ویرایشها
==زندگینامه==
شهید سید یحیی محبی واصل آبادی فرزند سید ابراهیم، در تاریخ 1344/04/15 در شهرستان [[فسا ]] دیده به جهان گشود. وی که علاقه وافری به اسلام و انقلاب داشت، در زمان جنگ تحمیلی عراق علیه ایران، راهی جبهه های نبرد حق علیه باطل گردید و سرانجام در تاریخ 1365/01/30 دعوت معبود خویش را لبیک گفته و به درجه رفیع شهادت نائل آمد.
==وصیت نامه==
«ولاتحسبن الذین قتلو فى سبیل الله امواتا بل احیاء عند ربهم یرزقون»
«مپندارید آنان كه در راه خدا كشته می شوند مرده اند بلكه آنان زنده اند و نزد خداوند روزى مى خورند».
با درود فراوان بر امام عصر مهدى موعود (عجل الله فرجه) و با سلام بر امام امت، و امت امام، و با سلام و درود فراوان به خانواده محترم شهدا، و با درود بر كفر ستیزان جبهه هاى نبرد حق علیه باطل، با سلام بر شهداى صدر اسلام از انقلاب حسینى تا انقلاب فرزند حسین (عليه السلام)، خمینى كبیر و با سلام به مربى اخلاق، پدر گرامیم و سلام بر امام جمعه محترم شهرستان فسا [[آیت الله ارسنجانى، ارسنجانى]] ، وصیت نامه خود را شروع مى كنم.
حال كه سخن از وصیت به میان آمد نمى دانم از فقر مادى بنویسم یا از فقر معنوى، حال كه مي خواهم راهى خط مقدم جبهه بشوم خدایا! از تو مى خواهم كه مرا از بندگان مخلص قرار بدهى و شهادت را نصیبم كنى، ولى دستم از حركت باز ایستاده است نمى دانم درباره چه بنویسم؟ اى رزمنده اسلام! بخوان به نام پروردگارت كه تو را آفرید و بخوان اى شاگرد مكتب حسینى، اینك تو نیز به نام پروردگارت بخوان درسى را كه از سرورت آموخته اى كه با كلامى سرخ، حدیث شهادت را آورده و با چهره اى درخشان به دیار نور رهسپار شده است.
آرى تو نیز این گونه بیاموز سرافراز زندگى كردن را و سربلند بودن در مكتب حسینى را، زانوى شاگردى بر زمین زن، بشناس آنچه را كه خیل عاشقان را سوى جبهه رهسپار كرده است. می دانم كه از كاخ هاى سر به فلك كشیده و از خانه هاى پر زرق و برق به جبهه نیامده اى و نیز از میان حریصان و دنیا طلبان به این سرزمین پاك قدم ننهاده اى و تو از میان محرومین، و از آغوش گرم مردم مستضعف و با ایمان، و ا زكنار سفره هاى ساده و بى ریاى كوخ نشینان این مملكت به جبهه رو نهاده اى، بدان در هر قلبى كه براى اسلام مي تپد جاى دارى و آغوش گرم و صادقانه وارثین واقعى زمین، همواره به رویت گشوده است.
بگذار از تو بگویم تا بار دیگر چهره یكى از رزم آوران جبهه حق تصویر شود و بىخبران بدانند كه سربازان سپاه اسلام چه خواستگاهى دارند. رمز پیروزى ما در شهادت نهفته است ما نه با [[دولت بعث عراق، عراق]] ، بلكه با تمام ابرقدرت هایى كه از اسلام بیمناكند در جنگ هستیم. با سپاس فراوان از خداوند بزرگ كه طریقه رشد و هدایت را براى بندگانش قرار داد كه از لحاظ ایماني انسان هایى به درجه ملائك رسیدند.
خدایا! می دانى كه چه مسكینم پندارى كه چون شمع ذوب می شوم ما از مردم نمى هراسیم اما مى ترسیم بعد از اين ایمان را سر می برند پس چه باید كرد؟ از یك سو باید بمانیم تا شهید آینده شویم و از سوى دیگر باید شهید شویم تا فردا بماند، همچنین باید امروز شهید شویم تا فردا شهید نشود. عجب دردى، چه مى شد اگر امروز شهید مى شدیم و فردا زنده مى شدیم تا دوباره شهید شویم؟ آرى همه یاران به سوى مرگ رفتند. محكم باشید و از هم اكنون در فكر عملیات بعد باشید كه پیروزید، امروز هم پیروز هستید، امام خمینى نگران فردا بودند.
خدایا! مرا ببخش و ازگناهانم درگذر، تو كریم و رحیمى، خدایا! با تو پیمان بسته بودم كه تا پایان راه بروم و بر پیمان خویش همچنان ایستاده ام.