ویرایش [[Special:Contributions/Dorostkar98|Dorostkar98]] ([[User talk:Dorostkar98|بحث]]) به آخرین تغییری که [[User:Mahmodzade9805|Mahmodzade9805]] انجام داده بود واگردانده شد
گفت: "چيزی نيست. مش حسن را می برم دکتر، امروز نوبت دکتر داره!"
نگاهی به زنبيل کرد و گفت: "خيلی سنگينه، خستم شدی مگه نه؟ منو ببخش که نمی تونم کمکت کنم! مش حسن حالش خوب نيست."<ref>به رنگ صبح، ص ۹۸</ref>