ویرایش‌ها

شهید علی ترک جوکار

۷۷ بایت اضافه‌شده، ‏۲۱ مهر ۱۳۹۸، ساعت ۰۷:۲۲
/* خاطرات */
- یکی از شبهای جمعه که ایشان برای رفتن به دعای کمیل آماده شده بود، به من پیشنهاد نمود که با هم برویم ولی چون آن موقع بچه ام کوچک بود خودم نیز ناراحتی داشتم، گفتم: من امشب نمی آیم. ایشان گفت: شما با بچه ها بخوابید من می روم. پس من به حالت شوخی به شهید گفتم: اگر شما بروید من راضی نیستم و بعد خوابم برد. بعد از یک ساعتی که بیدار شدم، دیدم شهید رادیو را روشن کرده، صدایش را کم نموده و با مراسمی که از پخش می شد زمزمه می کند و این خیلی روی من تاثیر گذاشت چرا که بخاطر حرفی که زده بودم شهید نرفت و آن شب در خانه بودو این در طول زندگی برایم درسی بزرگ بود <ref>[http://yaranereza.ir/ShowSoldier.aspx?SID=5203 سایت شهدای یاران رضا]</ref>
==نگار خانه تصاویر==<gallery>
 
Image:5203 (1).jpg
 
 
</gallery>
==پانویس==
<references />
مدیر
۱۱٬۹۷۱
ویرایش