شهید سعید رضاییان: تفاوت بین نسخه‌ها

از دانش‌نامه فرهنگ ایثار , جهاد و شهادت
پرش به: ناوبری، جستجو
سطر ۱۷۲: سطر ۱۷۲:
 
خندان ‌لب و با ميل و رضا مى‌ميرند
 
خندان ‌لب و با ميل و رضا مى‌ميرند
  
به اميد فتح كربلاى حسينى به دست ياران پرتوان خمينى
+
به اميد فتح كربلاى حسينى به دست ياران پرتوان خمينى<ref>[http://ajashohada.ir/Home/MartyrDetails/39797 سایت شهدای ارتش]</ref>
 
+
==پانویس==
 
+
<references />
منبع:سایت شهدای ارتش
+
 
+
http://ajashohada.ir/Home/MartyrDetails/39797
+

نسخهٔ ‏۲۶ شهریور ۱۳۹۸، ساعت ۲۲:۳۱

شه ی د سع ی د رضا یی ان

تار ی خ تولد :1346/05/07

تار ی خ شهادت : 1365/12/12

محل شهادت : نامشخص

محل آرامگاه :تهران - شم ی رانات - امامزاده عل ی اکبر(ع ) چ ی ذر


زندگی نامه

بسمه تعال ی

با آرزو ی طول عمر برا ی امام بزرگوارمان، و نصرت نها یی رزمندگان .

در تار ی خ، 1346/05/07 در قصبه شم ی ران، کودک ی د ی ده به جهان گشود که ام ی د آ ی نده کشور اسلام ی ش گشت؛ کودک کوچک د ی روز همان ش ی ر عرصه رزم است که دن ی ا را چه عجولانه پشت سر نهاد و قدم به عرصه هست ی آخرت گذارد، آر ی بس ی ج ی قهرمان، سع ی د رضا یی ان، شه ی د شاهد ی است که با لباس مق دس سرباز ی امام زمان (عج) در تار ی خ، 1365/11/12 در منطقه عمل ی ات ی سومار از دن ی ا پر ی د و به آخرت پ ی وست .

سع ی د عز ی زمان، در تار ی خ، 1362/08/28 در پا ی گاه مسجد امام سجاد (ع) به عضو ی ت بس ی ج سپاه پاسداران انقلاب اسلام ی در آمد و به دل ی ل داشتن احساس مسئول ی ت، تواضع و قاطع ی ت به سرعت در پا ی گاه پ ی شرفت كرد و بعد از مدت کوتاه ی به عضو ی ت شورا ی پا ی گاه در آمده و مسئول ی ت شب ها ی پ اس پا ی گاه و امور شهدا را پذ ی رفت، تشک ی ل پرونده برا ی شهداي محل، و ته ی ه امکانات به منظور برگزار ی مراسم شهداء، راه انداز ی کاروان ها ی جمکران و قم برا ی خانواده معظم شهداء، برگزار ی مراسم دعا ی توسل در منازل آنان و غ ی ره ... از جمله فعال ی ت ها ی ا ی ن شهيد عزيز در ا ی ن بس يج بود .

فعاليت هاي هر چه ب ی شتر سعيد، وابستگ ی پا ی گاه را به وجودش ب ی شتر مي كرد به نحو ی که به صورت ی ک ی از ارکان اساس ی پا ی گاه تجل ی م ی نمود؛ و ی ما ی ه دلگرم ی و مشوق در کارها ی نيك و اساسي د ی گران بود، در مشکلات، به کمک بچه ها م ی آمد، در امور نظام ی بس ی ج و مأمور ی ت ها ی محوله دارا ی نظم خاص ی ک نظام ی و دقت نظر کاف ی بود و ه ی چ گاه وظا ی ف محوله به و ی ن ی مه کاره رها نم ی شد، علاقه اش به بس ی ج در حد ی بود که پا ی گاه را خانه دوم اش حساب م ی کرد .

