شهید ابوالفضل هراتی: تفاوت بین نسخهها
Hejazi9708 (بحث | مشارکتها) |
Shahid taefi (بحث | مشارکتها) |
||
| سطر ۱: | سطر ۱: | ||
| + | {{جعبه اطلاعات افراد نظامی | ||
| + | |نام فرد = ابوالفضل هراتی | ||
| + | |تصویر = abolfazl-harati.jpg | ||
| + | |توضیح تصویر = | ||
| + | |ملیت = [[پرونده:پرچم ایران.png|22px]] ایرانی | ||
| + | |شهرت = | ||
| + | |دین و مذهب = [[مسلمان]]، [[شیعه]] | ||
| + | |تولد = [[زادروزهای 29 مرداد|1341/05/29]] | ||
| + | |شهادت = [[الگو:شهدای 21 بهمن|1364/11/21]] | ||
| + | |وفات = | ||
| + | |مرگ = | ||
| + | |محل دفن = | ||
| + | |مفقود = | ||
| + | |جانباز = | ||
| + | |اسارت = | ||
| + | |نیرو = | ||
| + | |یگانهای خدمت = | ||
| + | |طول خدمت = | ||
| + | |درجه = | ||
| + | |سمتها = | ||
| + | |جنگها = | ||
| + | |نشانهای لیاقت = | ||
| + | |عملیات = | ||
| + | |فعالیتها = | ||
| + | |تحصیلات = | ||
| + | |تخصصها = | ||
| + | |شغل = | ||
| + | |خانواده = | ||
| + | }} | ||
| + | |||
| + | |||
ابوالفضل هراتی | ابوالفضل هراتی | ||
نسخهٔ ۲۷ آذر ۱۳۹۸، ساعت ۱۵:۵۶
| ابوالفضل هراتی | |
|---|---|
| | |
| ملیت | |
| دین و مذهب | مسلمان، شیعه |
| تولد | 1341/05/29 |
| شهادت | 1364/11/21 |
ابوالفضل هراتی
فرزند : محمدتقی
متولد : 1341/05/29 در دامغان
تحصیلات : دیپلم
تاهل : متاهل
یگان : سپاه دامغان - تیپ 21- گردان موسی ابن جعفر ( ع )
مدت حضور : 31 ماه
مسئولیت : معاودن گردان
نوع عضویت : پاسدار
نوع شغل : نظامی
تاریخ شهادت : 1364/11/21
محل شهادت : اروند رود جزیره ام الرصاص
عملیات : والفجر 8
محل دفن : دامغان گلزار شهدای فردوس رضا ( ع )
rId7
محتویات
زندگینامه
یست و نهمین روز از مرداد سال 1331 هجری شمسی در یک خانواده متدین و عاشق به خاندان عصمت و طهارت ( ع ) بنا بر توسل مادر به حضرت باب الوائج قمر بنی هاشم ( ع ) کودکی به لطف پروردگار عالمیان دیده به جهان گشود و با قدومش اهل منزل را شادمان ساخت . کودک را به خاطر سقای لب تشنگان کربلا، ابوالفضل نام گذاری کردند . او سومین فرزند خانواده حاج محمدتقی و نواده شیخ محمد مهدی بود . ابوالفضل از همان اوآن کودکی با فرایض دینی و اهل بیت ( ع ) آشنا شد و در انجام آن همت گمارد . از خصوصیات بارزی که در وجودش هویدا گردید شوخ طبعی و اخلاق نیکو در احترام به بزرگترها و نیز استعداد فراگیری علم بود . مقطع ابتدایی را در دبستان شریعت پناهی ( شهید موسی کلانتری ) گذراند و به همراه دانش پژوهان و همانانی که چرخ آینده این مملکت بدست شان خواهد چرخید به کسب فیض از محضر معلمین حاذق و دانشورپرداخت . وی پس از گذراندن دوران ابتدایی که بارها مورد تشویق معلمین و مدپران قرار گرفت در سال 1353 دوارن راهنمایی اروندرود ( شهید حسین امینیان ) گردید و در از اخذ قبولی دوره دوم تعلیمات عمومی به هنرستان صنعتی البرز ( شهید چمران ) رفت و در رشته تحصیلی مکانیک ثبت نام کرد . برای همگان این سؤال بود که چگونه است کتاب مطالعه نمی کند اما با نمرات عالی در امتحانات موفق می شود؟ شهید هراتی همواره دلش می خواست نگه مسائلش را بدون کمک دیگران حل نماید . ولی از مشورت و کسب اجازه از والدین غفلت نمی ورزید و از انجام کار هراسی نداشت . به همین منظور در اوقات فراغت کارگری می کرد و مخارج خویش را بدست می آورد . سالهای آخر تحمیلی بود که به صف مبارزان انقلابی و اسلامی پیوست و در جلسات و حرکتها، حضوری مستمر داشت . پس ازپیروزی انقلاب اسلامی وارد کمیته مبارزه با مواز مخدر شد وحدود یکسال خدمت کرد . با آغاز اولین حرکتهای منافقین در غرب کشور، به همراه پاسداران جان بر کف عازم آن مناطق ( تکاب ) شد وبه جمع پاسداران انقلاب اسلامی پیوست .
