ویرایشها
==زندگینامه==
او در 1 دى 1360 به عضويت رسمى سپاه پاسداران گنبد در آمد و مسئوليت واحد عمليات سپاه گنبد را به عهده گرفت. همانند چريكى ورزيده هر جا كه نياز به مقابله با دشمن، احساس مى شد سلاح به دوش حضور مى يافت و مايه دلگرمى همرزمانش بود. در 26 خرداد 1351 به جبهه اعزام گرديد و تا 2 مهر 1361 فرماندهى گردان امام حسين(ع) را عهده دار بود.
يكى از نيروهاى گردانش مى گويد: در تيراندازى آنقدر تسلط و اعتماد به نفس داشت كه وقتى نيروهاى گردان را به خط مى كرد و فرمان از جلو نظام مى داد، مى گفت: «آنقدر بايد مرتب و در يك خط مستقيم بايستيد كه فقط سر اولين نفر شما را ببينم و اگر با كلت تيرى شليك كردم از بغل گوش همه رد شود.» و عملاً نيز چنين مىكرد. روزى يكى از نيروهايش به خاطر اينكه كمى نامنظم ايستاده بود از ناحيه گوش مورد اصابت تير قرار گرفت.او قادر بود سوار بر موتور سيكلت با سرعت 50 تا 60 كيلومتر گلوله آر پى جى را در قبضه جاگذارى و شليك كند و هدف مورد نظر را منهدم نمايد. از اين صحنه، فيلمبردارى شده و در فيلم سينمايى شب شكن، استفاده شده است. مى گفت: «من قادرم مسلسل را در حال حركت موتور خشاب گذارى و تيراندازى كنم و هدف مورد نظر را بزنم.»
به اين ترتيب ، صمد اسودى در ساعت 5/8 صبح شنبه 18 اسفند 1363 در پادگان شهيد بيگلوى اهواز به شهادت رسيد. پيكرش به مزار شهيدان گنبد انتقال يافت و به خاك سپرده شد.
همسرش مى گويد: «پس از شهادت، در عالم رؤيا به من گفت: "من همنشين حضرت ابوالفضل(ع) هستم و نگران من نباشيد."» يگانه دختر شهيد اسودى، مدتى پس از شهادت پدر به دنيا آمد. تنها برادر او - محمدعلى - يك سال بعد، به شهادت رسيد. خواهرش مى گويد: «چهلم محمدعلى و سالگرد صمد در يك روز افتاده و پس از اين روز پدرم نيز از فراق آنان فوت كرد.»<ref>[http://%20%20http://navideshahed.com/fa/news/%20436511/ 436511 سایت نوید شاهد]</ref>