ویرایش‌ها

شهید نادر شجاعی کراده

۱۱ بایت حذف‌شده، ‏۷ مهر ۱۳۹۸، ساعت ۰۹:۵۷
/* زندگی نامه */
او از همان دوران کودکی ارتباطش را با خدا محکم کرد و رو به قبله به [[نماز]] خواندن در پيشگاه معبود حاضر شد. با [[روزه]] گرفتن گرسنگی و تشنگی روز قيامت را برای خود يادآور شد. بسيار مهربان، مودب، خوش اخلاق، آرام و ساده بود. هميشه دوست داشت مردم را از دست خود راضی نگه دارد. از کمک کردن به مردم لذت مي برد. هميشه خود را خدمتگزار مردم می دانست. به [[امام خمينی]] عشق می ورزيد و در اوايل فعاليت های زيادی برای پيروزی انقلاب انجام می داد. حضور گسترده اش در راهپيمايی ها و تظاهرات باعث شد يک بار مورد ضرب و شتم مزدوران [[رژيم شاهنشاهی]] قرار گرفت و دستگير شد.
با شروع [[جنگ تحميلی]] نادر که از تبار عاشقان کربلا بود ماندن برايش معنا نداشت. با توجه به اين که او خود ارتشی بود رفتن به جبهه را وظيفه شرعی و قانونی مي دانست. زن و فرزندانش را به خدا سپرد و راهي سرزمين عشق شد. مدت زمانی که در جبهه حضور داشت به خاطر شرايط جنگ خيلي کم به مرخصی مي آمد و خيلی زود بر مي گشت. از تمام تعلقات مادی گذشت و برای رسيدن به هدف نهايی اش که همان شهادت بود تمام تلاش خود را به کار گرفت. در آخرين ديدارش با خانواده گفته بود: " که شهيد می شود چون در خواب ديده بود که کبوتری شده و به آسمان پرواز کرده است ".
شهيد شجاعی با نگاهی غريبانه، دو دخترش را در آغوش گرفت و لحظه خداحافظی حضرت امام حسين (عليه السلام) با دختر سه ساله اش حضرت رقيه (سلام الله عليها) در ذهنش تداعی شد و در حالی که فرزند سومش هنوز به دنيا نيامده بود آنها را به خدا سپرد و راهی جبهه شد. تا اين که در تاريخ [[18/07/1359]] در منطقه [[دارخوين]] [[اهواز]] در حالی که [[تانک]] را به قلب دشمن هدايت مي کرد بر اثر اصابت گلوله [[آر پی جی]] بدنش تکه تکه شد و مانند محبوب بی کفنش راهی کوی يار شد. پيکر پاک و مطهرش در [[اهواز]] به خاک سپرده شد.<ref>[http://%20http://ajashohada.ir/home/martyrdetails/15437 سایت شهدای ارتش]</ref> 
==پانویس==
<references />
دیوانسالار، مدیر، uploader
۵٬۰۸۰
ویرایش