نداشتیم. همیشه پنهان کار بود. حتی زخمی شدنش را هم از دیگران پنهان می‌کرد. یک بار که به مرخصی آمده بود، احساس کردم هنگام بلند شدن به سختی حرکت می‌کند، ولی چیزی را بروز نداد. وقت نماز شد. وضو که گرفت، رفت توی اتاق و در را قفل کرد. از این کارش تعجب کردم. خواهرش که کنجکاو شده بود، از بالای در، داخل اتاق را نگاه کرد و متوجه شد که مجید نماز را به صورت نشسته می‌خواند. مجید از ناحیه پا مجروح شده بود، اما اجازه نداد حتی ما که خانواده‌اش بودیم متوجه شویم.
 ===*ترجمان شجاعت===
یک شب، مجید به همراه شش نیروی دیگر برای شناسایی وارد خاک عراق می‌شود. در حین شناسایی، نیروهای عراقی سرمی رسند. به محض پیدا شدن سر و کله نیروهای عراقی، همراهان مجید سلاح‌های خود را می‌گذارند و فرار می‌کنند، اما مجید برای این که هم سلاح‌ها به دست دشمن نیفتد و هم این که کار شناسایی را تمام کند، می‌ماند. برای این که از چشم دشمن پنهان بماند، وارد کانالی که در همان نزدیکی بوده می‌شود. کانالی که پر بوده از آب گندیده و جسدهای بوگرفته عراقی‌ها.
۲٬۵۲۵
ویرایش