ویرایش‌ها

شهیدابراهیم قارم

۵۴ بایت اضافه‌شده، ‏۵ مرداد ۱۳۹۸، ساعت ۱۹:۱۲
[[شهید ]] [[ابراهیم قارم]]
تاریخ تولد : [[1341/01/01 ]] تاریخ شهادت : [[1361/08/27]]
محل شهادت : نامشخص
محل آرامگاه : [[خوزستان ]] - [[دزفول ]] - شهیداباد
رهروان راه خونین حسین (علیه السلام) برای یاری و نصرت دین خدا سر از پای نمی شناسند و با قامتی افراشته با بازوانی ممهور به بوسه رهبر و با قلبی مملو از عشق به الله و رسیدن به او، همواره پای در رکاب دوست نهاده و شتابان بسوی او روانند.
آنان در این مسیر، رضای حق تعالی را طالبند و رضای خداوند متعال در جهاد و سرکوبی مشرکین، کافرین و ستمگران که بار ظلمشان بر گرده ی محرومین سنگینی می کند. پس این راه را خطی سرخ به منزلگه مقصود مرتبط می کند و این خط، خط [[شهادت ]] است. مومنانی که با خلوص نیت پای در این راه می گذارند و با مال و جان خودشان بر قلع و قمع کفار و ستمگران همت گمارند و دین خدا را نصرت بخشند مشمول رضای خدا واقع شوند وگرنه مستحق غضب او.
در سال 1341 از میان ابرهای تیره و تار ستمشاهی که تمام فضای [[ایران ]] را فرا گرفته بود ستاره ای درخشان پرتو افکن شد و در خانه ای کوچک و خانواده ای مذهبی و عاشق به اهل بیت (علیهم السلام) این منبع نور و ایمان، ابراهیم قارم متولد شد. پدرش ضمن داشتن کسوت روحانیت به شغل مقدس کشاورزی هم می پرداخت. از آنجا که سیاست های غلط و نابود کننده رژیم منحوس پهلوی کشاورزی کل کشور را تحت الشعاع قرار داده بود کشاورزان زحمت کش تا جایی تحت فشار قرار گرفتند که ادامه زندگی بسیار مشکل بود. پدرش مجبور بود برای تأمین نفقه خانواده خویش کارگری کره پزخانه را به عنوان شغل بعدی خود انتخاب کند و ابراهیم از همان اوایل کودکی در حین درس خواندن به اتفاق پدر در کوره ها مشغول کار شد. وی در سال 1358؛ یعنی یک سال بعد از انقلاب بالاخره موفق به گرفتن دیپلم ساختمان شد.
شهید ابراهیم قارم با شروع شدن انقلاب اسلامی، این آرزوی میلیون ها انسان محروم و مستضغف در تظاهرات و راهپیمایی ها بر علیه رژیم طاغوت، شرکت فعال داشت و نسبت به مستکبرین نفرت زیادی نشان می داد. برای مصداق این سخن قسمتی از نوشته های او را بیان می کنیم:
او در هنگام موضع گیری ها همیشه نقطه نظرهای امام را حفظ می کرد و در مسائل سیاسی و اجتماعی خود همیشه به ایشان اقتدا می نمود. در نماز جماعت و جلسه قرائت قرآن، نماز جمعه، دعای کمیل و ... همواره حضور داشت و همیشه می گفت که برادران قدر این جلسه های مساجد را بدانید می دانید که انقلاب از این مساجد شروع شد.
پس از شروع جنگ تحمیلی روح جستجوگر شهید قارم او را وا داشت که به جبهه برود و از این رو بود که بارها در سپاه و ذخیره سپاه رفته بود و همین که آموزش های لازم را دید در جبهه های مختلف خوزستان مشغول فعالیت بود و تا آن که حتی یک روز در جبهه [[آبادان ]] بر اثر پرتاب [[موشک آر.پی.جی ]] دشمن که در نزدیکی وی اصابت می کند لباس هایش آتش می گیرد و چون در آن نزدیکی آب موجود بود لذا زود آتش لباس خود را خاموش و به جز جراحت های جزیی به او آسیبی نرسید.
شهید قارم در سال 1360 جهت اعزام به خدمت نظام وظیفه با توجه به این که [[ارتش ]] و [[سپاه ]] را دو لشکر الهی می دانست و معتقد بود که باید نیروهای معتقد و مذهبی وارد ارتش شوند و جو مذهبی و معنوی آنجا را قوی کنند با این عقیده به سربازی اعزام شد. لازم به ذکر است که او حین تقسیم، جزء نیروی هوایی قرار گرفت. او گفت چون من قبلاً در جبهه بوده ام و علاقه دارم به جبهه بروم باید در نیروی زمینی باشم و ارتش هم با او موافقت نمود و از این طریق ابراهیم توانست در چندین عملیات از جمله [[عملیات بیت المقدس ]] شرکت نماید و در این عملیات با تعدادی از برادران در محاصره بعثیون کافر قرار می گیرد. از آنجایی که خدا همیشه سپاه خود را پشتیبانی می کند از آن محاصره هم به یاری خدا رها می شوند و او همان طور با خصم کافر برای رهایی مستضعفین از زیر بار مستکبرین و حاکمیت بخشیدن الهی شجاعانه جنگید.
شهید ابراهیم قارم عقیده داشت که این دنیا زندانی بیش نیست، قفسی است که در آن قفس نمی توان پر زد و روح ملکوتش نتوانست در قفس جان بماند و سرانجام با همه فداکاری ها، کوشش و جدیت در تاریخ 1361/08/27 در جبهه [[شلمچه ]] به دیدار معشوق شتافت و او مرگی را انتخاب نمود که همیشه در آرزویش بود و شمع فروزانش خاموش می شود و روح بزرگش به سوی آسمان پرواز می کند.
روحش شاد و یادش گرامی باد
۸۰۰
ویرایش