مرا حلال کن
سال58 به سفر حج رفته بودم. چند روز بود که در مدینه مستقر شده بودیم که نامهای به دستم دادند، نامه از طرف محمد بود. نوشته بود: پدر جان! با اجازه شما، چون اسلام در خطر است، من خودم را برای خدمت سربازی معرفی کردهام. تعجب کردم؛ حتی چند روز دیگر هم صبر نکرد تا من از سفر بیت ا... الحرام برگردم و این گونه بود که به جبهه رفت. وقتی که از مکه آمدم، روزهای آخر دوره آموزشیاش بود؛ او را دیدم، گفت: پدر جان! من به جبهه می روم اما احتمال این که بر نگردم خیلی زیاد است، مرا حلال کن.
==نگارخانه تصاویر==
<gallery>
Image:3951 (1).jpg
</gallery>
منبع سایت یاران رضا
http://yaranereza.ir/ShowSoldier.aspx?SID=3951