ویرایش‌ها

پرش به: ناوبری، جستجو

شهیدجهانگیر باغچی

۳۶ بایت اضافه‌شده، ‏۱۷ مهر ۱۳۹۸، ساعت ۱۰:۴۹
•قبل از انقلاب یک روز مامورین شاه به همراه چماق به دستان به مسجد و سپس به منزل آیت ا… میهمان نواز حمله ور شدند و تمام کتابها و قرآنها ی ایشان را به آتش کشیدند یادم می آید جهانگیر با آنکه سن کمی داشت گریه کنان به منزل آمد و جریان آتش زدن منزل آقای مهمان نواز را می گفت و گریه می کرد و ایشان آن شب را تا صبح دعا و نماز خواند .
•یادم می آید یکدفعه که از جبهه آمده بود مریض بود . من برای ایشان یک دانه تخم مرغ آب پز نمودم تا بخورد. اما ایشان نصف آنرا خورد . گفتم : برادر جان ، چرا کم خوردی ؟ نصف تخم مرغ چه هست ؟ گفت : باید با سختی و کم خوری عادت کنیم . چون در جبهه گاهی اوقات مشکلاتی هست که باید کم خورد .
•وقتی جهانگیر از جبهه به مرخصی آمده بود . پدرم سخت مریض بود و برای مداوا شدیداً به پول احتیاج داشتیم جهانگیر بدون اطلاع پدرم تلویزیون که مال خودش بود را فروفته و پدرم را مداوا نمود . وقتی پدرم متوجه قضیه شد از ایشان تشکر نمود . و این کار خداپسندانه و این ایثار ایشان هرگز از یادمان نمی رود .منبع سایت یاران رضا<ref>[http://yaranereza.ir/ShowSoldier.aspx?SID=3523سایت یاران رضا]</ref>==پانویس== <references />
۳۰
ویرایش