شه ی د سع ی د رضا یی ان، تحص ی لات خود را تا مقطع راهنما یی ادامه داده و سپس وارد حوزه علم ی ه شرق تهران شد و همان صلابت و قاطع ی ت ی را که در امور بس ی ج به خرج م ی داد در فعال ی ت ها ی مربوط به حوزه ن ی ز به همين منوال رفتار مي كرد؛ و ی اول ی ن بار در تار ی خ، 1363/12/27 از طرف بس ی ج به جبهه مهران اعزام و دوم ی ن بار ن ی ز از همان طر ی ق عازم جبهه ها ی جنوب شد و سپس به دل ی ل علاقه ز ی اد ی که جهت حضور در جبهه هاي جنگ در او ا ی جاد شده بود تصم ی م گرفت به منظور انجام وظ ی فه عموم ی موقتاً در زمان جنگ تحص ی ل را رها نموده و از معاف ی ت تحص ی ل ی استفاده ننما ی د، لذا وارد لشگر 77 خراسان شد؛ به جهت شهادت و شجاعت ی که از خود نشان داد به درجه گروهبان ی افتخار ی نائل گرد ی د و پس از 9 ماه حضور در جبهه ها ی نور عل ی ه ظلمت با لباس مقدس سرباز ی با شروع عمل ی ات کربلا ی 6 کما ف ی السابق به صورت داوطلب در عمل ی ات شرکت نموده و در اثر ت ی ر مستق ی م دشمن (کال ی بر دوشکا) صورت نوران ی ش با خون گلو ی ش رنگ ی ن شد. خلعت ز ی با ی شهادت بر قامت استوار اين بس ی ج ی عاشق، طلبه عارف، سرباز جان بر کف اسلام مبارک باشد .

حالات او را از قول پدر مقاوم و قهرمان پرورش بشنو ی م .

شه ی د سع ی د رضائ ی ان، در تار ی خ، 1346/05/07 به دن ی ا آمد، دوران طفول ی ت را در کاشانک شم ی ران گذراند؛ سپس به مکتب خانه خواهر ام ی ن ی ان رفته و به ی ادگ ی ر ی علوم قرآن کر ی م مشغول گرد ی د، وي به لحاظ بافت عم ی ق مذهب ی که از مادر به ارث برده بود هم ی شه در دروس مذهب ی در دوران مد ارس از نمرات عالي برخوردار بود، او دوران دبستان و راهنمايي را در مدرسه ي شه ی د مطهر ی رسالت تا سوم راهنما یی ادامه داد و چون عاشق امام و انقلاب بود در تار ی خ، 1362/08/28 جهت ياري انقلاب، وارد پا ی گاه بس ی ج مسجد امام سجاد (ع) واقع در اوقاف دلاوران گرد ی د و هم ی شه ش ک م ی کرد که دوباره امام بزرگوار خود را ز ی ارت مي نمايد؟ و چون دلش م ی خواست در دوران انقلاب قرار بگ ی رد جهت ادامه تحص ی ل در تار ی خ، 1363/01/21 در حوزه علم ی ه شرق تهران ثبت نام نمود تا بتواند گوشه کوچک ی از د ی ن خود را به انقلاب اداء نما ی د .

در هم ی ن حال دوباره به جبهه ها عز ی مت نمود، و عاقبت تحص ی لات را موقتاً ترک و به ی ار ی رزمندگان اسلام شتافت و ی علاقمند بود در صف پاسداران انقلاب قرار بگ ی رد ول ی نص ی بش نشد اما به قول خودش فرق نم ی کند همه سرباز امام زمان (عج) هستند؛ و ی در تار ی خ، 1365/01/18 وارد لش كر 77 خراسان شد و سپس به منطقه عمل ی ات ی اعزام، و به علت شجاعت در اس ی رگ ی ر ی افسر عراق ی ، به درجه گروهبان دوم افتخار ی نائل گرد ی د .

