ویرایش‌ها

شهید سید محسن (مهرداد) صفوی

۴۳ بایت اضافه‌شده، ‏۸ شهریور ۱۳۹۸، ساعت ۱۷:۵۴
'''متن پررنگ'''
 *سیدمحسن(مهرداد) صفوی
*تولد
سید مهردادصفوی در سال [[۱۳۳۳]] در یکی از روستاهای اطراف [[اصفهان]] و در خانواده ای متدین و اصیل دیده به جهان گشود.پس از گذراندن دوران تحصیلات دبستان و متوسطه، تحصیلات دانشگاهی خود را در رشته راه و ساختماان به پایان رساند.
*مبارزات دوران انقلاب
با توجه به وضعیت رژیم و مفاسدی که شاه علیه اسلام و طرفداران حضرت [[امام خمینی]] انجام می داد و به خصوص با وجود جو شدید واختناق و سرکوبی که سازمان امنیت واطلاعات کشور، ساواک از اوایل سال ۱۳۵۰ در تمام شهرها برای مبارزه با حرکتهای سیاسی ومذهبی راه انداخته بود، سید مهرداد بدون وابستگی به گروهی خاص با انگیزه و بینش اسلامی در صراط مستقیم و تبعیت از ولایت فقیه حرکتهای سیاسی خود را از روستاهای اصفهان و شهرهای اطراف شروع کرد و به سرعت دامنه فعالیت خود را گسترش داد.
*فعالیت های بعداز انقلاب
مهرداد بعد از انقلاب اسمش را به محسن تغییر داد. انقلاب پس از پیروزی انقلاب اسلامی طی حکمی مامور تشکیل کمیته انقلاب اسلامی در شهرستان شهرضا شد. علاوه بر این، کمیته شهرستان سمیرم را نیز راه اندازی کرد. با توجه به حضور خوانین و مساله سازی آنها در منطقه، با همکاری روحانیت منطقه،نیروهای حزب اللهی را سازماندهی کرد و [[سپاه]] را در این دو شهر تشکیل داد و تا مدتها فرماندهی سپاه شهرهای یاد شده را به عهده داشت.
*حضوردرجبهه
بعد از مدتی با توجه به لزوم شرکت گسترده تر دولت در جنگ، هیات دولت به منظور پشتیبانی فعالتر از جنگ، طبق مصوبه ای وزارت سپاه را مامور تاسیس قرارگاهی بنام صراط الستقیم کرد تا از توان وزارتخانه ها درامر جنگ به نحو مطلوبتری استفاده کند. مسئولیت این قرارگاه با حکم وزیر وقت سپاه ،سردار محسن رفیق دوست، به شهید صفوی محول گردید.
*تاسیس بیمارستان های جنگی
قرارگاه صراط المستقیم زیر نظر قرارگاه مهندسی رزمی خاتم الانبیا(ص) تمام پروژه های مهندسی وزارتخانه های مختلف را زیر پوشش خود قرار داد و علاوه بر پشتیبانی آنها نسبت به حسن اجرای پروژه های بیمارستانی ،مثل: نظارت بر تاسیس بیمارستانهای [[فاطمه الزهرا]](س) در منطقه چویبده، بیمارستان [[امام علی]](ع) [[آبادان]]، بیمارستان [[امام حسین]](ع) و چندین بیمارستان دیگر را انجام داد.
*بیمارستان های جنگی
نیز نظارت بر حسن اجرای جاده های مهم مواصلاتی مانند جاده [[امام صادق]](ع)، جمهوری اسلامی و ... که در سرنوشت جنگ تاثیر به سزایی داشتند). با توجه به دو هویتی بودن قرارگاه مزبور، علاوه بر پشتیبانی و نظارت بر پروژه های وزارتخانه های شرکت کننده در جنگ، نسبت به اجرای پروژه های مهم و مورد نیاز جبهه نیز با همکاری دو تیپ مهندسی رزمی کوثر و ابوذر و گردان مستقل فاطمه الزهرا(س) اقدام می کرد. احداث جاده ها و پلهای متعدد خاکی در هورها و جزایر خیبر شمالی مانند جاده های [[شهید همت]]، [[شهید جولایی]]، قمر بنی هاشم(ع) (در منتهی الیه جزیره جنوبی) و احداث سد خاکی بسیار مهم و استراتژیک فاطمه الزهرا(س) در منطقه چوبیده بر روی رودخانه بهمن شیر نزدیک دهانه خلیج فارس و نیز سایتهای متعدد موشکی و طراحی و تولید سنگرهای اجتماعی – که بعدها از شهادت ایشان به سنگر شهید صفوی معروف شد – و همچنین احداث کانالهای متعدد دفاعی و مقرهای پشتیبانی و تامین شن و ماسه مورد نیاز کلیه پروژه های جنگ، از اهم فعالیتها و تلاشهای شبانه روزی مجموعه برادرانی است که با مدیریت این شهید بزرگوار باعث پیروزیهای تعیین کننده ای در صحنه های دفاع مقدس گردیدند.
