شهید رسول کولا: تفاوت بین نسخه‌ها

از دانش‌نامه فرهنگ ایثار , جهاد و شهادت
پرش به: ناوبری، جستجو
(زندگی نامه)
 
سطر ۶: سطر ۶:
 
==زندگی نامه==
 
==زندگی نامه==
 
شهید والامقام رسول کولا در سال 1345 در شهر سنندج زادگاه همیشگی خویش که چهارمین فرزند خانواده محسوب می شد پا به عرصه حیات گذاشت و از قدیم الایام که منزل مسکونی والدین شهید محل برگزاری مجالس دعا و نیایش بوده و او در چنین محیطی رشد کرده و رسول از همان اوان زندگی با همه مهربان بود و از بچگی یکی از یاوران صدیق راه حسین (ع) بود کمتر جوانی بود که از مراسمات مذهبی یک روز غافل بماند. او در یک خانواده بسیار پر جمعیت زندگی می کرد و بعد از سپری کردن دوره ی کودکی که به سن هفت سالگی رسید جهت کسب علم و دانش او را به مدرسه گذاشتند و توانست تا کلاس سوم راهنمایی در مدرسه راهنمایی تحصیلی تربت تسوج با موفقیت به پایان برساند. او بعد از دوره راهنمایی درک مدرسه را ترک نموده و در سال 1360 به تهران رفت و در آنجا در شرکت صنایع غذایی شکلات سازی کار می کرد و بعد از 6 ماه کار در آنجا که زمان اعزام خدمت سربازی فرا رسید ایشان 2 ماه مانده به خدمتش به شه تسوج آمد تا اینکه خدمت سربازی را ردیف کند با پسر خاله اش به دنبال دفترچه آماده به خدمت رفته و بعد از گرفتن دفترچه از طریق سپاه پاسداران اسلامی به خدمت اعزام شدند که دوره آموزش در شهر کرمان به مدت 2 ماه گذرانده بعداً به منطقه کردستان اعزام شدند. مدتی نبرد با حزب منحله ی دمکرات سرانجام در سال 1366 در یک درگیری شدید با حزب منحله ی دمکرات به درجه شهادت نائل آمد. ایشان از اول کودکی به مسائل مذهبی بسیار جدی بود. یک روز نشده بود که ایشان به نماز سستی کند در اول وقت نمازش را می خواند و روزه اش را می گرفت. همیشه به صله ارحام می رفت. به بزرگترها احترام خاصی می گذاشت<ref>[http://ajashohada.ir/Home/MartyrDetails/40896 سایت شهدای ارتش]</ref>
 
شهید والامقام رسول کولا در سال 1345 در شهر سنندج زادگاه همیشگی خویش که چهارمین فرزند خانواده محسوب می شد پا به عرصه حیات گذاشت و از قدیم الایام که منزل مسکونی والدین شهید محل برگزاری مجالس دعا و نیایش بوده و او در چنین محیطی رشد کرده و رسول از همان اوان زندگی با همه مهربان بود و از بچگی یکی از یاوران صدیق راه حسین (ع) بود کمتر جوانی بود که از مراسمات مذهبی یک روز غافل بماند. او در یک خانواده بسیار پر جمعیت زندگی می کرد و بعد از سپری کردن دوره ی کودکی که به سن هفت سالگی رسید جهت کسب علم و دانش او را به مدرسه گذاشتند و توانست تا کلاس سوم راهنمایی در مدرسه راهنمایی تحصیلی تربت تسوج با موفقیت به پایان برساند. او بعد از دوره راهنمایی درک مدرسه را ترک نموده و در سال 1360 به تهران رفت و در آنجا در شرکت صنایع غذایی شکلات سازی کار می کرد و بعد از 6 ماه کار در آنجا که زمان اعزام خدمت سربازی فرا رسید ایشان 2 ماه مانده به خدمتش به شه تسوج آمد تا اینکه خدمت سربازی را ردیف کند با پسر خاله اش به دنبال دفترچه آماده به خدمت رفته و بعد از گرفتن دفترچه از طریق سپاه پاسداران اسلامی به خدمت اعزام شدند که دوره آموزش در شهر کرمان به مدت 2 ماه گذرانده بعداً به منطقه کردستان اعزام شدند. مدتی نبرد با حزب منحله ی دمکرات سرانجام در سال 1366 در یک درگیری شدید با حزب منحله ی دمکرات به درجه شهادت نائل آمد. ایشان از اول کودکی به مسائل مذهبی بسیار جدی بود. یک روز نشده بود که ایشان به نماز سستی کند در اول وقت نمازش را می خواند و روزه اش را می گرفت. همیشه به صله ارحام می رفت. به بزرگترها احترام خاصی می گذاشت<ref>[http://ajashohada.ir/Home/MartyrDetails/40896 سایت شهدای ارتش]</ref>
 +
==نگارخانه تصاویر==
 +
<gallery>
 +
 +
Image:1636846KAKA001-001 (1).jpg
 +
 +
</gallery>
  
 
==پانویس==
 
==پانویس==
 
<references />
 
<references />

نسخهٔ کنونی تا ‏۱۴ مهر ۱۳۹۸، ساعت ۱۰:۲۷

تاریخ تولد :1345/06/01 تاریخ شهادت : 1366/02/14 محل شهادت : نامشخص محل آرامگاه :آذربایجان شرقی - شبستر - تسوج

زندگی نامه

شهید والامقام رسول کولا در سال 1345 در شهر سنندج زادگاه همیشگی خویش که چهارمین فرزند خانواده محسوب می شد پا به عرصه حیات گذاشت و از قدیم الایام که منزل مسکونی والدین شهید محل برگزاری مجالس دعا و نیایش بوده و او در چنین محیطی رشد کرده و رسول از همان اوان زندگی با همه مهربان بود و از بچگی یکی از یاوران صدیق راه حسین (ع) بود کمتر جوانی بود که از مراسمات مذهبی یک روز غافل بماند. او در یک خانواده بسیار پر جمعیت زندگی می کرد و بعد از سپری کردن دوره ی کودکی که به سن هفت سالگی رسید جهت کسب علم و دانش او را به مدرسه گذاشتند و توانست تا کلاس سوم راهنمایی در مدرسه راهنمایی تحصیلی تربت تسوج با موفقیت به پایان برساند. او بعد از دوره راهنمایی درک مدرسه را ترک نموده و در سال 1360 به تهران رفت و در آنجا در شرکت صنایع غذایی شکلات سازی کار می کرد و بعد از 6 ماه کار در آنجا که زمان اعزام خدمت سربازی فرا رسید ایشان 2 ماه مانده به خدمتش به شه تسوج آمد تا اینکه خدمت سربازی را ردیف کند با پسر خاله اش به دنبال دفترچه آماده به خدمت رفته و بعد از گرفتن دفترچه از طریق سپاه پاسداران اسلامی به خدمت اعزام شدند که دوره آموزش در شهر کرمان به مدت 2 ماه گذرانده بعداً به منطقه کردستان اعزام شدند. مدتی نبرد با حزب منحله ی دمکرات سرانجام در سال 1366 در یک درگیری شدید با حزب منحله ی دمکرات به درجه شهادت نائل آمد. ایشان از اول کودکی به مسائل مذهبی بسیار جدی بود. یک روز نشده بود که ایشان به نماز سستی کند در اول وقت نمازش را می خواند و روزه اش را می گرفت. همیشه به صله ارحام می رفت. به بزرگترها احترام خاصی می گذاشت[۱]

نگارخانه تصاویر

پانویس

  1. سایت شهدای ارتش