شهید حجت الله خمسه ای: تفاوت بین نسخه‌ها

از دانش‌نامه فرهنگ ایثار , جهاد و شهادت
پرش به: ناوبری، جستجو
 
سطر ۱: سطر ۱:
  
==زندگینامه==
+
==زندگی نامه==
  
 
شهید «حجت الله خمسه‌ای» چهار اردیبهشت [[۱۳۴۳]] در [[قزوین]] چشم به جهان گشود. وی با آغاز [[جنگ]] تحمیلی عازم [[جبهه]] حق علیه باطل شد و سرانجام شش دی [[۱۳۶۵]] در [[ام‌الرصاص]] [[عراق]] به درجه رفیع شهادت نائل آمد.
 
شهید «حجت الله خمسه‌ای» چهار اردیبهشت [[۱۳۴۳]] در [[قزوین]] چشم به جهان گشود. وی با آغاز [[جنگ]] تحمیلی عازم [[جبهه]] حق علیه باطل شد و سرانجام شش دی [[۱۳۶۵]] در [[ام‌الرصاص]] [[عراق]] به درجه رفیع شهادت نائل آمد.

نسخهٔ کنونی تا ‏۴ مهر ۱۳۹۸، ساعت ۰۰:۵۳

زندگی نامه

شهید «حجت الله خمسه‌ای» چهار اردیبهشت ۱۳۴۳ در قزوین چشم به جهان گشود. وی با آغاز جنگ تحمیلی عازم جبهه حق علیه باطل شد و سرانجام شش دی ۱۳۶۵ در ام‌الرصاص عراق به درجه رفیع شهادت نائل آمد.

وصیت نامه

«الهى! وعده‌ بازگشت همه‌ انسان‌ها به سوى توست و در حساب روز قیامت در میدان محشر، حسابرسى اعمال انسان‌ها به دست تو می‌باشد و شهادت می‌دهم که آن موقع امر کنى زمین به زلزله و کوه و دشت هموار گردد و سپاس خداى را که ما را از نیستى به هستى آورد و تمام نعمت‏‌هاى خویش را بر ما افزون بخشید.

بار خدایا! تو را ستایش می‌کنم که ستایش مخصوص تو مى‏‌باشد و ستایش تو است که در میان انسان‌ها، هدایت کنندگان و راهبرانى از میان همان‌ها فرستادى؛ پس چه کسى در روز حساب اعتراض مى‏‌کند که من در دنیا رهبر و هدایت کننده‌اى نداشتم.

خداوندا! به فضل و کرم خود براى انسان‌ها ۱۲۴ هزار پیغمبر، به زبان همان ملت فرستادى تا انسان‌هاى فرو رفته در ظلمت و جهالت را به راه توحید و نور هدایت کنند؛ و سپاس خداوندى را که رهبرانى فرستاد که انسان‌هاى در غل و زنجیر و در ظلمت فرو رفته را نجات دهد.

الهى! تو را سپاس می‌گویم که موضوع بهشت و جهنم را به روشنى در قرآن مجید براى انسان‌ها بیان فرمودى و قرآن کریم را براى هدایت بشریت و براى تحقق بندگى و آزادى، فرستادى.

اى مادر مهربان! از زحماتى که در طول زندگى براى رشد و تربیت من تحمل کردى، سپاسگزارم. از شما تشکر می‌کنم که مرا طورى بار آوردى که راه راست را انتخاب کنم.

از شما پوزش می‌‏طلبم و اکنون من که اسیر این دنیا بودم، با کوله بارى از گناه این مسافرخانه‌ موقتى را ترک مى‏‌کنم و از خدا مى‏‌خواهم که با این بنده‌ ذلیل و حقیر، با فضلش معامله کند و حال که دست خالى می‌روم، امیدوارم جان مرا در راه خودش قبول کند؛ و اى مادر! چه زحماتى براى بزرگ کردن من کشیدى و من مدیون تو هستم و من چیزى در حق تو نکردم؛ خواهشمندم، از من بگذرى و حلالم کنى.

اى همسرم! که مدت ۱۵ ماه با من زندگى کردى تو برایم همسر که نه، بلکه یار من بودى که در تمام مراحل زندگى کمکم کردى و در کلیه‌ سختى‏‌ها و ناراحتی‌ها صبر پیشه کردى.

همسرم! تو از اولاد زهرا (س) هستى و می‏دانى حضرت زهرا (س) و زینب کبرى (س) براى پیشبرد اسلام زحمات زیادى را تحمل کردند؛ پس همسرم! راهى را پیش بگیر که خاندان عصمت و طهارت پیش گرفته‌اند. اگر چه دورى من براى تو سخت است؛ اما این را بدان، این خداست که به این کار راضى بوده، پس من و تو هم باید به رضاى خدا راضى باشیم. ان‌شاءالله این بنده‌ حقیر را مى‏‌بخشید.

همسرم! فرزند عزیزمان را طوری تربیت کن که از پیروان مکتب حسین (ع) باشد و یار و یاور اسلام؛ ان‌شاءالله.

و شما اى برادر و خواهرانم! اگر من لیاقت شهادت داشتم، باید بدانید برادر یک شهید هستید و باید پیام خون مرا به جامعه برسانید، که همانا پیامم مبارزه با کفر است.

هر روز صبح قرآن بخوانید و بعد از نماز دعا کنید و همیشه از خدا یارى بخواهید و در خط اسلام و امام حرکت کنید و اگر از من بدى دیدید، حلالم کنید.[۱]

پانویس

  1. سایت فاتحان

رده