شهید محمد رضا اسماعیلی: تفاوت بین نسخه‌ها

از دانش‌نامه فرهنگ ایثار , جهاد و شهادت
پرش به: ناوبری، جستجو
(صفحه‌ای جدید حاوی « شهید : محمد رضا اسماعیلی تاریخ تولد : ۱۳۴۵ محل تولد : روستای کفدهک نام پدر : ر...» ایجاد کرد)
 
سطر ۳۶: سطر ۳۶:
 
۰۰۰ پدرم این تویی که با قلب شادی ندیده ات و با دستهای رنج آشنایت برای من آسایش آورده ای۰ تو با باران رنجهای خود گویی زندگی مرا گلشن کرده ای ،
 
۰۰۰ پدرم این تویی که با قلب شادی ندیده ات و با دستهای رنج آشنایت برای من آسایش آورده ای۰ تو با باران رنجهای خود گویی زندگی مرا گلشن کرده ای ،
 
۰۰۰ مادرم می دانم که تا بوده ام صمیمانه به پاسداریم نشسته بودی و در همه لحظه ها عاشقانه به نظارت زندگیم پرداخته ای۰ خنده هایت ، خنده های من بود و گریه هایت      گریه های من  و غمهای من بود که بر تو غم آموخت و شادیهای من بود که شادی را بر تو یاد داد۰ مادر من شهر زندگی را از تو آموختم۰
 
۰۰۰ مادرم می دانم که تا بوده ام صمیمانه به پاسداریم نشسته بودی و در همه لحظه ها عاشقانه به نظارت زندگیم پرداخته ای۰ خنده هایت ، خنده های من بود و گریه هایت      گریه های من  و غمهای من بود که بر تو غم آموخت و شادیهای من بود که شادی را بر تو یاد داد۰ مادر من شهر زندگی را از تو آموختم۰
منبع سایت شهدای استان فارس
+
<ref>[http://www.iranshahid.ir/?cat=5&paged=37 سایت شهدای استان فارس]</ref>
  
http://www.iranshahid.ir/?cat=5&paged=37
+
 
 +
==پانویس==
 +
<references />

نسخهٔ ‏۲۳ تیر ۱۳۹۸، ساعت ۱۳:۰۳

شهید : محمد رضا اسماعیلی

تاریخ تولد : ۱۳۴۵

محل تولد : روستای کفدهک

نام پدر : رضا

تاریخ شهادت : ۲۹/۱۰/۱۳۶۵

عضویت : پاسدار وظیفه

محل شهادت : شلمچه

عملیات : کربلای ۵

محل دفن : گلزار شهدای امام زاده اسحاق (ع) – خرامه

rId4

زندگی نامه

شهید اسماعیلی در سال ۱۳۴۵ در یک خانواده فقیر در روستای کفدهک از توابع بخش خرامه چشم به جهان گشود وپس از دوران کودکی ( هنگام فرا رسیدن زمان تحصیل ) با خانواده به خرامه مهاجرت کرد و در دبستان انقلاب شروع به تحصیل نمود ، پس از پایان دوره ابتدایی که با موفقیت آن را طی کرده بود به شغل کارگری و کشاورزی پرداخت و خانواده را در امر امرار معاش یاری می داد ، تا اینکه به سنی رسید که احساس کرد باید دین خود را به امام و انقلاب ادا نمود۰ بهمین خاطر فرمان رهبرش – خمینی کبیر (ره) – را لبیک گفت و راهی جبهه های نور علیه ظلمت شد۰ مدتی را در جبهه ها بصورت بسیجی به خدمت پرداخت تا اینکه بعنوان پاسدار وظیفه جهت خدمت به کشور مسئولیت بزرگتری را پذیرفت و وارد جبهه شد و چون تخصص او روی توپ ۱۰۶ بود همیشه در معرض تیررس دشمن قرار می گرفت۰ آخرین مرخصی شهید حدود ۱۵ روز طول کشید ، در پایان مرخصی او که آماده رفتن به جبهه می شد کم کم حال او دگرگون می شد و سر از پا نمی شناخت۰ با تمام اعضای خانواده طوری خداحافظی میکرد که انگار دیگر بر نمی گردد۰ از همه حلال بودی می طلبید و خود را برای وداع با دنیای مادی آماده می کرد۰ محمد رضا پس از یک هفته که به جبهه اعزام شد بر اثر اصابت ترکش زخمی گردید و در یکی از بیمارستانهای اهواز بستری گشت که پی از بهبودی بلافاصله به خ ط مقدم اعزام گردید تا اینکه عملیات کربلای ۵ شروع شد و محمد رضا بر اثر اصابت گلوله توپ به خودرو حامل توپ ۱۰۶ که مسئولیتش با ایشان بود از ناحیه سمت چپ بدنش مجروح و بلا فاصله به شهادت می رسد۰ خصوصیات شهید اسماعیلی : شهید فردی خوش رو و خوش برخورد بود که همیشه اعضاء خانواده به دید یک دوست به او نگاه می کردند ۰ او را بسیار دوست می داشتند و در تمام امور با او مشورت می کردند و او را الگوی خود قرار می دادند۰ نسبت به مردم و همسایگان بسیار مهربان و خوش برخورد و به صله رحم بسیار اهمیت می داد۰ نماز اول وقت را همیشه سر لوحه کارهای خود قرار داده و سعی می کرد که همیشه نمازش را با جماعت اقامه کند۰ بعد از نماز صبح ، زیارت عاشورا و قرآن می خواند۰ دوستان و آشنایان را به امر به معروف و نهی از منکر تشویق می کرد و به مطالعه اهمیت زیادی می داد ۰ سفارشهای دوستانه او اقامه نماز ، رعایت اسلام و پیروی از امام خمینی (ره) بود۰ سخنش در مورد جنگ و شهادت چنین بود : جنگها ، جنگ حق با باطل است ، جنگ فقر و غنا است ، جنگها ، جنگ ایمان با با رذالت است۰ چه کوته نظرند آنهایی که خیال می کنند چون ما در جبهه ها به آرمان نهایی نرسیده ایم و پس شهادت و رشادت و ایثار و از خود گذشتگی و صلابت بی فایده است۰ خاطرات

او نوجوانی شجاع و نترس بود ، با آنکه ۱۲ سال بیشتر نداشت در سال ۱۳۵۷ قبل از اینکه انقلاب به پیرروزی نهایی برسد ، با اطلاع شدند که در یکی از روستا های خرامه برخی از مردم قصد ایستادگی در برابر سیل خروشان مردم و انقلاب اسلامی را داشتند و به مبارزه مسلحانه روی آورده بودند ۰ شهید با تعدای از دوستان خود به روستا حمله کرده و با مقداری خسارت آوردن به آنها و آتش راه انداختن باعث رعب و وحشت منافقین شدند۰ یادداشت

بخشی از نامه شهید به خانواده : ۰۰۰ پدرم این تویی که با قلب شادی ندیده ات و با دستهای رنج آشنایت برای من آسایش آورده ای۰ تو با باران رنجهای خود گویی زندگی مرا گلشن کرده ای ، ۰۰۰ مادرم می دانم که تا بوده ام صمیمانه به پاسداریم نشسته بودی و در همه لحظه ها عاشقانه به نظارت زندگیم پرداخته ای۰ خنده هایت ، خنده های من بود و گریه هایت گریه های من و غمهای من بود که بر تو غم آموخت و شادیهای من بود که شادی را بر تو یاد داد۰ مادر من شهر زندگی را از تو آموختم۰ [۱]


پانویس

  1. سایت شهدای استان فارس