تاریخ شهادت : 1366/05/24
==زندگینامه :==
شهید سید محمود امینی، در سال 1345 در خانوادهای متدین و مذهبی، در شهر تهران دیده به جهان گشود؛ دوران كودكی را همچون همسالان خود، با شادی نشاط پشت سر گذاشت تا به سن نوجوانی رسید. در بدو انقلاب وی كه حدود 12 سال داشت مشتاقانه و آگاهانه و همگام با انقلاب به نوشتن شعارهای مذهبی و انقلابی و پخش اعلامیههای امام مشغول بود و پس از طی دوره راهنمایی در شهرستان [[اراك]] ، در رشته اتومكانیك هنرستان آزادی فلسطین تهران مشغول به تحصیل شد.
دوران تحصیلات هنرستانی او، مصادف با جنگ تحمیلی و هجوم جنایتكاران بعثی به مرزهای كشورمان بود به همین دلیل با وجود علاقه شدیدی كه سید به رشته تحصیلی خود داشت عشق وافر و زیباتری آرام و قرار او را از كف ربود و او را به سوی جبهههای نبرد كشانید. اما چون هنوز سنش اقتضای حضور در جبهه را نمیكرد با تغییر شناسنامه خود با جثهای ضعیف و كوچك، اما قلبی بزرگ، و عزمی استوار، راه خود را به سوی جبهه گشود.
كسی چه میداند شاید در چنین حالاتی از خدا طلب شهادت میكرد و اما در مورد صحنههای نبرد دلاوری خط شكن و شیری دلیر، در خط مقدم جبهه بود. سید محمود، نوجوانی بود كه در جبهه رشد معنوی و جسمانی كرده و بزرگ شد و در جبهههای نبرد شهامت خاصی داشت، كه البته این موضوع را هیچ وقت خودش مطرح نمیكرد. اما وقتی همرزمانش از او صحبت میكردند میشد به عظمت شخصیت، و به شهامت و فداكاری و بزرگواری او پی برد و این را به جرأت میتوان گفت كه والدین بسیاری از شهدای گرانقدرمان به دست آوردن پیكر پاك فرزندشان را مدیون فداكاری ها و از جان گذشتنی هاي افرادي هستند كه در پایان عملیات ها بودند. بالاخره سیدمحمود بعد از 5 سال حضور مداوم در جبهه و شركت در بیش از 27 عملیات مختلف، بعد از رشادت و دلاوری در آخرین [[عملیات نصر 7]] داوطلبانه در حالی كه همرزمانش به مرخصی میرفتند عازم جبهههای جنوب شد و در كربلای [[شلمچه]]، همان محلی كه 5 ماه پیش در آنجا مجروح شد به لقاء الله و آرزوی دیرینه خود، و به دیدار معشوق شتافت.
و اما سید محمود و شهادتش، او همچون امیرالمومنین (ع) فرقش شكافته و متلاشی و همچون حضرت ابوالفضل (ع)، دست و پایش قطع شده بود و همانند مادرش زهرا (س) پهلویش شكسته و متلاشی بود.
روحش شاد و یادش گرامی باد
==وصیت نامه :==
ولا تحسبن الذین قتلوا فی سبیل الله امواتا بل احیاء عند ربهم یرزقون.
هرگز مپندارید آنان كه در راه خدا كشته شدهاند مردهاند بلكه آنان زندهگان جاویدند و در نزد خدا روزی میخورند. (سوره آل عمران/آيه 169)