شه ی د رضا یی ان ط ی ی ک حماسه قهرمانانه در سومار عامل نجات برادران خود از دست دشمن م ی شود و آخر ی ن لحظات ح ی ات خود را در حال ی که با سلاح آر پ ی ج ی با دشمن زبون در حال نبرد بوده به وس ی له مسلسل کال ی بر دوشکا 50 مورد هدف قرار گرفته و ندا ی بار ی تعال ی را لب ی ک گفته و به شهادت م ی رسد .

روحش شاد راهش پر رهرو باد .

آم ی ن ی ا رب العالم ی ن

و من الله التوف ی ق

پدر شه ی د سع ی د رضا یی ان

بسمه تعال ی

تعط ی لات نوروز ی تازه به اتمام رس ی ده و حوزه فعال ی ت خود را شروع كرده بود، در تار ی خ، 1363/01/21 پدر ی با تجربه در حال ی که دست فرزند معصومش را گرفته بود به حوزه مراجعه و درخواست ثبت نام فرزندش را كرد، با ا ی ن که موقع ثبت نام نبوده و چند ماه از اول سال تحص ی ل ی گذشت ه بود، ق ی افه معصوم فرزند که نور از جمالش م ی بار ی د ما را به خود جلب نمود و تصم ی م گرفت ی م حت ی استادي را مامور کن ی م به و ی تدر ی س، و به سا ی ر همكلاسي ها برساند، او شه ی د والا مقام، برادر بس ی ار ارجمندمان سع ی د رضا یی ان بود كه در تار ی خ، 1365/01/27 کارها ی مقدمات ی انجام ، و جهت مصاحبه به حضور حجت الاسلام و المسلم ی ن حاج آقا ی برهان ی معرف ی شد، به محض ملاحظه صداقت و پاک ی سع ی د، و ی را مورد پذ ی رش قرا داده و تأ یی د نمودند؛ او ن ی ز با فعال ی ت شبانه روز ی به درس خود ادامه داده و کمالات عال ی ه انسان ی را ط ی م ی نمود، خصوص ی ان اخلاق ی و ی در د اخل حوزه مورد توجه همگان قرار گرفته و با برخوردها ی مودبانه خود با روحان ی ون عظ ی م الشأن، موجب افتخار مد ی ر ی ت واقع م ی شد .

در کارها ی حوزه داوطلبانه شرکت داشت و م ی گفت: پخش اعلام ی ه را نبا ی د فراموش کن ی م، اجازه بده ی د خودمان اعلام ی ه ها ی حوزه را به مغازه ها، منازل، شخص ی ت ها و مساجد ببريم؛ قبل از زنگ مدرسه و تشر ی ف فرما یی استادشان در مدرس، حضور پ ی دا م ی کرد و حت ی به سا ی ر طلبه ها خبر م ی داد که درس شروع م ی شود، صندل ی استاد اخلاق را او آماده م ی کرد و برا ی مد ی ر ی ت معاون ی ب ی مانند بود، اصرار م ی کرد درس ها ی اخلاق را ب ی شتر کن ی م .

اما به مرور زمان عشق او به جبهه شد ی دتر شد طور ی که به ادامه درس قادر نبود و اصرار داشت که مدت ی تحص ی ل را ترک نموده و در عمل ی ات ها شرکت کند و مي گفت: وضع درسي ام خوب خواهد شد، با مشورت با پدر بزرگوارش که در هر لحظه با فرزندش بود و هرگز او را به حال خود رها نم ی نمود موافقت شد به اداره نظام وظ ی فه مراجعه نما ی د، و در عمل ی ات کربلا ی 6 به خواسته اصل ی اش که همانا ز ی ارت ابا عبدالله الحس ی ن (ع) بود نائل گرد ی د، از خداوند متعال ارتقاء درجه ا ی شان و شک ی با یی خانواده معظمش، و سلامت ی امام بزرگوار، و پ ی روز ی هر چند زودتر همرزمانش ان را آرزومند ی م .




