وقتی تعداد زیادی از مردم بی دفاع كه مورد حمله دژخیمان پهلوی قرار گرفته بودند و به خانه رسول پناهنده شدند رسول در مقابل مامورین كه می خواستند خانه را بازرسی كنند با كمال قدرت و مهارت ایستاده و نگذاشت آنها مورد شناسایی قرار گیرند. فعالیتهای همه جانبه او ادامه داشت تا واقعه یزدانشهر اتفاق افتاد و جریانی كه ساخته دست؟ و باقی مانده های شاه ملعون بود در این جریان رسول نیز كه بهمراه چندین تن از برادران برای جلوگیری از ادامه این خیانت رفته بود از ناحیه پای چپ مجروح می شود كه پس از مداوای زیاد بهبودی نسبی حاصل می شود. ولی ناراحتی پای او تا آخر با او بود. با شروع جنگ تحمیلی و احضار متولدین 1337 رسول نیز به خدمت سربازی رفت بعد از تمام شدن دوره مقدماتی او داوطلبانه تقاضای رفتن به جبهه می كند فرمانده او مخالفت می كند و می گوید تو باید در پادگان بمانی ولی با اصرار زیاد او موفق به رفتن و به جبهه می شود.
پس از چهار ماه فداكاری و حماسه آفرینی سرانجام در روز 1360/12/02 در تنگه چزابه در حالیكه دلش مالامال از عشق به الله بود به آرزوی نهایی خود نائل گشت و روحش به ملكوت اعلی پیوست.<ref>[http://ajashohada.ir/Home/Martyrdetails/5648 سایت شهدای ارتش]</ref>
==نگارخانه تصاویر==
<gallery>
Image:1153389KAKC001-001 (1).jpg
</gallery>
==پانویس==
<references />