شهيد حسين يغمائيان: تفاوت بین نسخهها
از دانشنامه فرهنگ ایثار , جهاد و شهادت
| سطر ۱۱: | سطر ۱۱: | ||
نگاهی به زنبيل کرد و گفت: "خيلی سنگينه، خستم شدی مگه نه؟ منو ببخش که نمی تونم کمکت کنم! مش حسن حالش خوب نيست." | نگاهی به زنبيل کرد و گفت: "خيلی سنگينه، خستم شدی مگه نه؟ منو ببخش که نمی تونم کمکت کنم! مش حسن حالش خوب نيست." | ||
<ref> منبع: به رنگ صبح، ص ۹۸</ref> | <ref> منبع: به رنگ صبح، ص ۹۸</ref> | ||
| + | |||
| + | |||
| + | ==پانویس== | ||
| + | <references/> | ||
نسخهٔ ۲۷ آذر ۱۳۹۸، ساعت ۰۹:۳۸
خاطرات
- پیرمرد همسایه
در حالي که پيرمرد همسايه روی دوشش بود، به طرف من آمد. وقتی به من رسيد گفت: "سلام مادر! خسته نباشی..."
زنبيل را روی زمين گذاشتم و گفتم: "مادر! کجا؟ اين وقت روز اينجا چکار می کنی؟ مگه نبايد سر کار باشی؟"
گفت: "چيزی نيست. مش حسن را می برم دکتر، امروز نوبت دکتر داره!"
نگاهی به زنبيل کرد و گفت: "خيلی سنگينه، خستم شدی مگه نه؟ منو ببخش که نمی تونم کمکت کنم! مش حسن حالش خوب نيست." [۱]
پانویس
- ↑ منبع: به رنگ صبح، ص ۹۸