شهید عباس رحمانی راد: تفاوت بین نسخه‌ها

از دانش‌نامه فرهنگ ایثار , جهاد و شهادت
پرش به: ناوبری، جستجو
سطر ۱۶: سطر ۱۶:
 
*زندگینامه 2
 
*زندگینامه 2
 
شهید عباس رحمانی‌راد در اول شهریور ماه 1342 در شهرستان قوچان در خانواده‌ای که تمام آرزو و راز و نیازشان ‌داشتن یک پسر بود، به دنیا آمد. پدر وی فردی زحمتکش بود و خانواده‌ای مذهبی داشت. شهید عباس رحمانی‌راد دوران ابتدایی را در یکی از دبستان‌های شهرستان به نام بهادری ‌مشغول به تحصیل شد و دوران ابتدایی را در آنجا به پایان رساند. پس از آن وارد مدرسه‌ی راهنمایی مولوی شد و سپس تحصیلات متوسطه را تا سال دوم ادامه داد. ایام تحصیل او درسال دوم متوسطه با دوران با شکوه انقلاب اسلامی مصادف شد. به این دلیل شهید درس را رها کرد و به تظاهرات و فعالیت‌های دیگر بر علیه رژیم منحوس پهلوی به مبارزه پرداخت. او در یکی از این تظاهرات همراه با تنی چند از دوستان خود مجسمه‌ی شاه را که در میدان شهر نصب شده بود سرنگون کردند. ولی درحین انجام این کار توسط ماموران حکومتی مجروح شد تا جایی که شهید قادر به راه رفتن نبود. پس از پیروزی انقلاب شکوهمند اسلامی، با گذشت زمان و ‌فرارسیدن دوران خدمت شهید بعلت عشق به نظام و نظامی‌گری و دفاع از استقلال کشور ‌به استخدام ارتش درآمد. زیرا او معتقد بود که در همه حال باید از کشور و تمامیت ارضی آن دفاع کرد‌ و نیل به این عقیده، فقط با پیوستن به ارتش محقق می‌گردید. با شروع جنگ تحمیلی رژیم ددمنش عراق بر علیه نظام اسلامی در طول مدتی که در خدمت ارتش بود ،در مناطق عملیاتی خدمت می‌کرد. تا اینکه به خاطر مجروحیت بر اثر انفجار مین و از دست دادن انگشت دست چپ مدتی در بیمارستان بستری شد. پس از آن دوباره به جبهه مراجعت و در یگان مسئول آتشبار هوایی شد. او در طی 9 سال زندگی مشترک تنها 4 سال با زن و فرزندانش بود و بقیه وقتش را به اسلام و میهن خدمت می‌کرد. سرانجام در حین ماموریت در جاده اراک کرمانشاه بر اثر تصادف به درجه‌ی رفیع شهادت نائل آمد. پیکر پاکش در گلزار شهدای قوچان مدفون است.
 
شهید عباس رحمانی‌راد در اول شهریور ماه 1342 در شهرستان قوچان در خانواده‌ای که تمام آرزو و راز و نیازشان ‌داشتن یک پسر بود، به دنیا آمد. پدر وی فردی زحمتکش بود و خانواده‌ای مذهبی داشت. شهید عباس رحمانی‌راد دوران ابتدایی را در یکی از دبستان‌های شهرستان به نام بهادری ‌مشغول به تحصیل شد و دوران ابتدایی را در آنجا به پایان رساند. پس از آن وارد مدرسه‌ی راهنمایی مولوی شد و سپس تحصیلات متوسطه را تا سال دوم ادامه داد. ایام تحصیل او درسال دوم متوسطه با دوران با شکوه انقلاب اسلامی مصادف شد. به این دلیل شهید درس را رها کرد و به تظاهرات و فعالیت‌های دیگر بر علیه رژیم منحوس پهلوی به مبارزه پرداخت. او در یکی از این تظاهرات همراه با تنی چند از دوستان خود مجسمه‌ی شاه را که در میدان شهر نصب شده بود سرنگون کردند. ولی درحین انجام این کار توسط ماموران حکومتی مجروح شد تا جایی که شهید قادر به راه رفتن نبود. پس از پیروزی انقلاب شکوهمند اسلامی، با گذشت زمان و ‌فرارسیدن دوران خدمت شهید بعلت عشق به نظام و نظامی‌گری و دفاع از استقلال کشور ‌به استخدام ارتش درآمد. زیرا او معتقد بود که در همه حال باید از کشور و تمامیت ارضی آن دفاع کرد‌ و نیل به این عقیده، فقط با پیوستن به ارتش محقق می‌گردید. با شروع جنگ تحمیلی رژیم ددمنش عراق بر علیه نظام اسلامی در طول مدتی که در خدمت ارتش بود ،در مناطق عملیاتی خدمت می‌کرد. تا اینکه به خاطر مجروحیت بر اثر انفجار مین و از دست دادن انگشت دست چپ مدتی در بیمارستان بستری شد. پس از آن دوباره به جبهه مراجعت و در یگان مسئول آتشبار هوایی شد. او در طی 9 سال زندگی مشترک تنها 4 سال با زن و فرزندانش بود و بقیه وقتش را به اسلام و میهن خدمت می‌کرد. سرانجام در حین ماموریت در جاده اراک کرمانشاه بر اثر تصادف به درجه‌ی رفیع شهادت نائل آمد. پیکر پاکش در گلزار شهدای قوچان مدفون است.
 +
<ref>[http://%20%20http://ajashohada.ir/home/martyrdetails/42963 سایت شهدای ارتش]</ref>
  
