ویرایش‌ها

شهید علی محمد علی زاده

۹۱ بایت اضافه‌شده، ‏۲۲ مهر ۱۳۹۸، ساعت ۰۷:۰۷
/* خاطرات */
"علی با شروع جنگ کم کم با فکر دفاع از وطن افتاده بود و خدمت مقدس سربازی را بهترین وسیله ی پیش رو برای نیل به این هدف می دید.
لذا نزد من آمد و به من گفت: "می خواهم به سربازی بروم و در جبهه حضور داشته باشم و شرط غیرت را به جا بیاورم. که از غیرت نیست که دوستانمان شهید شوند و ما نظاره گر باشیم." او با گفتن این حرفها مرا هم به شوق آورد و ما با همدیگر تمام تعلقات مادی را رها کرده و در خدمت ارتش به سربازی و انجام وظییفه مشغول شدیم.بعد از گذراندن دوران آموزشی درهمدان به منطقه ی جنگی اعزام شدیم. در روز اعزام طی یک عملیات نفوذی وارد خاک عراق و منطقه ی ابوقریب شدیم. ما در زیر آتش سخت دشمن قرار گرفته بودیم. فاصله ی ما با همدیگر حدود صد متر بود ناگهان خمپاره ای در کنار علی فرود آمد. من فورا خودم را به زمین انداختم. درآن حالت با نگرانی بلند شده و به طرف علی دویدم وقتی بالای سر علی رسیدم او هنوز جان داشت. سرش را روی زانوانم گذاشتم و او در حالی که به سختی سخن می گفت از حال رفت. اول احساس کردم که او شهید شده است اما بعد متوجه شدم در اثر شدت خونریزی بی هوش شده است. علی را فوراً بر دوش گرفته و به طرف آمبولانس امداد حرکت کردم. وقتی به آمبولانس رسیدم دیدم که داخل آمبولانس پر از مجروح است. علی را نزد دیگر مجروحان در داخل آمبولانس گذاشتم و در آن را بستم.آمبولانس حرکت کرد. اندکی دور شده بود که یک بالگرد دشمن آمبولانس را مورد هدف قرارداد. آمبولانس منفجر شد. ما خودمان را به صحنه رساندیم و آمبولانس را به هر زحمتی خاموش کردیم. شهید علی محمدعلیزاده از ناحیه ی پا دچار سوختگی شده بود اما صورتش خراش هم برنداشته بود.او در حالی به شهادت رسیده بود که صورتش خندان و نورانی بود و به گونه ای بود که آدم احساس می کرد شهید با او حرف می زند". پیکر پاک شهید در گلزار شهدای روستای آلنی دفن گردیده است.
==نگارخانه تصاویر==
<gallery>
 
Image:1671673KAKA001-001 (1).jpg
 
 
</gallery>
منبع:سایت شهدای ارتش
http://ajashohada.ir/Home/MartyrDetails/41187
مدیر
۱۱٬۹۷۱
ویرایش