شهید امحمد خسین اشرف: تفاوت بین نسخهها
از دانشنامه فرهنگ ایثار , جهاد و شهادت
(صفحهای جدید حاوی «گفتم:« اي بابا! باز هم روزهاي؟ مگه تو چقدر روزهي قضا داري؟». گفت:« اين روزه...» ایجاد کرد) |
Dorostkar98 (بحث | مشارکتها) (پانویس) |
||
| سطر ۱۳: | سطر ۱۳: | ||
با تعجب گفتم:« واي چقدر سخت! حالا كي جريمهات ميكنه؟». | با تعجب گفتم:« واي چقدر سخت! حالا كي جريمهات ميكنه؟». | ||
گفت:« وجدان، آبجي خانم! وجدان. ». | گفت:« وجدان، آبجي خانم! وجدان. ». | ||
| − | شهید محمّدحسین اشرف | + | شهید محمّدحسین اشرف.<ref>فرهنگنامه شهدای سمنان، ج1، ص460</ref> |
| − | + | ||
| + | |||
| + | ==پانویس== | ||
| + | <references/> | ||
نسخهٔ ۳۰ آذر ۱۳۹۸، ساعت ۲۳:۳۷
گفتم:« اي بابا! باز هم روزهاي؟ مگه تو چقدر روزهي قضا داري؟». گفت:« اين روزهها جريمه است نه بدهي. ». گفتم:« داداش جان! يك جوري حرف بزن كه ما هم بفهميم. ». گفت:« يك خرده فكر كني ميفهمي آدم كي جريمه ميشه. ». گفتم:« وقتي كار خطايي انجام بده. ». گفت:« آفرين! همينه. ». گفتم:« ما كه نفهميديم، مگه تو چكار كردي؟». گفت:« اون رو ديگه خودم بهتر ميدونم. ». خيلي كنجكاو شده بودم. با اصرار گفتم:« بگو، بگو! ياالله بگو!». خنديد و گفت:« باشه ميگم، ولي قول بده كه فقط من بدونم و تو. ». گفتم:« قول! ». گفت:« وقتي كه نتونم واسه نماز جماعت مسجد برم، فرداش جريمه ميشم و بايد روزه بگيرم. ». با تعجب گفتم:« واي چقدر سخت! حالا كي جريمهات ميكنه؟». گفت:« وجدان، آبجي خانم! وجدان. ». شهید محمّدحسین اشرف.[۱]
پانویس
- ↑ فرهنگنامه شهدای سمنان، ج1، ص460