شهیدیعقوب آذرآبادیحق
==زندگینامه==
فرزند حسن و گلزار خلجانی در۱۵ اسفند ۱۳۳۷ از خانوادهای مذهبى در تبريز به دنيا آمد. پدرش راننده كاميون كمپرسى بود و از اين طريق مخارج خانواده را تـأمين میکرد.
از عدم نيل به شهادت علىرغم حضورى طولانیتر از محمد در جبههها ناراحت بود و حضور در پشت جبهه را در شرايط دشوار جنگى خيانت به اسلام تلقى میکرد. او بعد از انحلال واحد موشكى بهعنوان دستيار فرماندهى به گردان اكبر سبزوارى رفت، اما ايـن نـزول سمت تأثیری در روحیهاش نداشت، بلكه فعالتر به امور نيروهاى گردان رسـيدگى میکرد. مهدی باکری را ابوالفضل عباس (ع) آن زمان می دانست و او را قمر بنی خمینی میخواند. قبـل از عمليات خيبر به برادرش رضا توصيه كرد به خاطر مادرشان بيشتر مراقب خود باشد. رضا نيز همـين سفارش را به او كرد ولى يعقوب در جواب برادر گفت: آقا رضا! شما بنده را ولکنید؛ ديگر از رده خارجشدهام، احساس میکنم حرارت بدنم بيـشتر شـده است و خيلى سبك شدهام و حال ديگرى دارم. اگر انشا الله خداونـد قبـول كنـد در ايـن عمليـات رفتنى هستم. خيلى دلتنگ شدهام.
==وصیتنامه==