ویرایشها
انا لله و انا اليه راجعون
آرزو می كنم كه در بستر نميرم و هر چه شرع انور مقرر داشته عمل شود به بچه هاي من بگوئيد همه چيز خود را فداي راه خدا كنند تا جائي كه بخاطر دارم به كسي بدهكار نيستم بجز پدر و مادرم كه انشاءالله انشاءالله مرا خواهند بخشيد آنهایی كه مرا مي شناسند بدانند اين انقلاب مال خداست و خود را فداي آن كنند خداوند هميشه رحمت خود را از اين ملت دريغ نفرمايد و طول عمر به امام امت عطا فرمايد .»
سکوت موزه شهدای هفتم تیر را صدای گریه زنی می شکند که سردیس فرزندش را در آغوش گرفته و با صدای بلند گریه می کند؛ سردیس را روی سینه خود می فشارد و بلند بلند با او حرف میزند؛ داغ ،داغ است؛ بعد از 36 سال نه کهنه شده نه فراموش؛ زن گریه می کند و برای پسرش لالایی می خواند.