ویرایش‌ها

پرش به: ناوبری، جستجو

شهید داوود نوراله راوری

۱ بایت اضافه‌شده، ‏۲ مهر ۱۳۹۸، ساعت ۰۵:۳۹
• زماني كه من به جبهه مي رفتم او هم مي گفت: من هم مي خواهم بيايم گريه مي كرد با كلي اصرار بالاخره موافقت كردم كه بيايد او در حالي كه ما جبهه بوديم مي آمد و به مادرش سر مي زد و به او كمك مي كرد.
• داوود از طريق [[بسيج]] به [[سپاه]] اعزام شد و از طريق حوزه علميه، با دو سه نفر از دوستان خود به جبهه رفت و تركش خورد و برگشت بعد از چند روز دوباره مي خواست برود اما ما اجازه نمي داديم تا اينكه لحظه رفتن او شد، روحيه اش جور ديگري شد و از مادرش خداحافظي كرد و از من هم روبوسي كرد اما من در چهره او شهادت را ديدم. ديدم كه اين بار رفتن او بار آخر است و همين طور هم شد ، او رفت و ديگر برنگشت.<ref>سایت نوید شاهد</ref>
راوی: پدر شهید
==پانویس==
<ref>سایت نویدشاهد</ref><references />
۵٬۰۸۰
ویرایش