خدای من تو از دل بندههایت آگاه و باخبری، چگونه میتوانم ساکت نشسته و زندگیم را ادامه دهم، در حالی که جگر مولایم [[امام زمان (عج) ]] خون است. آیا میتوانم چشمانم را بر روی این همه جنایتها که بر محبین اهل بیت (ع) میآورند، ببندم.
خدای من دوستانم یک به یک میروند ولی من راست، راست برای خود میگردم. دیگر آرامش و قرار ندارم. خدای من، دیگران شاید فکر کنند من [[شهادت ]] را برای بهشت میخواهم. ولی نه! ای معبود من در این لحظه، مکان و زمان از تو میخواهم اگر جان بیارزش مرا قبول نمودی و بعد از پاک نمودن من، خواستی مرا در بهشت خود جای دهی، از تو خواهش و تمنا دارم به جای بهشت که شاید آرزوی همه میباشد به من نوکری، غلامی آقا سیدالشهدا (ع) را بدهی. چراکه تنها چیزی که مرا آرامم میکند، نوکری و خادمی و خدمتگزاری به سالار شهیدان، [[اباعبدالله الحسین (ع) ]] میباشد.
ای خدای خوب و مهربانم، خودت خوب میدانی که من بنده شاکری نیستم، ولی آیا دنیایی که پر از ظلم و جور است میتوان در این دنیا زندگی نمود؟ آیا دنیا بدون حسین (ع)، [[فاطمه (س)]]، دنیای قشنگی است؟...
ای مردم شما را قسم میدهم به آن چیزی که ایمان دارید. نائب بر حق امام زمان (عج)، حضرت امام خامنهای (مدظلهالعالی) را همانند [[امام علی (ع) ]] خانه نشین نکنید. چرا که در این دنیا تنها چیزی که مرا آرام مینمود، نگاه زیبا و قشنگ و پر درد این آقا بود.
برای رسیدن به امام زمان (عج) باید اول با [[مقام معظم رهبری (مدظلهالعالی) ]] پیمان بست و به او ارادت قلبی داشت.
فرض بر این است که امام زمان (عج) را نماز بدانیم، کسی که وضو (یعنی ارادت به رهبر) ندارد، میتواند نماز برپا نماید؟ آیا [[نماز ]] بدون وضو و طهارت، نماز است؟