ویرایش‌ها

پرش به: ناوبری، جستجو

شهیدعلی صیاد شیرازی

۷۳۹ بایت اضافه‌شده، ‏۲۴ آذر ۱۳۹۸، ساعت ۱۵:۰۰
طلاهای خانمش را فروخت و با قرض از این طرف و آن طرف، پول جورکرد. اسکلت خانه که عَلَم شد، دوباره نامه داد که نمی خواهم. نمی خواهم آخرتم را با دنیا معامله کنم. دوباره آمدند. همان حرف ها وصحبت ها.
<ref>یادگاران، جلد 11 ص 60</ref>
 
*سوره ی والعصر
 
پدرم خيلی زيبا و مؤثر به ما تذکر می داد. دعوا کردنش هميشه غير مستقيم بود؛ يعنی اصلا دعوا نمی کرد و سرمان داد نمی کشيد.
وقتی کار اشتباهی می کرديم، صدايمان می کرد و ما را می برد توی اتاقش. می نشستيم کنار هم.
بابا سوره ی والعصر را می خواند. حالا من دل توی دلم نبود که من چی کار کردم!؟
آن قدر زيبا و با ادب حرف می زد که به خودم قول می دادم ديگر اشتباهم را تکرار نکنم.<ref>به رنگ صبح، ص۴۴</ref>
 
 
 
 
== گالری تصاویر ==
<gallery>
photo_2019-12-06_19-43-34.jpg
photo_2019-12-14_18-19-54.jpg
</gallery>
==پانویس==
<references/>
۳۳۲
ویرایش