شهید محمد رضا شحنه: تفاوت بین نسخهها
Ghanbari9706 (بحث | مشارکتها) |
Fazayemajazi (بحث | مشارکتها) (←وصیت نامه) |
||
| سطر ۱۷: | سطر ۱۷: | ||
==وصیت نامه== | ==وصیت نامه== | ||
| + | از مادرم ميخواهم که شيريني و نقل در تشييع جنازهام بدهد و روحيه به مردم بدهد. از خواهرانم ميخواهم همانند حضرت زينب سلامالله در زماني که امام حسين عليهالسلام را شهيد کردند، راهش را ادامه داد و با خطبههايي که ميخواند، يزيد را رسوا نمود و شما هم صدام و منافقين را رسوا کنيد.من به عنوان يک کارگر، از همه کارگران ميخواهم که کم کاري نکنند و با توليد بيشتر مشتي محکم بر دهان ياوهگويان مشرق و مغرب بزنند.از همه مسلمين، برادران و خواهران ميخواهم هر کاري را انجام ميدهيد هر سخني که ميگوييد و حتي راه رفتن شما براي خدا باشد. نفاق، دروغ، غيبت و حسادت را از خود دور کنيد و برادروار زندگي کنيد. هر خطا و لغزشي که از من ديديد، به پاي مکتبم نگذاريد و مرا ببخشيد.پدر گرامي و مادر عزيزم! خوشحال باشيد که من در راه خدا شهيد شدم و با مرگ طبيعي و يا در بستر و با ذلت و خواري نمردم<ref>[http://www.3000shahid.ir/martyr/bio/882 سایت شهدای سمنان]</ref> | ||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
==پانویس== | ==پانویس== | ||
<references /> | <references /> | ||
نسخهٔ ۱۶ مهر ۱۳۹۸، ساعت ۱۲:۳۶
محمدرضا شحنه فرزند : رحمت ا... متولد : 1341/11/10 در سمنان تحصیلات : زیر دیپلم تاهل : مجرد یگان: سپاه سمنان-تیپ27حضرت رسول(ص) مدت حضور : 2 ماه 20روز مسئولیت : ار پی جی زن نوع عضویت : بسیج نوع شغل : کارگر کارخانه ریسمان ریسی(محصل شبانه) تاریخ شهادت : 1361/03/02 محل شهادت : منطقه خرمشهر عملیات : بیت المقدس محل دفن : سمنان امام زاده یحیی
وصیت نامه
از مادرم ميخواهم که شيريني و نقل در تشييع جنازهام بدهد و روحيه به مردم بدهد. از خواهرانم ميخواهم همانند حضرت زينب سلامالله در زماني که امام حسين عليهالسلام را شهيد کردند، راهش را ادامه داد و با خطبههايي که ميخواند، يزيد را رسوا نمود و شما هم صدام و منافقين را رسوا کنيد.من به عنوان يک کارگر، از همه کارگران ميخواهم که کم کاري نکنند و با توليد بيشتر مشتي محکم بر دهان ياوهگويان مشرق و مغرب بزنند.از همه مسلمين، برادران و خواهران ميخواهم هر کاري را انجام ميدهيد هر سخني که ميگوييد و حتي راه رفتن شما براي خدا باشد. نفاق، دروغ، غيبت و حسادت را از خود دور کنيد و برادروار زندگي کنيد. هر خطا و لغزشي که از من ديديد، به پاي مکتبم نگذاريد و مرا ببخشيد.پدر گرامي و مادر عزيزم! خوشحال باشيد که من در راه خدا شهيد شدم و با مرگ طبيعي و يا در بستر و با ذلت و خواري نمردم[۱]