ویرایش‌ها

پرش به: ناوبری، جستجو

شهیدمحمد ابراهیم همت

۹۳۸ بایت اضافه‌شده، ‏۱۳ آبان ۱۳۹۸، ساعت ۱۲:۱۰
/* خاطرات */
پشت بي‌سيم گفت «متوجه ماه هم باشين»
پنج دقيقه ی بعد،‌صداي گريه‌ي فرمان‌ده‌ها از پشت بي‌سيم مي‌آمد.
سایت آوینی
به زحمت جارو را از دستش گرفتم. داشت محوطه را آب و جارو می کرد. کار هر روز صبحش بود.
ناراحت شد و گفت: «بذار خودم جارو کنم. این جوری بدی های درونم هم جارو می شن.»
منبع: یادگاران/ ص27
یادگاران/ ص27*خانه یا مرغدانی! روی پشت بام خانه یکی از برادرهای بسیجی، اتاقی بود که آن را مرغدانی کرده بود ولی به علت بمباران استفاده نمی شد. کف آن مرغدانی را آب انداختم و با چاقو زمینش را تراشیدم. حاجی هم یک ملحفه سفید آورد با پونز پرده زدیم که بشود دو تا اتاق.بعد هم با پول توجیبی ام کمی خرت و پرت خریدم: دو تا بشقاب، دو تا قاشق، دو تا کاسه و یک پتو هم از پتوهای سپاه آوردیم.یادم هست حتی چراغ خوراک پزی نداشتیم؛ یعنی نتوانستیم بخریم و آن مدت اصلاً غذای پختنی نخوردیم.این شروع زندگی ما بود.منبع:فلش کارت دو نیمه سیب، موسسه مطاف عشق
== نگارخانه‌ تصاویر==
۱۶۶
ویرایش