« الحمدلله الذی هدانا لهذا و ما کنا لنهتدی لولا ان هدانا الله » «والصلوه و السلام علی خیر خلقه محمد صلی الله علیه و اله و علی اهل بیت الطاهرین سیّما بقیه الله فی الارضین حجت بن الحسن العسکری روحی و ارواح العالمین له الفداء » ستایش و سپاس خدایی را که رگ و پوستم به یگانگی او شهادت می دهد. او که خالق عالمیان و جان دهنده موجودات است. او که از هر عیب و نقصی منزه است. او که شریک و مانندی ندارد «و فعال ما یشاء» است . او که (ان من شیء الا یسبِّح بحمده) همه موجودات عالم او را بنهایت تسبیح می کنند. او که اراده اش، قدرتش ، همتش ، عظمتش، رحمتش ، رأفتش ، کرمش و همه صفاتش فوق درک و تصور ماست . حمد خدای را که فقط اوست خالق و رازق و نگهدار من و جز او معبودی نمی شناسم . مولای من است و من بنده حقیر، کوچک او. فاصله او تا من بی نهایت است. او بی نهایت عظیم، بزرگ، قدرتمند، غفور و رحیم و من بی نهایت کوچک، حقیر و عاجز، بخیل و لئیم » از مژه چشم واز رگ گردن به من نزدیکتر و از اعماق قلبم با خبر و آگاه. سمیع است و بصیر. بندگانش را دوست دارد و اراده بد نسبت به آنها ندارد.هر کس بدی دارد یا بدی می بیند از خودش هست. خداوند فوق تصورهاست و فوق تصور اینکه به کسی ظلمی روا دارد. او عادل و نفس عدل است. اراده اش و حکمتش فوق تصور ذهنی ماست. راضی ام آنچه او راضی است و امیدوارم تا پایان عمر لحظه ای شکایتش را پیش مخلوقش نبرم. از او تمنا دارم که لحظه ای مرا بخودم و به غیر خودم وا مگذارد. عمری از من گذشت و همین قدر فهمیدم که جز او هیچ چیز نیست و همه چیز فانی است و فقط او باقی است (ما عندکم یَنفذُ و ما عندالله باقٍ ) و همین قدر به مضمون آیه شریفه رسیدم که «و ما هذه الحیوه الدنیا الاّ لهو و لعب و ا ن الدار الاخره لهی الحیوان لو کانوا یعلمون » این زندگانی چند روزه دنیا اگر در پرستش حق و سعادت آخرت صرف نشود، بازیچه ای بیش نیست و مردم بدانند زندگانی حقیقی در آخرت است که حیاتش جاوید و نعمتش زوال ناپذیر است. من بنده خوبی برای خالق و مولایم نبودم خود را شرمنده و شرمسار و سرافکنده در پیشگاهش می بینم و تنها از او امید عفو و بخشش دارم . برای رفتن بسویش توشه ای ندارم مگر اقرار به روسیاهی ام (و قد جعلت الاعتراف بذنبی) واز او گریزانم بخاطر بدی ام و به او پناهنده ام بخاطر بی کسی ام (الهی و ربی من لی غیرک ) امیدوارم که مولایم [[حسین(ع)]] من را به نوکری بپذیرد و اگر من لیاقت نوکری ابی عبدالله را ندارم، از شفاعتش محروم نکند که بیچاره ام زیرا در این دنیا فقط این یکی را پذیرفتم که نوکرش باشم. اینکه می توانستم در مسیرهای دیگر قدم گذارم و از همه امکانات تا حدی برخوردار بودم ولی عشق به او و اشعه تابناک ولایت او مرا به سمت خود کشید. ناگهان خود را درعرصه دیگری یافتم ولی افسوس که نتوانستم سپاسگزاری و قدردانی کنم زیرا عمر کوتاه بود و دریا پرخروش و پُرتلاطم، دنیا بی ساحل و کشتی اعمال شکسته وبی ناخدا . برای تنّبه خود و همه دوستان نکاتی را تذکر می دهم باشد که بعون خدای تعالی موفق و مؤید به کسب سعادت دنیا و آخرت بگردیم . 1ـ در هر شبانه روز ساعتی را با خدای عالم و رب العالمین ارتباط مستقیم داشته باشیم واز یاد او غفلت نکنیم وشکر نعمت های بی کرانش را بجا آوریم . 2ـ همه افتخار ما در این دنیا اسلام است و به مسلمانی مفتخریم، لذا از اسلام حمایت کامل کنیم و مظهر کامل اسلام را که جمهوری اسلامی است تقویت کنیم و شکر این نعمت عظمی را بجا می آوریم. 3ـ پیرو و مطیع لایزال ولایت ائمه طاهرین و [[ولایت فقیه]] باشیم و با دوستان اماممان دوست و با دشمنانش دشمن باشیم و از خداوند طول عمر شریفش را بخواهیم و شکر آن نعمت بزرگ را که ما در زمانی زندگی می کنیم که خداوند بنده صالح و عزیزش را برای ما گذاشته و رهبری ما را بدست مبارکش نهاده است، بجا آوریم . 4ـ قدر آن عزیزانی که همه آمال و آرزوهایشان را فدای اعتلای کلمه حق کرده اند و در میدان مبارزه سر از جان نشناخته را بدانیم و به دیده احترام به آنها بنگریم و ادامه دهنده را هشان باشیم که راه آنها راه اولیای خداست. اگر چه من اولاد خوبی برای پدر و مادرم نبودم و همیشه شرمنده آنها بوده و هستم ولی امیدوارم که چنانچه آنها را رنجانده ام آنها مرا عفو کنند و مسلم خدای تعالی اجری نیکو به آنها عنایت می فرماید . سعی من بر این بوده که شوهر خوبی برای همسرم باشم ولی اقرار می کنم که چنین نبوده، امید است که مرا ببخشید و صدماتی که در زندگی من کشیده ای عفو و بچه های مرا بخوبی تربیت کنی و بعد از بلوغ از جانب من از آنها بخصوص فاطمه عزیزم عذر خواهی کنی که مرا ببخشند . از همه دوستان طلب عفو می کنم و همه را سفارش به تقوا و پرهیزکاری می نمایم. والسلام علکیم و علی عباد الله الصالحین و رحمه اله و برکاته شیخ حسین رجبی 30/2/64
<ref>[http://khayyen.ir/shahid/116 سایت شهدای خین]</ref>
==نگارخانه تصاویر==
<gallery>
Image:116.jpg
</gallery>
==پانویس==
<references />