ویرایش‌ها

شهید محمود خضرایی

۹۸۳ بایت اضافه‌شده، ‏۲۴ آذر ۱۳۹۸، ساعت ۱۶:۱۴
هنگامی که پیکر مطهر او را پیدا کرده و آن را مشاهده می کنند، می ببینند که در یک دست تسبیح و درلابه لای انگشتان دست دیگرش ورقه های قرآن بوده است.
شهید خضرایی به آرزوی دیرینه خود رسیده بود. او بارها می گفت: من دوست ندارم که بر روی زمین بمیرم، دوست دارم تا در آن بالا بمیرم و حقیقتا که چه خوب شهید شد و چقدر زیبا به آرزوی خود رسید در آن بالاها درحال راز و نیاز با خدای خود. انشاالله که خداوند با قرآن محشورش نماید.
 
==خاطرات==
 
*تو صعود کرده ای
با تعدادی از خلبانانِ شرکت کننده در عملیات‌های جنگی، برای تجدید بیعت با امام به جماران رفته بودیم. وقتی بیانات امام تمام شد، اجازه خواستیم تا بر دست امام، بوسه بزنیم. وقتی نوبت به شهید محمود خضرایی رسید، با همان دست گچ گرفته که به گردنش آویزان شده بود، خم شد تا دست امام را ببوسد. امام پرسیدند: "فرزندم دستت چه شده؟" حاج محمود گفت: "دشمن هواپیمایم را زد و به همین خاطر سقوط کردم." حضرت امام تأملی کرده و فرمودند: "فرزندم! تو سقوط نکرده، بلکه صعود کرده بودی."<ref>نسل روح الله، مرکز فرهنگی مطاف عشق</ref>
 
 
==وصیت نامه==
'... همسرم ! شما را سفارش می کنم به حفظ حجاب خود و دختران و حفظ عفت به نحوی که الگوی شما حضرت زهرا(س) باشد. شما و بچه ها را سفارش می کنم به رعایت حدود الهی، دستگیری ازفقرا و یتیمان، شرکت درکارهای خیربرای تقویت اسلام و ولایت فقیه همیشه توکل به خدای بزرگ داشته باشید و لاغیر، تا خیرآخرت نصیب شما بشود...'
یاد و نام این شهید سرافراز نیروی هوایی الهی ارتش جمهوری اسلامی ایران برای همیشه در تاریخ ماندگار حماسه و ایثار این مرز و بوم گرامی باد.<ref>منبع: خبرگزاری ایرنا</ref>
منبع: خبرگزاری ایرنا==پانویس==<references/>
۳۳۲
ویرایش