سایت شهدای ارتش
+
==پانویس==
 
+
<references />
http://ajashohada.ir/home/martyrdetails/42963
+

نسخهٔ ‏۲۱ مرداد ۱۳۹۸، ساعت ۰۰:۲۸

بسمه تعالی شهید عباس رحمانی راد  : تاریخ تولد : 01/06/1342 تاریخ شهادت : 30/10/1369 محل شهادت : نامشخص محل آرامگاه: خراسان رضوی – قوچان – باغ بهشت

زندگینامه

  • زندگینامه 1

شهید عباس رحمانی راد در اول شهریور ماه 1342 در شهرستان قوچان در خانواده ای که تمام راز و نیازشان پسر دار شدن بود به دنیا آمد. پدر وی فردی زحمتکش بود و خانواده ای مذهبی داشت. شهید عباس رحمانی راد دوران ابتدایی را در یکی از دبستانهای شهرستان به نام بهادری به تحصیل مشغول شد و دوران ابتدایی را در آنجا به پایان رساند. پس از آن وارد مدرسه راهنمایی مولوی شد و سپس تحصیلات متوسطه را تا سال دوم ادامه داد که با دوران با شکوه انقلاب اسلامی مصادف شد. به این دلیل شهید درس را رها کرد و به تظاهرات و فعالیتهای دیگر بر علیه رژیم به مبارزه پرداخت و در یکی از این تظاهرات همراه با بقیه دوستان خود مجسمه شاه را که در شهر نصب شده بود براندازی کردند و توسط ماموران حکومتی مجروح شدند تا جایی که شهید قادر به راه رفتن نبود. با گذشت زمان با فرارسیدن دوران خدمت به نیروی زمینی ملحق شد و به جبهه اعزام گردید تا اینکه به خاطر مجروحیت بر اثر انفجار مین و از دست دادن انگشت چپ مدتی در بیمارستان بستری شد. پس از آن دوباره به جبهه رفت و در یگان مسئول آتشبار هوایی شد. او در طی 9 سال زندگی مشترک تنها 4 سال با زن و فرزندانش بود و بقیه وقتش را به اسلام و میهن خدمت میکرد. سرانجام در حین ماموریت در جاده اراک کرمانشاه بر اثر تصادف به درجه رفیع شهادت نائل میآید. پیکر پاکش در گلزار شهدای قوچان مدفون است.


  • زندگینامه 2

شهید عباس رحمانی‌راد در اول شهریور ماه 1342 در شهرستان قوچان در خانواده‌ای که تمام آرزو و راز و نیازشان ‌داشتن یک پسر بود، به دنیا آمد. پدر وی فردی زحمتکش بود و خانواده‌ای مذهبی داشت. شهید عباس رحمانی‌راد دوران ابتدایی را در یکی از دبستان‌های شهرستان به نام بهادری ‌مشغول به تحصیل شد و دوران ابتدایی را در آنجا به پایان رساند. پس از آن وارد مدرسه‌ی راهنمایی مولوی شد و سپس تحصیلات متوسطه را تا سال دوم ادامه داد. ایام تحصیل او درسال دوم متوسطه با دوران با شکوه انقلاب اسلامی مصادف شد. به این دلیل شهید درس را رها کرد و به تظاهرات و فعالیت‌های دیگر بر علیه رژیم منحوس پهلوی به مبارزه پرداخت. او در یکی از این تظاهرات همراه با تنی چند از دوستان خود مجسمه‌ی شاه را که در میدان شهر نصب شده بود سرنگون کردند. ولی درحین انجام این کار توسط ماموران حکومتی مجروح شد تا جایی که شهید قادر به راه رفتن نبود. پس از پیروزی انقلاب شکوهمند اسلامی، با گذشت زمان و ‌فرارسیدن دوران خدمت شهید بعلت عشق به نظام و نظامی‌گری و دفاع از استقلال کشور ‌به استخدام ارتش درآمد. زیرا او معتقد بود که در همه حال باید از کشور و تمامیت ارضی آن دفاع کرد‌ و نیل به این عقیده، فقط با پیوستن به ارتش محقق می‌گردید. با شروع جنگ تحمیلی رژیم ددمنش عراق بر علیه نظام اسلامی در طول مدتی که در خدمت ارتش بود ،در مناطق عملیاتی خدمت می‌کرد. تا اینکه به خاطر مجروحیت بر اثر انفجار مین و از دست دادن انگشت دست چپ مدتی در بیمارستان بستری شد. پس از آن دوباره به جبهه مراجعت و در یگان مسئول آتشبار هوایی شد. او در طی 9 سال زندگی مشترک تنها 4 سال با زن و فرزندانش بود و بقیه وقتش را به اسلام و میهن خدمت می‌کرد. سرانجام در حین ماموریت در جاده اراک کرمانشاه بر اثر تصادف به درجه‌ی رفیع شهادت نائل آمد. پیکر پاکش در گلزار شهدای قوچان مدفون است. [۱]

پانویس

  1. سایت شهدای ارتش