ویرایشها
تاریخ تولد : 1341/10/01
تاریخ شهادت : 1361/01/04
نام پدر: عظيمنوع حادثه : حوادثمربوطبهجنگتحميلىشرح حادثه : حوادث ناشى ازدرگيرى مستقيم بادشمن-توسطدشمندرجبههاستان : بنيادشهيداستانمركزىشهر: ادارهبنيادشهيدسربند
==زندگینامه==
شهيد غلامرضا اشتري، فرزند عظيم، داراي شماره شناسنامه 885، صادره از سربند در دي ماه سال 1341 در روستاي ضيا آباد و در خانواده اي مذهبي و پيرو راه امام و انقلاب اسلامي متولد شد، هميشه تحت تربيت پدر و مادر، در سايه احکام و تعاليم اسلامي، رشد و پروش يافت، در سن 6 تا 8 سالگي به آموزش قرآن کريم، در مکتب خانه هاي روستا مشغول بوده است.
سپس به مدرسه رفت و کلاس اول و دوم ابتدايي را در يک سال به صورت جهشي خواند، پس از اتمام دوره پنج ساله ابتدايي، براي کمک به پدر در کارهاي کشاورزي مشغول شد و به همراه پدر به شهرهاي ديگر براي کار و امرار معاش خانواده مسافرت مي کرد، او از نظر اخلاق بسيار خوب و داراي ايماني محکم و استوار بود، بسيار به مسجد و امام و انقلاب عشق مي ورزيد.
با شروع جنگ تحميلي از سوي عراق، بر حسب عشق و علاقه به دفاع از ناموس و ميهن اسلامي، يک سال زودتر از موعد مقرر، به جبهه اعزام شد، در مليحان و چزابه، در سمت بي سيم چي مشغول به خدمت گرديد در حالي که در 10 ماه از خدمت مقدس سربازي را پشت سر گذاشته بود از تاريخ 1361/01/03 در سن 18 سالگي در عمليات فتح المبين، به هنگام دفاع، مورد اصابت ترکش قرار گرفت و به درجه رفيع شهاد ت نائل آمد.
=وصیت نامه= * فرازي از وصيت نامه غلامرضا اشتري
پدر و مادر عزيزم تنها آرزوي من بعد از شهادتم اين است که براي من ناراحت نباشيد و به من افتخار کنيد زيرا خون من از علي اکبر حسين (ع) و قاسم رنگين تر نيست که در صحنه کربلا مانند گل پر پر شدند و آن طفل 13 ساله كه نا رنجک بر کمر بست و به زير تانک دشمن رفت.
و السلام عليک و رحمه الله و برکاته
* عزيزان هيچ گونه نگرانى نداشته باشيد تصميم سرباز اسلام بر اين است كه تا نابودى صدام و صداميان، لشكر كفر و استكبار جهانى و پيروزى مستضعفين عالم از پاى ننشيند. من نيز هم چون شهيدان كربلا مانند على اكبر و قاسم خواهم ايستاد تا آخرين قطره خون درباره قرآن و اسلام دفاع خواهم كرد.
پدر جان تنها آرزوى من از شما اين است كه از اينكه من در راه اسلام و قرآن شهيد شدم به هيچ عنوان ناراحت نشويد، من كه خونم از آن طفل 12 ساله كه نارنجك به كمر خود بست و خود را به زير تانك دشمن پرتاب نمود غليظ تر نيست، يا از خون على اكبر و قاسم كه در صحراى كربلا مانند گل پرپر شدند.