ویرایش‌ها

شهید قربانعلی ابراهیمی کفشگری

۴۵ بایت اضافه‌شده، ‏۲۰ آذر ۱۳۹۸، ساعت ۰۷:۰۵
مسئولیت : رشته تحصیلی : تحصیلات : دانشجوی کاردانی
تخصص : کد شهید : 84 رسته : نام مادر : نرگس عابدی
موضوع شهادت : کردستان عملیات : محل شهادت : مریوان (قله صاحب الزمان)تاریخ شهادت : [[1363/09/07]]
نحوه شهادت : اصابت تیر مستقیم
شهر : ارطه بخش : شهرستان : قائم شهر استان : مازندران
==زندگی نامه==
شهید در تاریخ [[29/10/1341 ]] در قائمشهر- روستای ارطه به دنیا آمد. ایشان درخانوادهای مومن ومعتقد در دامان پدرومادری مهربان ودلسوزبااوضاع اقتصادی که باکاروتلاش مستمروالدین درجهت کسب روزی حلال تامین می شد به رشدوتکامل رسیدتحصیلات را تا مقطع دبیرستان و در هنرستان شهید خیرمقدم ساری رشته راه و ساختمان ادامه دادند. بعد از آن در مرکز تربیت معلم شهید رجایی در لاهیجان رشته آموزش ابتدایی تحصیلات دانشگاهی را پیش بردند. مواردی چون پیروزی انقلاب اسلامی،افکاروعقایدحضرت امام،اعتقادات مذهبی خانواده و مطالعه کتب [[شهید مطهری ]] و دستغیب و حضور در پایگاه [[بسیج ]] در افکار ایشان بسیار تاثیر داشت.به خاطر مردم دار بودنش در میان مردم بسیار محبوب و تاثیرگذار بود.قبل از انقلاب به خاطر سن و سال کمش سابقه مبارزه نداشت ولی در تظاهراتی که در قائمشهر و ساری برگزار می شد حضور پیدا می کرد بسیار شجاع بود حتی در تظاهراتی با تیراندازی ساواکی ها مواجه شد با شجاعت تمام در برابرشان ایستادگی کرد. بعد از پیروزی انقلاب اسلامی با فرمان امام مبنی بر تشکیل ارتش 20 میلیونی با لباس خاکی [[بسیجی ]] را بر تن کرد و درسپاه در [[سپاه]] بسیج فعالیت می کرد همچنین در محل شان انجمن اسلام تشکیل داد و در ان فعال بود. طی سه مرحله مرحله اول از بسیج سپاه [[ساری ]] و در مرحله دیگر از بسیج مرکز تربیت معلم [[شهید رجایی ]] به منطقه غرب و [[خوزستان ]] اعزام شد.
ایشان در مورخ 7/9/63 در قله صاحب الزمان مریوان به علت درگیری با دموکرات های خائن به شهادت رسید.مورخ 14/9/63 در مسجد رضوی ارطه قائمشهر به خاک سپرده شد.
==خاطرات==
•برادر شهید ـ هوشنگ ـ می گوید : به ما در خصوص اجرای احکام اسلامی و مسائل شرعی و تنها نگذاشتن امام تاکید می کرد . رفتارش با دوستان بسیار صمیمی بود . هیچ وقت دورویی ، نفاق و دو به هم زنی در وجودش نبود . عشق و علاقه زیادی به خواندن نماز شب داشت چنانکه دوستان دانشگاهی اش می گفتند ماه مبارک رمضان بود با هم داشتیم درس می خواندیم ساعت 1 شب بود . ایشان می گفتند من خسته شدم می خواهم بروم بخوابم . این رفتن یک شب ادامه داشت تا این که ما گفتیم برویم ببینیم که او می رود واقعاً می خوابد . دیدیم او نمی خوابد به نماز خانه می رود و در ان جا نماز می خواند و با خدا راز و نیاز می کند . علاقه زیادی به کتب [[شهید دستغیب ]] و مطهری داشت همچنین به کار بنایی علاقمند بود . اگر دوستان و اقوام کاری در زمینه بنایی داشتند کمک می کرد.
•مادر شهید می گوید : علاقه زیادی به خواندن [[قرآن ]] داشت بچه های محل را جمع می کرد به مسجد می برد به آن ها قرآن می آموخت .نسبت به حق الناس حساس بود اگر از کسی پولی قرض می گرفت سریعاً پس می داد.
==وصیت نامه==
۶۸۰
ویرایش