شهید محمد امیری فروتقه: تفاوت بین نسخه‌ها

از دانش‌نامه فرهنگ ایثار , جهاد و شهادت
پرش به: ناوبری، جستجو
 
سطر ۳: سطر ۳:
  
 
==زندگینامه==
 
==زندگینامه==
شهید در پنجم اردیبهشت سال 1323 در روستای انصار از توابع شهراستان کاشمر چشم به جهان گشودند. ایشان دوران طفولیت خود را تا آستانه ورود به مدرسه با نظارت مستیم خانواده و تربیت صحیح سپری نمودند. دراوایل کودکی پدر خود را از دست دادند. پدر ایشان از بزرگان روستا و واقفین املاک و باغات در منطقه به شماره می رفتند. به سبب منزلت و جایگاه بالا درمنطقه فامیل امیری را برای پدر ایشان برگزیده بودند. خانواده پدری شهید امیری خانواده ای پایبند به سنت و اصول اخلاقی بوده است. خانواده ای از قشر متوسط متدین و پیش قدم درامور خیریه و عام المنفعه مادر ایشان خانه دار و با توجه به کهولت سن. استوار در فرائض دینی و به خصوص نماز.
+
شهید در پنجم اردیبهشت سال 1323 در [[روستای انصار]] از توابع شهراستان [[کاشمر]] چشم به جهان گشودند. ایشان دوران طفولیت خود را تا آستانه ورود به مدرسه با نظارت مستقیم خانواده و تربیت صحیح سپری نمودند. دراوایل کودکی پدر خود را از دست دادند. پدر ایشان از بزرگان روستا و واقفین املاک و باغات در منطقه به شماره می رفتند. به سبب منزلت و جایگاه بالا در منطقه فامیل امیری را برای پدر ایشان برگزیده بودند. خانواده پدری شهید امیری خانواده ای پایبند به سنت و اصول اخلاقی بوده است. خانواده ای از قشر متوسط متدین و پیش قدم درامور خیریه و عام المنفعه مادر ایشان خانه دار و با توجه به کهولت سن. استوار در فرائض دینی و به خصوص نماز.
در زمانیکه شهید امیری کودکی خود را در شهرستان کاشمر می گذراند. وابستگان ایشان با پشت دارهای قالی بوندن یا از سر مزارع قوت خود را بدست می آوردند. اما شهید از ابتدا به هیچ یک از آنان علاقه ای نشان ندادند. و تمام هدف ایشان ادامه تحصیل به هر قیمتی بود آن هم درمنطقه که از باب تسهیلات آموزشی نسبتاً کم بهره بود. با این همه از سال 1331 وارد مرحله ششم ابتدایی گردیدند. و تحصیلات پا به خود را به این صورت آغاز نمودند. تا سال 1338 در روستای انصار دوران ششم ابتدایی خود را به پایان رسانیدند. از سال 1338 وارد مرحله ششم متوسطه گردیدند و پس از سپری نمودن 3 سال با موفقیت تا سال 1340 در آن مقطع امکان ادامه تحصیل برای ایشان نیامد.
+
در زمانیکه شهید امیری کودکی خود را در شهرستان کاشمر می گذراند. وابستگان ایشان با پشت دارهای قالی بودن یا از سر مزارع قوت خود را بدست می آوردند. اما شهید از ابتدا به هیچ یک از آنان علاقه ای نشان ندادند. و تمام هدف ایشان ادامه تحصیل به هر قیمتی بود آن هم درمنطقه که از باب تسهیلات آموزشی نسبتاً کم بهره بود. با این همه از سال 1331 وارد مرحله ششم ابتدایی گردیدند. و تحصیلات پا به خود را به این صورت آغاز نمودند. تا سال 1338 در روستای انصار دوران ششم ابتدایی خود را به پایان رسانیدند. از سال 1338 وارد مرحله ششم متوسطه گردیدند و پس از سپری نمودن 3 سال با موفقیت تا سال 1340 در آن مقطع امکان ادامه تحصیل برای ایشان نیامد.
شهید در سال 1340 برای خدمت سربازی به شهر بجنورد فرا خوانده شدند. در سال 1342 در شهر بحنورد پس از گذران دوران نظام وظیفه درسن 19 سالگی به استخدام ارتش در آمدند. با درجه گروهبان سومی درشهر بجنورد استخدام و ساکن این شهر گردیدند. د رسال 1345 ازدواج نمودند و در سال 1346 اولین فرزند آنان زهره به دنیا آمد.
+
شهید در سال 1340 برای خدمت سربازی به شهر [[بجنورد]] فرا خوانده شدند. در سال 1342 در شهر بحنورد پس از گذران دوران نظام وظیفه درسن 19 سالگی به استخدام ارتش در آمدند. با درجه گروهبان سومی درشهر بجنورد استخدام و ساکن این شهر گردیدند. در سال 1345 ازدواج نمودند و در سال 1346 اولین فرزند آنان زهره به دنیا آمد.
