==زندگی نامه==
شه ی د مج ی د اکبر ی شهید مجید اکبری در بهمن سرد و برف ی برفی سال 1347 در شازند در خانواده ا ی ای مؤمن و انقلاب ی انقلابی به دن ی ا دنیا آمد. پدرش مأمور ژاندارمر ی ژاندارمری بود و در آن زمان به دل ی ل دلیل اختلافات مرز ی مرزی در سرحدات کردستان مستقر بود و موقع تولد مج ی د، چهارم ی ن مجید، چهارمین فرزندش حضور نداشت .
او به دل ی ل جابجا یی دلیل جابجایی پدر دوران کودک ی کودکی را در شهرها ی شهرهای مختلف از جمله آران، قمصر و کاشان گذراند. در سن شش سالگ ی سالگی پا به دبستان گذاشت و دوران ابتدا یی ابتدایی را با موفق ی ت موفقیت به پا ی ان پایان رساند و سپس به مرحله راهنما یی راهنمایی راه ی افت یافت. سپس عل ی علی رغم مخالفت ها ی های خانواده ترک تحص ی ل تحصیل و به خاطر علاق ه علاقه وافرش به کار، مدرسه را ترک گفت و به تهران رفت و در کارها ی تول ی د ی کارهای تولیدی لباس به کار خ ی اط ی خیاطی پرداخت و آن را با علاقه جد ی جدی فرا گرفت .
بعد از فراخوان ی مشمول ی ن فراخوانی مشمولین از راد ی و رادیو و تلو ی ز ی ون تلویزیون در سال 1365 مج ی د مجید که در آن زمان هنوز مشمول نبود به محل تولد خو ی ش خویش مراجعه و از پاسگاه ژاندارمر ی ژاندارمری منطقه دفترچه آماده به خدمت گرفت و دوباره به سر کارش بازگشت و در 18 خرداد سال 1366 به شازند آمد تا در اعزام شرکت نما ی د نماید. بعد از اعزام در 19 خرداد به تهران انتقال ی افت یافت و در پادگان به دسته تکاوران تقس ی م گرد ی د تقسیم گردید.
بعد از دوران 3 ماهه آموزش ی ی ک آموزشی یک ماه هم دوران و ی ژه تکاور ی ویژه تکاوری را گذراند. پس از آن به لشکر 28 کردستان تقس ی م تقسیم و به مر ی وان مریوان منتقل و بعد از حدود سه ماه برا ی مدت ی برای مدتی گردان ها ی های تکاور به عجب ش ی ر شیر منتقل شدند و مج ی د مجید از آنجا برا ی آخر ی ن برای آخرین بار به مرخص ی مرخصی آمد و به او هم چهار روز مرخص ی تشو ی ق ی مرخصی تشویقی داده بودند .
مج ی د انسان ی مجید انسانی بزرگ و والا بود، طبع خونگرم و با محبت ی محبتی داشت. دوران کار در تهران از او انسان ی انسانی متعهد و با ا ی مان ایمان و پر تلاش ساخته بود. او خانواده اش را در امور مال ی همراه ی م ی مالی همراهی می نمود چون پدرش به دل ی ل بازنشستگ ی دارا ی دلیل بازنشستگی دارای حقوق ز ی اد ی زیادی نبود. همواره ی ار یار و مددکار خانواده اش بود با ا ی ن این که در مح ی ط محیط آزاد پرورش ی افته یافته و کار م ی می کرد ه ی چ هیچ گاه قدم ی قدمی به کج راه ها ی فروان ی های فروانی که سد راه جوانان بود نگذاشت .
در آمدش هر چند ناچ ی ز ناچیز بود در راه ها ی ب ی هوده های بیهوده مصرف ننمود. مج ی د مجید در مدت تقر ی با تقریبا ده ماه خدمتش بارها ابراز م ی می داشت که شه ی د م ی شهید می شوم و شا ی د ا ی ن شاید این خود ندا ی درون ی ندای درونی بود که او را نو ی د نوید شهادت م ی می داد .
در آخر ی ن مرخص ی م ی آخرین مرخصی می گفت: ا ی ن این بار شه ی د م ی شهید می شوم و ی ک یک عکس بزرگ هم ته ی ه تهیه نمود و گفت اگر شه ی د شهید شدم آن را بر سر مزارم بزن ی د بزنید. روح ی ه ا ی ثارگرانه مج ی د روحیه ایثارگرانه مجید همواره مورد توجه و تمج ی د فام ی ل تمجید فامیل و آشنا ی ان آشنایان بود. احساسات و عواطف شد ی د ی شدیدی که داشت او را وادار م ی می کرد که موقع آمدن به مرخص ی مرخصی به تمام ی تمامی اقوام و آشنا ی ان سرکش ی آشنایان سرکشی و احوالپرس ی نما ی د . مج ی د مدت ی را ن ی ز در نزد ی ک ی از دوستان در عکاس ی به کار پرداخت و تقر ی باً عکاس ماهر ی شده بود که ا ی ن مربوطه به حدود شش ماه قبل از سرباز ی ش بود. در روز 1366/11/23 بعد از پا ی ان مرخص ی به منطقه بازگشت و مطلع شد که گردان آنها به مر ی وان بازگشته. حدوداً ی ک ماه بعد از آ خر ی ن مرخص ی اش در تار ی خ 1366/12/21 در ح ی ن عمل ی ات تجسس با تعداد ی از همرزمانش به شهادت رس ی د . پ ی کر پاک شه ی د مج ی د اکبر ی در مورخه 1366/12/21 تش یی ع گرد ی ده و در گلزار شهدا ی شازند در کنار د ی گر همرزمانش به خاک سپرده شد و دفتر زندگ ی ش در نوزده سالگ ی بسته گرد ی د احوالپرسی نماید.
مجید مدتی را نیز در نزدیکی از دوستان در عکاسی به کار پرداخت و تقریباً عکاس ماهری شده بود که این مربوطه به حدود شش ماه قبل از سربازیش بود. در روز 1366/11/23 بعد از پایان مرخصی به منطقه بازگشت و مطلع شد که گردان آنها به مریوان بازگشته. حدوداً یک ماه بعد از آخرین مرخصی اش در تاریخ 1366/12/21 در حین عملیات تجسس با تعدادی از همرزمانش به شهادت رسید.
پیکر پاک شهید مجید اکبری در مورخه 1366/12/21 تشییع گردیده و در گلزار شهدای شازند در کنار دیگر همرزمانش به خاک سپرده شد و دفتر زندگیش در نوزده سالگی بسته گردید.
منبع:سایت شهدای ارتش
http://ajashohada.ir/Home/MartyrDetails/38525