ویرایش‌ها

شهیدحسین ابراهیم نژاد

۷۴ بایت حذف‌شده، ‏۱۰ مهر ۱۳۹۸، ساعت ۱۰:۲۹
/* خاطرات */
==خاطرات==
مادر شهید:روزی از جبهه به مرخصی آمده بود. به او گفتم شما برو درست را بخوان وقتی درست تمام شد به جبهه برو. رو به من کرد و گفت: مادر تو فکر میکنی خداوند امانتی را که به تو داده است از تو پس نمی گیرد؟ گفتم: می گیرد. به من گفت: من امانت خدا هستم و باید در راه اسلام بروم. و من دیگر چیزی نگفتم. <ref>[http://%20HYPERLINK%20"http://jangoderang.ir/shohada/information/20"%20http://jangoderang.ir/shohada/information/20 سایت جنگ ودرنگ]</ref>
==پانویس==
<references />
دیوانسالار، مدیر، uploader
۵٬۰۸۰
ویرایش