وصیت نامه

بسم الله الرحمن الرحيم

وصيت نامه بسيجى عاشق، طلبه عارف و سرباز رشيد اسلام، برادر شهيد سعيد رضائيان .

و لله جنود السموات و الارض

والله لايضيع اجر المحسنين؛ و اين كه خداوند اجر نيكوكاران را ضايع نمى‌كند .

با سلام بر امام زمان (عج)، و نائب برحقش امام امت رهبر مستضعفين جهان، رهبر دردمندان و مصيبت ديدگان، رهبر زحمتكشان و رنجبران و مظلومين جهان، چرا كه اين طبقه به او دل بسته و اميدوارند كه رهبرى او به رهبرى قيام حضرت امام زمان مهدى موعود (عج) متصل گردد ان شاء الله .

بار الهى، از تو خواهانم با كمك اين ملت غيور و مسلمان، انقلاب اسلاميمان به رهبرى انقلاب، نائب امام زمان (عج) پرچمش فراتر، مرزها مستحكم تر و نداى اسلام و اسلام محمدى سراسر منطقه را فرا گيرد و نمونه‌اى از حكومت على (ع) در اين منطقه استقرار يابد .

بار الهى، مستضعفين جهان را بر مستكبرين جهان پيروز فرما تا مستضعفان ما خود سرنوشت خودشان را به دست گيرند .

با مدد از حضرت بارى تعالى وضعيت خود را تغيير ‌دهيم و خود تصميم بگيريم و اراده كنيم با عزمى راسخ و استوار، راه مولا على (ع) و صراط مستقيم را انتخاب نمائيم .

خدايا، ما را در برقرارى و پا بر جا شدن راه مولا على (ع) كمك كن. افسوس كه من بشتر از يك جان در كالبد ندارم كه بتوانم با ايثار و از خود گذشتگى، اسلام عزيز را يارى نمايم؛ خدايا مرا ببخش اگر خداى ناكرده حرفى بر عليه اسلام عزيز، قدمى بر عليه اسلام و قرآن برداشته‌ام، چرا كه از جهل و كوته فكرى و كوته بينى من بوده است .

خدايا، پروردگارا، من به خود مى‌بالم كه سرباز اسلام و انقلاب و ميهن، و امام زمان (عج) هستم و در ارتش حكومت اسلامى خدمتگزارم .

بار الهى، مرگ و شهادت من را در راه خود قرار ده، بار الهى، مرا براى كمك به اهتزاز در آوردن پرچم مهدى (عج)، پرچم مستضعفين جهان يارى فرما .

خدايا، مرا جزو شهداى صدر اسلام ثبت بنما، جزو شهداى زمان حضرت ختمى مرتبت كه اكمل موجودات، افضل انسان ها، اشرف مخلوقات است، خدايا تشكر مي كنم كه تو اين نعمت را به من دادى كه بتوانم در برابر تو در راه و اهداف حكومت اسلامى لذت ها و محبت هاى دنيوى را فراموش كنم و فقط راه تو را در نظر داشته باشم، خدايا، من هرچه از تو خواستم در زندگى به من عطا كردى، حتى شهادت در راه خودت را، من چطور بتوانم از عهده شكر تو برآيم؟

امشب شبى است كه مي خواهم عازم جبهه شوم و تنها خاطره‌اى كه دارم اين است كه بعد از آن همه وصيت‌ها هنوز هم لازم مي دانم كه چند كلمه‌اى به خاطر خانواده خود وصيت كنم .

مادر عزيزم كه بعد از خداوند مهربانترين و عزيزترين موجود براى من هستى، من به وجود شما افتخار مي كنم كه چنين فرزندى را تربيت كردى كه افتخار اسلام باشد .

