شهید مجتبی امینی رودانی: تفاوت بین نسخه‌ها

از دانش‌نامه فرهنگ ایثار , جهاد و شهادت
پرش به: ناوبری، جستجو
(زندگی نامه)
 
سطر ۱۵: سطر ۱۵:
  
 
<ref>[http://ajashohada.ir/Home/MartyrDetails/38800 سایت شهدای ارتش]</ref>
 
<ref>[http://ajashohada.ir/Home/MartyrDetails/38800 سایت شهدای ارتش]</ref>
 +
==نگارخانه تصاویر==
 +
<gallery>
 +
 +
Image:1081508KAKA001-001 (1).jpg
 +
 +
 +
</gallery>
 +
 
==پانویس==
 
==پانویس==
 
<references />
 
<references />

نسخهٔ کنونی تا ‏۲۵ مهر ۱۳۹۸، ساعت ۱۴:۵۰

شهید مجتبی امینی رودانی تاریخ تولد :1347/06/02 تاریخ شهادت : 1366/10/23 محل شهادت : نامشخص محل آرامگاه :اصفهان - گلستان شهدا

زندگی نامه

شهید مجتبی اصغری پسری صبور مهربان و بسی از حد دل رحم بود و تا مقطع ابتدایی تحصیل کرد و یعد در کنار برادرش مشغول به کار خیاطی شد از قول برادر وی او فی سبیل الله برای خیریه و ارگان های کمک به مستضعفین کار میکرد در سن 18 سالکی قصد رفتن به نظام را پیدا کرد او میتوانست سال بعد به خدمت برود چون برادرش در حال خدمت بود ولی اصرار داشت به خدمت برود. اعلام کردند که خدمت وی باید در خیاطی سپاه باشد ولی ایشان قبول نکرد و گفت باید به جبهه برود. مادرش میگوید: یک روز دیدم با یک تفنگ ساچمه ای به خانه آمد و یک نشان درست کرد و اورا هدف میگرفت بعدها فهمیدم در حال تمرین تیراندازی است چند روز بعد رفت و دفترچه خدمت گرفت ویک عکس بزرگ گرفته وقتی به خانه آمد عکس را نشانم داد و گفت مادر به نظر شما این عکس تخت من مناسب اشت من در جواب او گفتم خودت رالوس نکن خندید و گفت باور نمیکنی؟ من بااینکه ناراحت بودم ولی نمیگذاشتم بفهمد و هیچ گاه درخواست نکردم جبهه نرود. پیش خود میگفتم فرزند من عزیزتر از فرزند زهرا نیسو مبادا روز قیامت شرمنده زهرا شوم. خواهرش نیز میگوید: یک روز برادرم به خانه ما آمد و ازمن یک پارچه قرمز درخواست کرد آن پارچه را روی قوطی کبریت انداخت و عکس خودش را روی آن گذاشت و گفت چند وقت دیگر مرا به این شکل خواهی دید همچنین میگفت سحرگاه از جبهه برایم نامه مینوشتو میفرستاد و میگفت جز دوری شما که آن هم امید است هیچ گاه نمی نوشت امید است دیدارهای تازه و فقط می نوشت امید است. وی شش ماه بعد از رفتن به جبهه در منطقه مریوان به شهادت رسید و شش ماه بعد جنگ تمام شد.

[۱]

نگارخانه تصاویر

پانویس

  1. سایت شهدای ارتش