بدان كه مرگ حق است و اجل حتمى است و هر انسانى، يك روز بايد خود را براى رخت بر بستن از اين دنياى فانى آماده كند. حال بعضى زودتر و برخى ديرتر، ولى در عين حال كُلُّ نَفْسٍ ذَائِقَةُ الْمَوْتِ
[۲]
و اين را هم مى دانى كه مرگ شروع زندگى جاويد و پايان زندگى موقت دنيوى است و فنا و نيستى براى انسان وجود ندارد، پس براى كسى كه از خانه اى به خانه ديگر شتافته و ترك ديدارش موقت است، نبايد ناراحت بود، بلكه بايستى در حقم دعا كنى و از خداوند قادر متعال بخواهى، كه مرا در زمره شهداى راه خودش قرار دهد.
عالم محضر خداست، در محضر خدا معصيت نكنيد.
[۳]
اگر خداوند خواست كه از سلاله من نسلى باقى بماند و فرزندى داشتم، دوست دارم اگر پسر باشد، محمد يا على و اگر دختر باشد، حتما فاطمه اسمش را بگذاريد، كه حداقل اولين حق پدر و مادر درباره فرزند را ادا كرده باشم .
و اما چند وصيت به مادر و برادرانم :
مادر و برادران و خـــواهرم، از شماهـــا مى خواهم بعد از مرگ من، پس از پايان مدت شــــرعى و قانونى همســــرم را تكليف به ازدواج بكنيد. در اين مورد او را ســـرزنش نكنيد چرا كه اين حـــق مســــلم طبيعى و شرعى اوست و در اين راه به او در يافتن يك فرد لايق و مـــذهبى كمك كنيد.
مقدار ۱۶ روز روزه قرض دارم كه ۹ روز آن كفاره هم به گردنم است و ۷ روز ديگر آن فقط قرض روزه است كه حتما بعد از من آنها را رد كنيد و احتياطا ۶ ماه هم نماز يوميه برايم بخوانيد . مبلغ ۱۰۰۰ تومان از آقا محسن ، ۵۰ تومان از احمد حبيبى و ۲۵۰۰ تومان از برادرم مهدى آقا و هزار تومان از مادرم قرض دارم كه حتما آنها را بدهيد. پولى هم كه در دست برادرم محمد آقا است سهم امام و خمس آن را رد كرده و از پولى كه در دفترچه حساب پس انداز دارم ، هم خمس و سهم امام خارج كنيد تا مديون از دنيا نروم . احيانا اگر كس ديگرى مراجعه كرد و مطالبه مبلغى نمود به او بدهيد .
از تمام وابستگان مى خواهم از خون من براى مسائل مادى دنيا سوء استفاده نكنند كه فــــرداى قيامت (جلـــو) آنها را خــواهم گرفت و راضى نخواهم شد.
همانطور كه در قسمت اول، مربوط به همسرم تذكر دادم، گردنبند و انگشتر را از او نگيريد ولى در ساير باقى مانده بعد از من، رعايت قانون شرعى ارث را بنمائيد و هر طور اسلام دستور مى دهد عمل كنيد، ولى قدر مسلم اين است كه سعى كنيد او را ( همسرم ) راضى نمائيد چرا كه از من فيضى در مدت عمرش نديده است.