درایت و کاردانی و شناخت عمیق او به مسائل مخصوماً در صحنه های نبرد، مسؤولین را بر آن داشت تا از قابلیت های نهفته اش ر بهره ببرند . به همین منظور طی یک ماموریت، چند ماه عازم کشورهای سوریه و لبنان گردید تا آموزشهای لازم را به برادران آن سامان بیاموزد .
مدتي را كه لبنان بود، به زبان عربي تسلط پيدا كرده بود . چند بار وقتي در محاصره نيروهاي عراقي بودند، با دانستن عربي خود و دوستانش را نجات داد . در يكي از اعزامها مجروح شد ولي خانوادهاش را مطلع نكرد .
با بازگشت از ماموریت و تشکیل گردان های رزمی هدایت نیروها را بر عهده گرفت و حماسه های بیشماری در عملیات های مختلف آفرید . بنا بر عهدو سیره نبوی در مهرماه سال 1362 سنت ازدواج را به جای آورد تا به کلام آن حضرت جامه عمل پوشانده باشد . رفتار نیکو و جاذبه اش دیگران را جلب خویش نموده بود، به طوری که رزمندگان آرزویشان این بود که در کنار ایشان و در یک سنگر به دفاع بپردازند . در سال 1333 که مقارن با سال عروج ملکوتیشان شد، راهی سفر دیار عارفان، مکه معظمه گردید و افتخار بوسیدن حرم و خانه الهی را یافت . پس ازبازگشت با کسب اجازه از مادر خویش به همراه رزمندگان اسلاه راهی جبهه ها شدند . به عنوان معاونت گردان همیشه سرافراز موسی بن جعفر ( ع ) در عملیات والفجر 8 شرکت کرد . با درایت و کاردانی خویش رزمندگان را به سوی سنگرهای دشمن هدایت نمود . خاکریزهای بعثیون را یکی پس از دیگری فتح کرد .
سرانجام پس از مدتها حضور مستمر در جبهه های نور، در آستانه شب بیست و یکم بهمن ماه 1364 در منطقه عملیاتی جنوب دعوت حق را لبیک گفت و به قافله یاران سفر کرده اش پیوست .
وي را در گلزار شهداي فردوس رضاي دامغان به خاك سپردند . ابوالفضل سفارش كرد حجلهاي برايش درست نكنند و كوچهاي را به نامش نگذارند، تا نامي از او در دنيا نماند .
وصیت نامه
فرازهايي از وصيتنامه شهيد :
مقداري از مال را براي رد مظالم بدهيد، البته بدهكار نيستم ولي جهت رضاي خدا، باقي مانده را نصف كنيد . نصفش را به جنگ بدهيد و نصف ديگر را جهت حوزه علميه دامغان بدهيد . جهت مخارج ساختماني و يا وسايل طلبهها دوربين را هر طور كه خودتان سلاح دانستيد، به كسي بدهيد .
مادر عزيز ! خدا ميداند كه خيلي علاقهمند بودم شما را به مكه ببرم و حالا هم ميگويم شما بايد به مكه برويد . اگر از سهمم كه به شما ارث ميرسد مكهاي نشديد، پول موتور را خودتان برداريد و جهت كمك خرج مكه استفاده كنيد . كساني كه به جبهه نرفتهاند در تشييع جنازهام شعار ندهند .
همسر گرامي ! اگر خداوند خواست و مرا به جوار خويش طلبيد، شما سجده شكر به جاي آوريد كه همسرتان به ديدار حق شتافته و نبايد ناراحت باشيد؛ زيرا، خوشحال شويد كه امانت را به صاحب اصلياش تحويل داديد .
اما اگر خداوند بر من و شما منت گذاشت و اولادي به ما هديه كرد، خدا را شكر كنيد كه تنها نيستيد . نام نيكو بر او بگذاريد و آنچنان تربيتش كنيد كه از صالحان شود .[۱]