ویرایشها
/* زندگینامه */
در يکي از روزهاي زيباي سال ۱۳۳۸ در جمع گرم و صميمي خانواده «دينشعاري» به دنيا آمد، روزهاي پرنشاط کودکي را ، زير سايه پدر و مادر گرامي و در پناه تعاليم دين [[اسلام ]] گذراند.او از همان اوايل نوجواني ، علاقه عجيبي به اهلبيت (ع) داشت و در ۱۳ يا ۱۴ سالگي بود که هيئتي به نام شهداي [[کربلا ]] تأسيس کرد و خود به تنهايي مسئوليت آن را بر عهده گرفت .
با شروع امواج خروشان انقلاب ، به صف مجاهدين راه حق پيوست و همواره در تظاهرات واعتراضهای مردمی ،حضوري فعال داشت. در همان ايام ، به همراه برادرش به خدمت در پزشکي قانوني پرداخت و مدت ۶ ماه به صورت شبانهروزي در کار جابجايي و تحويل اجساد مطهر [[شهدا ]] شرکت داشت . او جزء اولين سربازاني بود که بعد ازپیروزی انقلاب؛ به فرمان [[امام خميني (ره) ]] به پادگانها برگشتند و خودشان را معرفي کردند .همواره فريضه مقدس [[امر به معروف و نهي از منکر ]] را انجام ميداد و براي سربازان [[پادگان ]] ، به خصوص آنهايي که در انجام فرائض تعلل ميکردند برنامه شناخت ايدئولوژي گذاشته بود .در سال ۱۳۶۰ به خيل سبزپوشان سپاهي پيوست. با شروع [[جنگ تحميلي ]] عاشقانه به جبهههاي [[جبهه]]هاي نبرد شتافت و به عنوان مسئول [[گردان تخريب ]] [[لشگر۲۷ محمدرسولالله (ص) ]] مشغول به خدمت شد .در سال ۱۳۶۳ به سفر [[حج ]] رفت .
[[عمليات طريقالقدس ]] و [[کربلاي۱ ]] يادآور دلاوريها و رشادتهاي خالصانه او، در راه دفاع از ميهن است. زماني که قرار بود براي بار دوم، به سفر حج مشرف شود ؛ به خاطر مسئوليتهايي که در جبهه داشت ، از تشرف به حج منصرف شد .اما در همان سال ، در روز پانزدهم مرداد ماه سال ۱۳۶۶ ، درست مصادف با روز عيد قربان ، به مسلخ عشق رفت و اسماعيل وار، جان خويش را در حين خنثيسازي [[مين ضد تانک ]] ، در قربانگاه سردشت فداي معبود ساخت و نام خويش را براي هميشه در قلب تاريخ زنده نگه داشت .
مزار مطهر او در قطعه ۲۹ بهشتزهراي تهران قرار دارد.محسن فرمانده واحد تخریب لشکرمحمدرسول الله (ص)بود .
==وصیتنامه==