*تحصیلات حوزوی
این شهید بزرگوار به واسطه علاقه ویژه ای که به روحانیت، خصوصاً حضرت [[امام خمینی]](ره) داشت، زندگی و خلق و خوی طلبگی را انتخاب کرد و یادگیری درسهای حوزه را آغاز نمود. با شروع جنگ تحمیلی، به دلیل اینکه حضور در مدرسه انسان سازی (دفاع مقدس) برایش از اولویت خاصی برخوردار بود و در راس همه امور قرار داشت از ادامه دروس حوزوی منصرف شد.
*التزام عملی به دین
شهید صفوی برای انجام واجبات و ترک محرمات اهمیت ویژه ای قایل بود، انس عجیبی با [[قرآن]] داشت و نسبت به ائمه اطهار(ع) عشق می ورزید.
*تلاش
شهید صفوی واقعاً انسان خستگی ناپذیری بود؛ با اطمینان می توان گفت که روزی ۱۸ الی ۲۰ ساعت کار می کرد. بسیاری از اوقات خواب وی در طول مسیر و در جاده ها روی صندلی ماشین بود و میزان استراحت او، به حد فاصل دو کار در بین راه بستگی داشت.
*باباشهید می شود
آخرین باری که برای دیدن خانواده رفته بود، صحنه بسیار عجیبی اتفاق افتاد. هنگام خداحافظی، پسر کوچک این شهید بزرگوار به برادر بزرگترش گفته بود: بابا را ببوس که می رود و شهید می شود و ما دیگر بابا را نمی بینیم. دختر کوچکش جلو ایشان را گرفته بود و با حالت گریه می گفت: بابا یک روز دیگر پیش ما بمان تا اقلاً تو را سیر ببینیم. ما تو را هیچ وقت سیر ندیدیم.
*عاطفی ومذهبی
سردار رحیم صفوی فرمانده سابق سپاه در مورد برادر شهیدشان سید محسن می گویند:
*شهادت
او قبلا تصویر شهادت طلبی را در خود ساخته بود و سالها بعد در تاریخ ۱۸/۱۱/۱۳ به آن رسید.او را آینه مجسم و واقعی خود قرار داده بودم. وقتی به خلوتش سر می کشیدی، شاگرد استاد بزرگی بود. شاگردی که رساله حضرت [[امام خمینی]] چراغ راهش بود و با الهام از کتاب قائل اعظم اندیشه اش را روشن می کرد. جدالی که بر علیه هیات حاکمه زمان شروع کرده بود جدالی استثنایی بود، علنی و واضح. اندیشه اش را آشکار می کرد و چشم د ر چشم دشمن دوخته بود.
==خاطرات==
*← سردارسید حسن فیروز آبادی
اعضاء وزارت خانه ها وارد منطقه جنگی شده و باید مورد پشتیبانی قرار می گرفتند. این وظیفه محول شد به وزارت سپاه. قرار گاهی تشکیل شد. به نام قرار گاه صراط المستقیم برای اداره قرار گاه صراط المستقیم، برادر شهید و بزرگوارمان سید محسن صفوی انتخاب شد. در واقع قرار گاه صراط المستقیم بکار گیرنده و پشتیبانی کننده تمام وزارت خانه ها و دستگاه های اجرایی در جبهه بود و بخش عمده از این نیروها و نیروهایی که می آمدند جبهه ,توسط قرار گاه پذیرفته و سازماندهی می شدند. راننده کمپرسی، لودر و بلدوزر می آمدند و در قرار گاه در قالب تیپ ها و گردان های مهندسی تشکل می یافتند و در منطقه بکار گیری می شدند.
*← سردار رحیم صفوی
تازه از کارها و پروژه های ساختمانی در شهرهای مختلف آمده و بی قرار بود، نشست، نگا همان در هم گره خورد. دست در میان موهایش فرو برد، موها را تا انتهای سر با لا کشید. خستگی راه، همراه با خاک سفر، از قامتش فرو ریخت. سید پس از تامل، با شانه، ریش بورش را مرتب کرد و استوار د ر مقابلم نشست و گفت:
*←← عاشق مادر
مادر روی تخت، چشم به سقف دوخته و آخرین لحظات زندگی خود را می گذراند. اما هنوز امیدش را از دست نداده بود و من نگران این لحظه بودم که می رفت تا در زمره خاطره ها ثبت شود.
۱٬۴۲۸
ویرایش