وصیت نامه [[شهید مسعود سلیمانی ماهینی]] :
الان این کاغذ را که مینویسم شب حمله است. مادر نمیدانی چه شور و حالی در میان ماست، انگار که همه پر در آورده و پرواز میکنیم و همه سبکبال شدهایم
شهید اسدالله(مسعود) سلیمانی ماهینی متولد سال [[1342 ]] بود و شانزدهم اسفند سال [[63 ]] در سن 21 سالگی در عملیات [[بدر ]] به فیض شهادت نائل شد. پیکر او پس از سالها گمنامی تفحص شد و سرانجام در 14 تیر سال 76 در قطعه 52گلزار شهدای [[بهشت زهرا]](س) [[تهران ]] آرام گرفت.
در ادامه وصیت نامه این شهید والامقام را می خوانید:
مادرم، تنها خواهشم این است که در شهادت من گریه نکنی، چرا که ما راه حق را میرویم و بر علیه کفر میستیزیم و برای یاری اسلام وامام قدم برمیداریم. الان این کاغذ را که مینویسم شب حمله است. مادر نمیدانی چه شور و حالی در میان ماست، انگار که همه پر در آورده و پرواز میکنیم و همه سبکبال شدهایم ، قبل از این برنامه نوحه و سینه زنی داشتیم و واقعاً که شب [[عاشورا ]] در خاطر زنده گشت و انشاءالله که با ریختن خون ما راه کربلای حسین باز شود و شما همگی برای زیارت قبر آقا اباعبدالله بیایید و یاد ما نیز باشید.
برادران و خواهران عزیزم، شما نیز مرا ببخشید، چرا که در طول زندگی ممکن است از من آزاری دیده باشید، برادر عزیزم محمد، انشاءالله پس از پایان تحصیلات، درس طلبگی را فراموش نکنی و مرثیهگوی خاندان آن عصمت وطهارت باش، چرا که به فرمایش امام ، همین روضهخوانیها و همین روضه [[امامحسین ]] بود که اسلام را زنده کرد(نجات داد.)
برادران عزیز گروه فرهنگی و [[بسیج ]] و کلاً تمام اهل [[مسجد ]] و محل، تقاضایم این است که دست به دست هم داده و فقط و فقط برای خدا کار کنید و یاری دین خدا کنید. توصیه دیگرم اینکه [[نماز جمعه ]] را که به فرمایش امام دشمن شکن است ترک نکنید و دعایکمیل دعای کمیل را در شبهای جمعه فراموش نکنید چرا که دعا دل انسان را جلا میدهد و صفای باطن به انسان میدهد و او را غرق در عالم ملکوت میکند.