از سال 1347 بنا به دستو ر ارتش ایشان به استان خوستان اهواز لشکر 92 زرهی به مدت 10 سال انتقال یافتند درسال 1349 ابرهیم دومین فرزند ایشان بدنیا آمد و د رسال 1353 سومین فرزند بنام حیمد بدنیا آمد.
+
از سال 1347 بنا به دستو ر ارتش ایشان به استان [[خوزستان]] [[اهواز]] لشکر 92 زرهی به مدت 10 سال انتقال یافتند درسال 1349 ابرهیم دومین فرزند ایشان بدنیا آمد و در سال 1353 سومین فرزند بنام حیمد بدنیا آمد.
ایشان درتمام این سالها اوایل استخدام و ازدواج و ماموریت های طاقت فرسا در بدترین نقاط آب و هوای کشور هیچگاه هدف والای خود را فراموش نکرده بودند. و آن هم ادامه تحصیل دربالاترین سطح ممکن بود. از زمان انتقال به اهواز شروع به ادامه تحصیل نمودند و با همه اینکه می توانستند راحت ت رین را ه را برای اخذ دیپلم متوسطه انتخاب نمایند. با همه مشکلاتی که داشتند ایشان تقربیاً سخت ترین راه را انتخاب نمودند. و آن هم اخذ دیپلم در رشته طبیعی آن سالها بود.
+
ایشان درتمام این سالها اوایل استخدام و ازدواج و ماموریت های طاقت فرسا در بدترین نقاط آب و هوای کشور هیچگاه هدف والای خود را فراموش نکرده بودند. و آن هم ادامه تحصیل در بالاترین سطح ممکن بود. از زمان انتقال به اهواز شروع به ادامه تحصیل نمودند و با همه اینکه می توانستند راحت ترین راه را برای اخذ دیپلم متوسطه انتخاب نمایند. با همه مشکلاتی که داشتند ایشان تقربیاً سخت ترین راه را انتخاب نمودند. و آن هم اخذ دیپلم در رشته طبیعی آن سالها بود.
ایشان به طور معمول ازساعت 30 : 6 صبح به محل خدمت رفته و تا 3 عصر دراهواز با آن شرایط اقلیمی خدمت می نمودند پس از مراجعه به منزل با یک الی دو ساعت استراحت به سوی جمع آور ی منابع درسی رفته سریعاً ارتباط خود را با دنیای خارج قطع نموده و شروع به مطالعه می نمودند اینک هدف ایشان درمرحله اول اخذ دیپلم با نتیجه عالی ودر مرحله دوم ورودی به دانشگاه بود از دوران کودکی به خاطر دارم زمانیکه حدود چهار ساله بودم با ایشان به محوطه پشت بام منزل دراهواز می رفتیم و شاهد مطالعات درسی ایشان بودم ازعصر تا دیروقت ایشان بر روی پشت بام با فروکش کردن درجه حرارت شروع به مطالعه می نمودند و تا پاسی از شب با قدم زدن و تمرکز روی حل مسائل درسی هیچ فرصتی را از د ست نمی دادند. دوستان و اطرافیان او را از این کار منع می کردند و به جرات می توان گفت برای این کار طاقت فرسا واقعا هیچگونه مشوقی نداشتند اما با اراده پولادینی که داشتند انصافا یک تنه جلوی همه عوامل و مواقع ایستادگی می کردند.
+
ایشان به طور معمول ازساعت 30 : 6 صبح به محل خدمت رفته و تا 3 عصر در اهواز با آن شرایط اقلیمی خدمت می نمودند پس از مراجعه به منزل با یک الی دو ساعت استراحت به سوی جمع آور ی منابع درسی رفته سریعاً ارتباط خود را با دنیای خارج قطع نموده و شروع به مطالعه می نمودند اینک هدف ایشان درمرحله اول اخذ دیپلم با نتیجه عالی ودر مرحله دوم ورودی به دانشگاه بود از دوران کودکی به خاطر دارم زمانیکه حدود چهار ساله بودم با ایشان به محوطه پشت بام منزل دراهواز می رفتیم و شاهد مطالعات درسی ایشان بودم ازعصر تا دیروقت ایشان بر روی پشت بام با فروکش کردن درجه حرارت شروع به مطالعه می نمودند و تا پاسی از شب با قدم زدن و تمرکز روی حل مسائل درسی هیچ فرصتی را از د ست نمی دادند. دوستان و اطرافیان او را از این کار منع می کردند و به جرات می توان گفت برای این کار طاقت فرسا واقعا هیچگونه مشوقی نداشتند اما با اراده پولادینی که داشتند انصافا یک تنه جلوی همه عوامل و مواقع ایستادگی می کردند.
  