سلام بر پدر عزيزم و گرامى، پدرى كه واقعاً به من درس استقامت، پايمردى، جوانمردى، رشادت و شهامت داد و چنان درسى به من آموختى كه در هيچ كلاسى نمي توان آن را آموخت، چنان درسى كه من چگونه بتوانم در برابر ناملايمات زندگى استقامت كنم .

و سلام بر برادران عزيزتر از جانم، برادران عزيز، سعى كنيد فكرتان اسلامى و ذهنتان مملو از آيات شريفه قرآن باشد؛ سعى كنيد درس بخوانيد و خوب احكام اسلام را بياموزيد و قرآن بخوانيد، كه اسلام عزيز به شما احتياج دارد .

سلام بر شما خواهر گرامى، خواهرجان هميشه سعى كن حجابت را همچون حضرت زينب (س) حفظ كنى كه حجاب تو آبرو به اسلام عزيز مي دهد، پس سعى كن آبروى اسلام عزيز را نبرى .

برادرانم، سعى كنيد هميشه سر به زير باشيد و مؤدب، مخصوصاً در خانواده، كه مبادا پدر و مادر از شماها ناراضى باشند؛ كارى كنيد كه خانواده از شما راضى باشند .

خوب مادر و پدر و برادران و خواهر عزيز و گرامى، اگر من شهيد شدم گريه نكنيد چون امروز حسين زمان، نائب الامام، فرزند زهرا، پير جماران، ياور مستضعفان و دشمن مستكبران تنهاست .

امروز كربلاى انقلابمان خون مي خواهد و من مى‌روم تا به يزيد و يزيديان زمان بفهمانم كه شهادت بالاترين آرزوى ماست؛ مى‌روم شايد نينوايى را بيابم و در عاشوراى دوران هديه ناقابلى در راه پيروزى حق بر باطل، و اسلام بر كفر در پيشگاه مولايم مهدى (عج) تقديم نمايم، و به پروانگان جاويد شمع ولايت بپيوندم .

خانواده محترم، مادر و پدر و برادران و خواهرم، بعد از شنيدن خبر مرگ من اشك مريزيد و لباس مشكى به تن مكنيد، چون كوه استوار و مقام بايستيد و لحظه‌اى از نام و ياد خدا غافل نباشيد .

مادرم به خواهرم بياموز كه زينب‌وار با ناملايمات زندگي، دست و پنجه نرم كند .

پدر عزيزم، به برادرانم همچون من درس استقامت، استوارى، رادمردى و مردانگى و چگونه با ناملايمات ساختن را بياموز و همچون على‌اكبر اين جوان ها را بزرگ كنيد .

برادران عزيزم، هوشيار باشيد و غير از اسلام و قرآن به چيز ديگرى فكر نكنيد كه هرچه خير و صلاح انسان است در اين كتاب آسمانى نهفته است .

ــ وصيتى به دوستان و همسنگران در مسجد ... /...:

آن قدر به جبهه مي روم و مى‌جنگم تا شهيد شوم؛ اى جوانان نكند در رختخواب ذلت بميريد كه حسين (ع) در ميدان نبرد شهيد شد؛ اى دوستان مبادا در غفلت بميريد كه على (ع) در محراب عبادت شهيد شد و مبادا در حال بى‌تفاوتى بميريد كه على‌اكبر حسين (ع) در راه حسين (ع) شهيد شد .

اى مادران، مبادا از رفتن فرزندانتان به جبهه جلوگيرى كنيد كه فردا در محضر خداوند جواب حضرت زينب (س) را نمى‌توانيد بدهيد كه تحمل شهادت 72 تن را نموده است؛ همه مثل خاندان «وهب» جوانانتان را به جبهه‌هاى نبرد بفرستيد و حتى جسد او را هم تحويل نگيريد زيرا مادر وهب فرمود: « سرى را كه در راه خدا داده‌ام پس نمى‌گيرم ».

