ویرایشها
«اشهد ان لا اله الا الله وحده لا شریک له کما شهد الله لنفسه و اولوا العلم من خلقه و اشهد ان محمدا صلی الله علیه و آله عبده و رسوله و دین الحق لیظهره علی الدین کله و لو کره المشرکون. و أشهد أن علی بن أبی طالب علیه السلام ولی الله و امام المسلمین و أنّ الأئمه من ولده اعلام الهدی الائمه الاحدی عشر ائمه المسلمین المؤمنین الحجه و محمد بن علی و جعفر بن محمد و موسی بن جعفر و علی ب ن موسی و محمد بن علی و علی بن محمد و الحسن بن علی و الخلف الهادی علیهم السلام بهم اتولی و من اعدائهم اتبرع »
اما بعد از آنجایی که از وظایف مؤمن آن است که همیشه آماده رفتن و [...] 1 فنا و به دار بقاء باشد، لازم است وسایل این راه پرپیچ و خم[...] 2 راه را باز نمود، موانع را برداشت و شرایط را آماده و فراهم نمود. اینجانب محمدتقی آقاجانی مشهور به محمدی قمی فرزند محمد قبادبزنی قمی دارای شناسنامه صادره از قم، [[قم]] ، متولد قبادبزن قم، پس از شهادت به وحدانیت الله و رسالت [...] 3 و شهادت به امامت ائمه معصومت سلام الله علیهم اجمعین مکتوب می نمایم.
- از وظایف الهی و حقوق الهی بر گردن من بسیار است، ولی[...] 4 از درگاه ایزد متعال دارم که این بنده عادی را به لطف و کرم خود بیامرزد.«الهنا و ربنا عاملنا بفضلک و لا تعاملنا بعدلک یا کریم».
- از حقوق انسانی بر گردن من بحمدالله و المنه آن چنان چیز مهمی که قابل ذکر باشد نیست، ولی باز از افرادی که همسایه ما بوده اند در دِه یک حلالیتی بطلبید.
- اما از چیزهایی که به طور امانت الهی در دست این حقیر هست: الف. کتابهایی که دارم نصف عربی آنها را به کتابخانه مدرسه فیضیه قم و نصف دیگر را به کتابخانه آیت الله العظمی مرعشی بدهید و کتابهای فارسی را به کتابخانه مسجد قبادبزن وقف نمایید. البته مشروط بر آنکه برادرم مهدی طلبه نشود و اگر طلبه شد کتاب ها از آن او باشد. ب. از پول هایی که در بانک تعاون اسلامی و صندوق توحید دارم برای من تا سه سال از اول محرم تا 5 شب وسال بعد از شب 5 تا عاشورا و سال بعد از عاشورا تا 15 محرم مجلس عزاداری [[امام حسین ]] علیه السلام برپا دارند. ج. از املاکی که دارم اگر پدرم حاضر بود یک حج نیابتی بگیرند یا ان شاءالله اگر راه کربلای امام حسین علیه السلام باز شد یک زیارت کربلای امام حسین ع به نیابت از این حقیر به جای آورند. 4
- از نظر من مدفن، اگر در [[دزفول ]] مُردم یا کشته شدم و خیلی بدنم پاره پاره شد همان جا دفن کنند و اگر چنان ضربه ای نخوردم به قم حتی الامکان منتقل کنند.
- در خاتمه از برادرم حاجی میرزا شریفانی و برادرم هوشیاری نبی الله برای من حلالیت بطلبید و از آنها بخواهید که مرا دعا کنند.