شهید حسن اقاسی زاذه: تفاوت بین نسخهها
| سطر ۱: | سطر ۱: | ||
==زندگینامه== | ==زندگینامه== | ||
| − | نوجواني شهيد حسن آقاسيزاده | + | نوجواني [[شهيد حسن آقاسيزاده]] |
به من ميگفت:«مادرجان، وقتي من و داداش خونهايم، درست نيست شما و خواهرم دَر حياط را باز کنيد؛ يا من ميروم يا داداش. شايد يه مرد نامحرمی پشت در باشه؛ خوب نيست صداي شما را نامحرمي بشنود.» | به من ميگفت:«مادرجان، وقتي من و داداش خونهايم، درست نيست شما و خواهرم دَر حياط را باز کنيد؛ يا من ميروم يا داداش. شايد يه مرد نامحرمی پشت در باشه؛ خوب نيست صداي شما را نامحرمي بشنود.» | ||
خيلي حساس بود. با اين که ما خودمان رعايت ميکرديم اما هميشه حواسش بود، مخصوصاً به خواهرش. | خيلي حساس بود. با اين که ما خودمان رعايت ميکرديم اما هميشه حواسش بود، مخصوصاً به خواهرش. | ||
| سطر ۷: | سطر ۷: | ||
موضوع : عبادی ، حیا و عفاف | موضوع : عبادی ، حیا و عفاف | ||
| − | نوجواني شهيد حسن آقاسيزاده | + | نوجواني [[شهيد حسن آقاسيزاده]] |
به من ميگفت:«مادرجان، وقتي من و داداش خونهايم، درست نيست شما و خواهرم دَر حياط را باز کنيد؛ يا من ميروم يا داداش. شايد يه مرد نامحرمی پشت در باشه؛ خوب نيست صداي شما را نامحرمي بشنود.» | به من ميگفت:«مادرجان، وقتي من و داداش خونهايم، درست نيست شما و خواهرم دَر حياط را باز کنيد؛ يا من ميروم يا داداش. شايد يه مرد نامحرمی پشت در باشه؛ خوب نيست صداي شما را نامحرمي بشنود.» | ||
خيلي حساس بود. با اين که ما خودمان رعايت ميکرديم اما هميشه حواسش بود، مخصوصاً به خواهرش. | خيلي حساس بود. با اين که ما خودمان رعايت ميکرديم اما هميشه حواسش بود، مخصوصاً به خواهرش. | ||
نسخهٔ ۳ دی ۱۳۹۸، ساعت ۰۷:۴۸
زندگینامه
نوجواني شهيد حسن آقاسيزاده به من ميگفت:«مادرجان، وقتي من و داداش خونهايم، درست نيست شما و خواهرم دَر حياط را باز کنيد؛ يا من ميروم يا داداش. شايد يه مرد نامحرمی پشت در باشه؛ خوب نيست صداي شما را نامحرمي بشنود.» خيلي حساس بود. با اين که ما خودمان رعايت ميکرديم اما هميشه حواسش بود، مخصوصاً به خواهرش. منبع: شهاب، صفحه:24 موضوع : عبادی ، حیا و عفاف
نوجواني شهيد حسن آقاسيزاده به من ميگفت:«مادرجان، وقتي من و داداش خونهايم، درست نيست شما و خواهرم دَر حياط را باز کنيد؛ يا من ميروم يا داداش. شايد يه مرد نامحرمی پشت در باشه؛ خوب نيست صداي شما را نامحرمي بشنود.» خيلي حساس بود. با اين که ما خودمان رعايت ميکرديم اما هميشه حواسش بود، مخصوصاً به خواهرش. منبع: شهاب، صفحه:24 موضوع : متفرقه ، نوجوانی
منبع نرم افزار نشانه ، کانون فاطمه الزهرا شهرضا