برادران استغفار و دعا را از ياد نبريد كه بهترين درمان ها براى تسكين دردهاست و هميشه به ياد خدا باشيد و در راه او قدم برداريد و هرگز دشمنان بين شما تفرقه نيندازند و شما را از روحانيت متعهد جدا نكنند كه اگر چنين كردند روز بدبختى مسلمانان و روز جشن ابرقدرت هاست؛ حضورتان را در جبهه‌هاى حق عليه باطل ثابت نگه داريد؛ در امام بيشتر دقيق شويد و سعى كنيد عظمت او را دريابيد. خود را تسليم او سازيد و صداقت و اخلاص خود را همچنان حفظ كنيد .

اگر قبض شهادت نصيبم گشت آنان كه پيرو خط سرخ امام خمينى نيستند و به ولايت فقيه اعتقاد ندارند بر من نگريند و بر جنازه من حاضر نشوند. اما باشد كه خون هاى شهدا آنان را نيز متحول سازد و به رحمت الهى نزديكشان كند .

سلام مرا به رهبر عزيزم برسانيد و بگوييد تا آخرين قطره خونم سنگر اسلام را ترك نخواهم كرد؛ با خداى خويش پيمان مى‌بندم كه در تمام عاشوراها و در تمام كربلاها با حسين (ع) همراه باشم و سنگر او را خالى نكنم تا هنگامي كه همه احكام اسلام در زير پرچم اسلامى امام زمان (عج) به اجرا در آيد، ان شاء الله .

ــ چند نصيحت از ائمه اطهار به مسلمانان .... /.....:

هر كه وقت مرگ وصيت خوب و كامل نكند در جوانمردى او نقصانى وجود دارد و به شفاعت نائل نمى‌شود .

چهار نفر هستند كه هرگز دعايشان رد نخواهد شد :

1ـ امام عادل

2ـ پدر براى فرزند

3ـ مؤمن براى برادر مؤمن

4ـ مظلوم كه خداوند مى‌فرمايد « به عزت و جلالم قسم كه تو را يارى خواهم كرد ولو پس از مدت ها ».

برادران مزاح و شوخى نكنيد كه وقارتان از بين مى‌رود و دروغ نگوئيد كه نورانيت شما زايل مى‌گردد .

برادران سه چيز وسيله سرورى مؤمن در دنيا است ...

1ـ ديدار برادر مؤمن

2ـ افطار روزه

3ـ عبادت و نماز آخر شب .

برادران، مهاجر كسى است كه از گناهان هجرت كند .

برادران، بپرهيزيد از گناه، كه مرگ به هنگام غفلت گريبانت را نگيريد .

برادران مؤمن، گناهان خود را همچون سنگى بزرگ بر بالاى سر خود مى‌بيند كه هر لحظه ممكن است بر فرق سرش بيفتد و كافر گناهانش را چون صداى بال مگس مى‌پندارد كه از كنار گوشش گذشته باشد .

اى برادران، بسيار به مساجد رفتن جهاد است؛ آنچه در مجالس مى‌گذرد امانت است و آشكار كردن سرّ مسلمانان خيانت است .

هر كس با ذره‌اى تكبر بميرد بوى بهشت را حس نكند و بيشترين كسانى كه به دوزخ مى‌روند متكبران هستند .

خدايا، خدايا، تا انقلاب مهدى (عج) خمينى را نگهدار

خدانگهدار ...

ارادتمند شما عزيزان، « سعيد »

شهادت آرزو كردند ياران

به خون خود وضو كردند ياران

ميان كوچه‌هاى آتش و خون

خدا را جستجو كردند ياران

مردان خدا چه با صفا مى‌ميرند

جان باخته در راه خدا مى‌ميرند

گويى كه رسيده حكم آزاديشان

خندان ‌لب و با ميل و رضا مى‌ميرند

به اميد فتح كربلاى حسينى به دست ياران پرتوان خمينى[۱]

پانویس

  1. سایت شهدای ارتش