ویرایشها
*تولد
سا ل ۱۳۴۰ درمنطقه عشایرنشین سر تنگ زعفرانی (چم لوان)دراطراف شهرستان مهران متولد شد. تحصیلات ابتدایی را در همان محل به پایان رساند و بعد برای ادامه تحصیل مجبور شد به مهران برود .
*ورودبه سپاه
پس از حمله بعثیان عراق به مهران ،همراه خانواده به ایلام مهاجرت کرد.تابستان سا ل ۱۳۵۹ به عضویت سپاه در آمد. در ایلام ایشان به تحصیل خود ادامه دادند و یکی از اعضای فعال انجمن اسلامی دبیرستان شریعتی ایلام به شمار می رفتنند تا اینکه در سا ل ۱۳۶۲ به عضویت رسمی سپاه در آمد و بعد از گذراندن دوره آموزش به تیپ امیر المومنین(ع) ارفت.
*معاون فرمانده گردان
به علت شایستگی به عنوان فرمانده گروهان معرفی گردید و بعد از مدتی به عنوان معاون فرمانده گردان ۵۰۱ مقداد منصوب شد .پاسداری از اسلام را وظیفه خود می دانست و برای این وظیفه از هیچ چیز خود حتی از جان خود دریغ نکرد.
*شهادت
او به راستی عاشق امام زمان(عج) و فرزند راستینش خمینی کبیر (ره) بود.عجم در عملیات والفجر ۵ به همراه سایر دوستان و پس از درگیری و تصرف ارتفاعات مهم و استراتژیک منطقه عملیاتی،بر اثر اصابت تیر مستقیم به ناحیه سرش به شهادت رسید.
*خاطرات
هنگام شهادت این شهید گرامی،در سخت ترین شرایط روی شهید را به سمت قبله کردیم و ایشان در حالی که جان پاکش را می داد،زمزمه می کرد،چنانچه به سختی متوجه شدیم او حسین حسین می گفت.
*آثارمنتشرشده درباره شهید
علاو بر شهادت که صبر و استقامت در برابر از دست دادن عزیزان نیز حماسه بزرگ دیگری است،نباید هر گز مقاومت تحسین آمیز آن پیر مرد که تنها فرزند خویش را برای نصرت اسلام به جبهه فرستاده و پیکر غرقه به خونش را در یافت نموده کمتر ازآن ایثار جان نامید.
==وصیتنامه==
بسم الله الرحمن الرحیم
*وصیت به مردم
برادران و خواهران می دانید که شهادت در راه خدا آنقدر شیرین است که مانند گل رز خوشبو . در این سرزمین احساس می کنم که در کنار پیامبر اکرم (ص)می جنگم و هر لحظه امام زمان را می بینم و چشمم به جمالش روشن می شود . اما خواهران و برادران بدانید که ما به خاطر انتقام گیری و کشور گشایی جنگ نمی کنیم و ما فقط برای رضای خدا به جبهه رفتیم و من هر قدمی که بر می دارم و هر گلوله ای که شلیک می کنم و قلب دشمن را هدف قرار می دهم به یاری خدا می باشد . برای هر گلوله ای که به بدنممی خورد به یاری خدا تحمل می کنم درد و زجرش را که شیرین تر از عسل می باشد .
*خدایا...
بار خدایا الان که دارم این وصیت نامه را می نویسم چندمین وصیت نامه است ،خدایا مگر دوست نداری که من به فیض این سعادت عظیم برسم . خدایا از تو می خواهم که تو فیق شهادت را نصیبم کنی ،مرگ پر افتخاری که بارها به آن نزدیک شده ام ولی نصیبم نشده است .شاید لایق شهید شدن نباشم زیرا شهید مقامی والا دارد و من فردی گناه کار و خارم .
*وصیت به خانواده
از پدر و مادرم می خواهم مرا حلال کنند و از همه می خواهم در تشیع جنازه ام فقط ذکر خدا بگویند و الله اکبر را تکرار کنند . از خانواده ام می خواهم اگر جنازه ام به دستشان نرسید نا راحت نباشید و آن زمانی را بیاد بیاورید که علی اکبر وارد میدان شد و با زبان تشنه به شهادت رسید و امام حسین (ع)با لای سرش قرار گرفت . در اینجا یک مثال برای شما می زنم و آن این است که شما وقتی به مریضی مبتلا می شوید به دکتر مراجعه می کنید و دکتر به شما دارو می دهد و تلخ و نا گوار است. وقتی که آنها را می خورید پس از مدتی به شما بهبودی می بخشد و آن صورت رنجیده را شاداب می کند . شهادت فرزند برای پدر و مادر همانند آن دارو است که آنها را نزد رسول الله (ص)و فرزندان آن بزرگوار رو سفید می کند . بدانید که از خون جوانان است که اسلام رشد
ردههای این صفحه : شهیدان استان ایلام | شهیدان تیپ امیرالمومنین(ع) | شهیدان سپاه | شهیدان عملیات والفجر4 | فرماندهان شهید