  
 
منبع: سایت شهدای ارتش
 
منبع: سایت شهدای ارتش

نسخهٔ کنونی تا ‏۱۵ تیر ۱۳۹۷، ساعت ۲۲:۵۴

شهید محمد امیری فروتقه تاریخ تولد :1323/02/05تاریخ شهادت : 1364/04/24

زندگینامه

شهید در پنجم اردیبهشت سال 1323 در روستای انصار از توابع شهراستان کاشمر چشم به جهان گشودند. ایشان دوران طفولیت خود را تا آستانه ورود به مدرسه با نظارت مستقیم خانواده و تربیت صحیح سپری نمودند. دراوایل کودکی پدر خود را از دست دادند. پدر ایشان از بزرگان روستا و واقفین املاک و باغات در منطقه به شماره می رفتند. به سبب منزلت و جایگاه بالا در منطقه فامیل امیری را برای پدر ایشان برگزیده بودند. خانواده پدری شهید امیری خانواده ای پایبند به سنت و اصول اخلاقی بوده است. خانواده ای از قشر متوسط متدین و پیش قدم درامور خیریه و عام المنفعه مادر ایشان خانه دار و با توجه به کهولت سن. استوار در فرائض دینی و به خصوص نماز. در زمانیکه شهید امیری کودکی خود را در شهرستان کاشمر می گذراند. وابستگان ایشان با پشت دارهای قالی بودن یا از سر مزارع قوت خود را بدست می آوردند. اما شهید از ابتدا به هیچ یک از آنان علاقه ای نشان ندادند. و تمام هدف ایشان ادامه تحصیل به هر قیمتی بود آن هم درمنطقه که از باب تسهیلات آموزشی نسبتاً کم بهره بود. با این همه از سال 1331 وارد مرحله ششم ابتدایی گردیدند. و تحصیلات پا به خود را به این صورت آغاز نمودند. تا سال 1338 در روستای انصار دوران ششم ابتدایی خود را به پایان رسانیدند. از سال 1338 وارد مرحله ششم متوسطه گردیدند و پس از سپری نمودن 3 سال با موفقیت تا سال 1340 در آن مقطع امکان ادامه تحصیل برای ایشان نیامد. شهید در سال 1340 برای خدمت سربازی به شهر بجنورد فرا خوانده شدند. در سال 1342 در شهر بحنورد پس از گذران دوران نظام وظیفه درسن 19 سالگی به استخدام ارتش در آمدند. با درجه گروهبان سومی درشهر بجنورد استخدام و ساکن این شهر گردیدند. در سال 1345 ازدواج نمودند و در سال 1346 اولین فرزند آنان زهره به دنیا آمد. از سال 1347 بنا به دستو ر ارتش ایشان به استان خوزستان اهواز لشکر 92 زرهی به مدت 10 سال انتقال یافتند درسال 1349 ابرهیم دومین فرزند ایشان بدنیا آمد و در سال 1353 سومین فرزند بنام حیمد بدنیا آمد. ایشان درتمام این سالها اوایل استخدام و ازدواج و ماموریت های طاقت فرسا در بدترین نقاط آب و هوای کشور هیچگاه هدف والای خود را فراموش نکرده بودند. و آن هم ادامه تحصیل در بالاترین سطح ممکن بود. از زمان انتقال به اهواز شروع به ادامه تحصیل نمودند و با همه اینکه می توانستند راحت ترین راه را برای اخذ دیپلم متوسطه انتخاب نمایند. با همه مشکلاتی که داشتند ایشان تقربیاً سخت ترین راه را انتخاب نمودند. و آن هم اخذ دیپلم در رشته طبیعی آن سالها بود. ایشان به طور معمول ازساعت 30 : 6 صبح به محل خدمت رفته و تا 3 عصر در اهواز با آن شرایط اقلیمی خدمت می نمودند پس از مراجعه به منزل با یک الی دو ساعت استراحت به سوی جمع آور ی منابع درسی رفته سریعاً ارتباط خود را با دنیای خارج قطع نموده و شروع به مطالعه می نمودند اینک هدف ایشان درمرحله اول اخذ دیپلم با نتیجه عالی ودر مرحله دوم ورودی به دانشگاه بود از دوران کودکی به خاطر دارم زمانیکه حدود چهار ساله بودم با ایشان به محوطه پشت بام منزل دراهواز می رفتیم و شاهد مطالعات درسی ایشان بودم ازعصر تا دیروقت ایشان بر روی پشت بام با فروکش کردن درجه حرارت شروع به مطالعه می نمودند و تا پاسی از شب با قدم زدن و تمرکز روی حل مسائل درسی هیچ فرصتی را از د ست نمی دادند. دوستان و اطرافیان او را از این کار منع می کردند و به جرات می توان گفت برای این کار طاقت فرسا واقعا هیچگونه مشوقی نداشتند اما با اراده پولادینی که داشتند انصافا یک تنه جلوی همه عوامل و مواقع ایستادگی می کردند.


منبع: سایت شهدای ارتش