ویرایش‌ها

شهید مصطفی احمدی روشن

۷۲۵ بایت اضافه‌شده، ‏۲۱ آذر ۱۳۹۸، ساعت ۱۵:۱۷
/* خاطرات */
==خاطرات==
 *شوخی با نامحرم
تو جمع خانوادگی، خیلی اهل بگو بخند بود؛ ولی تو جمع نامحرمی، ملاحظه میکرد..
این آدم اخموی و بد اخلاق که همیشه سرش پایینه؟
بعد که رفته بودن پیش بچه های خوابگاه تحقیق کرده بودن، هم خوابگاهیاش گفته بودن:
این اصلا وارد هر اتاقی میشه بمب خندس!<ref>کتاب یادگاران</ref>   *مامانی.. به مادرش می گفت «...مامانی».پشت تلفن لحنش را عوض می کرد و با مادرش مثل بچه ها حرف می زد.گاهی وقت ها مادرش که می آمد دم در شرکت، می رفت، دو دقیقه مادرش را می دید و برمی گشت، حتی اگر جلسه بود.بچه ها تعریف می کردند زمان دانشجویی دکتر هم می خواست برود با مادرش می رفت. بهش می گفتیم «...بچه ننه».<ref>كتاب شهيد مصطفی احمدی روشن ، ص 73</ref> == گالری تصاویر ==
کتاب یادگاران<gallery>photo_2019-12-11_18-35-56.jpg</gallery>==پانویس==<references/>
۳۳۲
ویرایش