==زندگینامه==
با سلام بر امام زمان مهدی موعود منجی عالم بشریت و نائب بر حق اش امام امت شهید مهدی صبور در خانواده مذهبی و مستضعف در سال 1347 چشم به جهان گشود دوران کودکی را در روستای طاغوت اباد به تحصیل گذراند وی شاگرد اول کلاسشان همیشه بود در کلاس پنجم بود که به دوران انقلاب اسلامی برخورد و مدرسه به حال تعطیل در امد و شهید هم راه پدر و مادرش و دوستانش به تظاهرات میرفت و بعد از پیروزی انقلاب شهید کمک حال پدرش بود و ترک تحصیل کرد و با تشکیل بسیج با برادران بسیجی همکاری میکرد و در مسجد محل و شهید یک انسان خنده رو و خوشرو و با اخلاق بود و محبت ولی فوق الذکر نسبت به پدر و مادر و اقوام و خویشان و دوستانش بود و انها را به صبر و استقامت دعوت میکرد و برادرش در سال 1365 به خدمت مقدس سربازی رفت شهید ضمن کارهای خودش و خانواده اش به خانواده برادرش هم کمک میکرد به انسان به تمام معنا فعال بود یک وانت بار داشت که زندگی شان را ادامه میکند و محبت او نسبت به کودکان و بستگانش و خواهران و برادرانش و خردسالان زیاد بود که هنوز کودکان خردسال بیاد او هستند که مهدی بیاید و ما را به پارک و جاهای دیدنی ببرد و شهید تا پایان 1367 بخاطر برادرش که سرباز بود از خدمت معاف بود ولی خودش گفت من باید هرچه زودتر بروم و خدمت سربازی را انجام دهم و مادرش میگفت باشد که برادرت بیاید او در حواب مادرش میگفت که من نمیگذارم از نظر ...... ضعیف شویم من اگر پول نداشتم قرض میکنم و به شما میدهم تا خدمتم تمام شود. شهید مدت دو ماه در شاهرود دوران اموزش گذراند از انجایی که وی انسانی فعال بود برای دوره ی تکاوری به تهران اعزام و پس از دوره ی فرق به تمرین پیارنشهر اعزام و انجا هم بنام مهدی موتور سواری معروف بود که می رفت به شکار تانکهای دشمن با شهید شدن یکی از همسنگرانش گفته بود انتقام خون تو را از بعثیان کافر میگیرم و در یک گشت رزمی با نیروهای بعثی درگیر و با تیر مستقیم دشمن کافر به درجه رفیع شهادت نائل گردید .
<ref>[http://%20http://www.ajashohada.ir/home/martyrdetails/42828 سایت شهدای ارتش]</ref>
==پانویس==
<references />