شهید حیدرقلی رضایی: تفاوت بین نسخه‌ها

از دانش‌نامه فرهنگ ایثار , جهاد و شهادت
پرش به: ناوبری، جستجو
(آثار)
سطر ۳۸: سطر ۳۸:
  
 
==آثار==
 
==آثار==
*دست نوشته
+
دست نوشته
  
 
شهید حیدر قلی رضایی، علاقه ی زیادی به شعر و نوشتن داشت . دفتری از خاطرات سربازی اش به جای مانده که در آن چند شعر نو سروده است، از جمله ، شعر قدم آهسته : شروع کردم به خدمت برابر یک دسته قدم آهسته می رفتم . ولی با حالت خسته قدم آهسته رفتن . نگویید کار آسانی است ز سختیهای آن گویم که همچون دادن جان است . بگویم از نگهبانی، جوان را پیر می سازد اگر شیر ژیان باشی ترا دلگیر می سازد کجایی مادر زارم بیا یکدم ملاقاتم در این گروهان تصرف شد تمام صبر و اوقاتم گر تو می توانی تا زمانی که نفس دارم بیا مادر به پهلوم که جان خویش بسپارم .
 
شهید حیدر قلی رضایی، علاقه ی زیادی به شعر و نوشتن داشت . دفتری از خاطرات سربازی اش به جای مانده که در آن چند شعر نو سروده است، از جمله ، شعر قدم آهسته : شروع کردم به خدمت برابر یک دسته قدم آهسته می رفتم . ولی با حالت خسته قدم آهسته رفتن . نگویید کار آسانی است ز سختیهای آن گویم که همچون دادن جان است . بگویم از نگهبانی، جوان را پیر می سازد اگر شیر ژیان باشی ترا دلگیر می سازد کجایی مادر زارم بیا یکدم ملاقاتم در این گروهان تصرف شد تمام صبر و اوقاتم گر تو می توانی تا زمانی که نفس دارم بیا مادر به پهلوم که جان خویش بسپارم .

نسخهٔ ‏۹ آذر ۱۳۹۸، ساعت ۰۱:۱۶

بسمه تعالی

نام: حیدر قلی رضایی

نام پدر: رجبعلی

نام مادر: حاجیه خاتون

محل تولد: قزوین - شنازند تاریخ تولد: ۱۳۳۶/۰۳/۰۸

محل شهادت: سومار تاریخ شهادت: ۱۳۶۳/۰۳/۰۴

استان محل شهادت: کرمانشاه شهر محل شهادت: قصرشیرین

وضعیت تاهل: متاهل درجه نظامی

تعداد پسر: ۱ تعداد دختر: ۲

تحصیلات: ششم ابتدائی رشته -

عملیات سال تفحص

محل کار بنیاد تحت پوشش

مزار شهید قزوین - قزوین - شهر کوهین - شنازند

rId4

زندگی نامه

شهید حیدرقلی رضایی ، هشتم خرداد ۱۳۳۶ ، در روستای شنازند از توابع شهر قزوین به دنیا آمد . پدرش رجبعلی، کشاورز بود و مادرش حاجیه‌خاتون نام داشت . تا پایان دوره ابتدایی درس خواند . ازدواج کرد و صاحب یک پسر و دو دختر شد . از سوی جهادسازندگی در جبهه حضور یافت . چهارم خرداد ۱۳۶۳ ، در سومار توسط نیروهای عراقی بر اثر اصابت ترکش خمپاره به سینه، شهید شد . مزار او در زادگاهش واقع است .


خاطرات

مادر شهید : شب قبل از اعزام به جبهه، وسایلی را که در خانه داشت جمع آوری کرد و همه را گوشه ای گذاشت و صبح آن عازم جبهه ها شد . قبل از اعزام به خیلی از فامیل و دوستانش گفته بود که من شهید می شوم . ۱۰ روز بود که از رفتنش به جبهه گذشته بود، فامیل جمع شدند تا برای سلامتی او آش پشت پا بپذیم و پخش کنیم . در حال پخش کردن آش بودیم که خبر آوردند، حیدر قلی پسرم زخمی شده است، آش از دستم افتاد و در دلم غوغایی به پاشد، آن روز هر طور که بود آش ها پخش شد، در حالی که حیدر قلی همان روز شهید شده بود و به ما نمی خواستند بگویند .

آثار

دست نوشته

شهید حیدر قلی رضایی، علاقه ی زیادی به شعر و نوشتن داشت . دفتری از خاطرات سربازی اش به جای مانده که در آن چند شعر نو سروده است، از جمله ، شعر قدم آهسته : شروع کردم به خدمت برابر یک دسته قدم آهسته می رفتم . ولی با حالت خسته قدم آهسته رفتن . نگویید کار آسانی است ز سختیهای آن گویم که همچون دادن جان است . بگویم از نگهبانی، جوان را پیر می سازد اگر شیر ژیان باشی ترا دلگیر می سازد کجایی مادر زارم بیا یکدم ملاقاتم در این گروهان تصرف شد تمام صبر و اوقاتم گر تو می توانی تا زمانی که نفس دارم بیا مادر به پهلوم که جان خویش بسپارم .

منبع: پایگاه اطلاع رسانی سرداران و 3000 شهید استان قزوین

http://khatesorkh.ir/index.php?martyr_id=1252