شهیدحسین بختیاری حصاری: تفاوت بین نسخهها
Kolahkaj9706 (بحث | مشارکتها) |
جز (Salehi98 صفحهٔ شهید حسین بختیاری حصاری را به شهیدحسین بختیاری حصاری منتقل کرد) |
(بدون تفاوت)
| |
نسخهٔ کنونی تا ۱۲ مهر ۱۳۹۸، ساعت ۱۹:۵۱
شهید حسین بختیاری حصاری
تاریخ تولد :1340/10/16
تاریخ شهادت : 1360/09/02
محل شهادت : نامشخص
محل آرامگاه : تهران - بهشت زهرا
زندگینامه
خلاصه ای از زندگی شهید :
شهید حسین بختیاری در سال 1340 در تهران متولد شد . در خانواده ای مذهبی و معتقد به مبانی اسلام و مذهب پرورش يافت . ديپلم رياضي فيزيك داشت . از نظر اخلاق و رفتار زبانزد خاص و عام بود، با همه مهربان بود . احترام خاصی برای افراد خانواده خصوصا پدر و مادر قائل بود و با نرمی با آنها سخن می گفت . فردي معتقد و پايبند به اصول اخلاقي بود و ديگران را به این امر سفارش می كرد . شور و شوق و علاقه خاصي نسبت به امام در وجود او بود . خدمت به خلق را فقط براي رضاي خداوند انجام می داد و تا جایی كه توان داشت به مردم كمك می كرد . خلاصه اين كه راه شهید حسن بختیاری براي ديگران الگو و سرمشق است . تا جایی كه می توانست در نماز جمعه شركت می كرد . اوایل انقلاب در آن شرایط سخت و بحرانی، بين فقرا نفت و مواد غذایی توزیع مي كرد و درد آنها را درد خود مي دانست .
روحش شاد و یادش گرامی باد
و صیتنامه
من نتوانستم به اسلام خدمت كنم و از امام خجالت زده هستم .
خداحافظ و سلام من رفتم، ولی امیدوارم كه راهی باقی باشد، من به دست مزدوران استكبار جهانی شهید مي شوم، من سرباز وظیفه بودم ولی اجباری نرفته ام، بلكه داوطلب خدمت به خلق برای رضاي خدا، داوطلب خدمت به اسلام . از خدا و امام و پدر و مادر و مردم خجالت زده هستم، زیرا كه نتوانستم آن همه ایثار را با قطره قطره وجودم جبران كنم و یكباره به شهادت رسیدم . من نتوانستم به اسلام خدمت كنم و از روی امام خجالت زده هستم . خدمت به امتی كه شهید پرور است . برای من گریه نكنید، روزی گریه كنید كه اسلام آسيب ببيند و روزی گریه كنید كه قانون اساسي اجرا نگردد و انقلاب شكست بخورد و جمهوری اسلامی از بین برود . در این شب تاریك هر چه سعی می كنم نمی توانم تنفر خودم را نسبت به امپریالسم امریكا و نئودالیستها و سرمایه داران كه خون ملت ما را می مكند اعلام كنم، ان شاء الله با اجرای قاون اساسی و اجرای بند ج و د همه به مجازات اعمال خود برسند .
ما نیز نمی توانیم آن عشق و علاقه ای كه به اسلام و امام و پابرهنه ها كه هنوز از زیر بار ستم آزاد نشدند، به طور كامل بیان كنیم . این وصیت نامه من می باشد كه در شبی تاريك و تار نوشته ام، شبی كه امید زیادی به صبحش دارم . این وصیت نامه در سه بخش نوشته شده است بخش اول مربوط به مسائل شخصی، بخش دوم سفارش به خانواده ام و بخش سوم مربوط به انقلاب .
وسایل شخصی از قبیل موتور و كتابها و ساعتم را به حسین آرونی تحویل و پولی را كه از محمود می خوام به حسین بدهید، پول نقد 50000 ریال دست محمود دارم، 10000 ریال كه در بانك دارم خرج كفن و دفن بنده كنيد . خواهشمندم تا آنجا كه امكان دارد ختم ساده و مختصر و غریبانه باشد و 2 تا قالیچه ای كه دارم به يكي از مستضعفان هدیه كنید . لازم نیست كه این كار را حتما انجام دهید . دوربین هم متعلق به حبیب است اگر احیانا چیز دیگری داشتم كه به درد می خورد به مستضعفین بدهيد .
والسلام[۱]