یکی از دوستان تعریف میکرد روز جمعه خدمت آقای بهشتی رسیدیم وگفتیم یکی از مقامات سیاسی خارجی که به تهران آمده ازشما تقاضای ملاقات کرده است .ایشان نپذیرفتند و گفتند من این ملاقات را نمیپذیرم مگر اینکه امام به من تکلیف بفرمایند ولی اگر ایشان این تکلیف را نمیکنند نمی پذیرم چون برای خودم برنامه دارم وامروز که جمعه است متعلق به خانواده من است ودر این ساعات باید به فرزندانم دیکته بگویم واز نظر درسی به آنهاکمک کنم وبه کارها ی خانه برسم چون روز جمعه من مخصوص خانواده است
کتاب سیره [[شهید دکتر بهشتی، بهشتی]] ، ص70
موضوع : اجتماعی ، تحصیل
در دوران جوانی به کار نویسندگی علاقه زیادی داشتم ومطالب خوبی مینوشتم لذا پس از اتمام تحصیل دوران متوسطه تصمیم گرفتم در رشته ادبیات در دانشگاه ادامه تحصیل بدهم. یک روز پدرم پرسید شما میخواهی چه کار کنی ؟ گفتم میخواهم در رشته فرهنگ وادب تحصیل کنم .پرسید چرا؟ گفتم میخواهم نویسنده بشوم. پرسیدند به من بگو آیا این داستانهای خوبی را که مینویسی قصد داری چاپ کنی یا نه ؟ گفتم بله قصد چاپ آنها را دارم .گفتند خوب حالا اگر قصد چاپ کردی ونوشته هایت را پیش ناشر بردی واو گفت نه من این قسمت هارا نمیپسندم وباید حذف کنی یا عوض کنی وتو هم بگویی نه حذف نمیکنم و لذا ناشر کتابت را چاپ نکند واز طرفی به حق التألیفی که او به تو میدهد هم برای زندگیت نیاز داری چه کار میکنی ؟ گفتم نمیدانم. گفت خوب حالا که نمیدانی برو یک شغل راانتخاب کن که استقلال مالی ات را حفظ کنی ولی از لحاظ اظهار عقیده هم آزاد باشی بعد گفت به نظر من برو در رشته مهندسی درس بخوان ولی نویسندگی را به عنوان یک شغل دوم برای خودت در نظر داشته باش
کتاب سیره شهید دکتر بهشتی، ص51
موضوع : اجتماعی ، تصمیم
پدرم در باره علت شرکت فعال خود درجلسات درس وهمچنین جلسات بحث خصوصی که باگروه از افراد مانند مرحوم استاد [[شهید مطهری ]] وآیت الله منتظری خدمت علامه طباطبایی (ره) داشتند، چنین نقل کرده اند که درآن زمان امکان ادامه تحصیل درانگلستان برای ایشان فراهم شده بود ودر تدارک آن سفر بوده اند که روزی مرحوم استاد [[شهید مطهری ]] او را میبینند وازایشان دعوت میکنند به مجلس بحث علامه طباطبایی بروند. پدرم ابتدا تمایلی از خود نشان نمیدهند چرا که دیگر در حوزه درسی که نگذرانده باشند وبرایشان جالب باشد، نبود. اما به اصرار مرحوم مطهری به آن درس میروند ودرهمان جلسه اول مجذوب شخصیت مرحوم علامه از یک طرف وشیوه بحث ایشان از طرف دیگر میشوند. پس از اتمام جلسه درس تا منزل علامه همراه میشوند وحوصله ودقت آن استاد فرزانه در شنیدن مطالب، [[شهید بهشتی ]] را سخت تحت تأثیر قرار میدهد ودر نتیجه از تحصیلات عالی در انگلستان چشم پوشیده وبه مدت پنج سال به فراگیری ظرایف فلسفه اسلامی ومطالعه تطبیقی با فلسفه غربی نزد علامه میپردازند
کتاب سیره شهید دکتر بهشتی، ص57
موضوع : اجتماعی ، تصمیم
کتاب سیره شهید دکتر بهشتی، ص69
موضوع : اجتماعی ، تصمیم
قبل از انقلاب در سال 54ـ53 بعضی از دوستان برای تأمین رفاه خانواده های خود ونیز فرزندان خود که دانش آموزان مدرسه رفاه بودند شرکتی به نام سبزه تأسیس کردند تا درجمعه ها در ایام تعطیلی ،سالی چند بار اوقات فراغت خود را در باغی که در نزدیک کرج اجاره میکردند سپری کنند. آقای بهشتی هم جزو کسانی بود که چند سهم از این شرکت را خریده وعضو شده بود. دراین باغ جلسات مذهبی تشکیل میشد وسخنرانی در این مجالس وجلسات پرسش وپاسخ مذهبی واقامه نماز جماعت برعهده ایشان بود. [[شهید بهشتی ]] به رفاه و تفریح خانواده خیلی توجه داشتند .
کتاب سیره شهید دکتر بهشتی، ص61
موضوع : اجتماعی ، تفریح