یک روز که از مأموریت باز گشته بود من از او سئوال کردم عموجان آیا تصمیم به بردن زنت به اصفهان نداری حال که چند وقت از عقدتان می گذرد ؟ او در پاسخ گفت : مگر شما عمو جان از جبهه ها خبر ندارید که دشمن چه می کند . آیا با وجود این فطرت پاک انسان قبول می کند در این مقطع از زمان به فکر شادی و سرور باشیم عمو جان خوشی و سرور روزی است که دشمن را از سرزمین خود بیرون کنیم. ما سرمایه های این ملت مسلمان هستیم. همین ملت بودند که ما را به این درجه رساند.<ref>[http://yaranereza.ir/ShowSoldier.aspx?SID=3961منبع 3961 سایت یاران رضا]</ref>
==پانویس==
<references/>