کتاب سیره شهید دکتر بهشتی، ص54
موضوع : اخلاقی ، کمک به دیگران
من در تمام عمرم دوبار پدرم را خیلی ناراحت دیدم یکی هنگامی که خبرفوت پدرشان را شنیدند وبا ماشین یکی از اقوام به اصفهان رفتیم که در مسیرگریه می کردند وناراحت بودند. مرتبه دوم وقتی بود که آقای مطهری به [[شهادت ]] رسیدند که میتوانم بگویم به مراتب ناراحت تر از فوت پدرخودبودند .
کتاب سیره شهید دکتر بهشتی، ص47
موضوع : اخلاقی ، گریه
کتاب سیره شهید دکتر بهشتی، ص96
موضوع : اقتصادی ، حقوق
یکی از دوستان نزدیک که با آقای بهشتی روابط نزدیکی داشت برای من تعریف میکرد [[شهید بهشتی ]] برای اینکه فرهنگ قرض الحسنه را در منزل پیاده کند به خانمشان پول میداد ومیگفت اگر بچه ها بیشتر از پول ماهانه شان خواستند به آنها قرض بده تا سرماه آن را پس بدهند تا به این شکل با فرهنگ قرض الحسنه آشنایی پیدا کنند .
کتاب سیره شهید دکتر بهشتی، ص60
موضوع : اقتصادی ، قرض الحسنه
موضوع : اقتصادی ، کار
آقای بهشتی از نکات جالب دوران تحصیل، خود چنین یاد میکردند :
یکروز همراه عده ای از طلاب خوش ذوق وخوش فکر حوزه از جمله [[شهید مطهری ]] وتنی چند تصمیم گرفتیم در ماه محرم به مناطقی برویم که معمولاً هیچ کس نمیرفت ورفتن به آن بلاد هم مشکل وهم دور بود. قرا رشد بعد از آن هم بیاییم و دیدنی ها را برای هم تعریف کنیم .
بعد از تمام شدن ماه محرم وبازگشت مابه حوزه، نکته در خور توجه این بود که نکات مشابهی از برداشتها داریم واحساس کردیم می توانیم با هم کار کنیم. به دنبال این جریانها شروع به پی ریزی یک سری مطالعه و تقسیم آن بین هم کردیم. دررشته های مختلف از جمله: تاریخ ادیان، تاریخ مسیحیت ومسئله ماتریالیسم واسلام وسایر مسائل و نتایج را هم در جلسه عمومی مطرح می کردیم .
کتاب سیره شهید دکتر بهشتی، ص56
کتاب سیره شهید دکتر بهشتی، ص90
موضوع : خانواده ، تربیت فرزند
یکی از دوستان نزدیک که با آقای بهشتی روابط نزدیکی داشت برای من تعریف میکرد [[شهید بهشتی ]] برای اینکه فرهنگ قرض الحسنه را در منزل پیاده کند به خانمشان پول میداد ومیگفت اگر بچه ها بیشتر از پول ماهانه شان خواستند به آنها قرض بده تا سرماه آن را پس بدهند تا به این شکل با فرهنگ قرض الحسنه آشنایی پیدا کنند .
کتاب سیره شهید دکتر بهشتی، ص60
موضوع : خانواده ، تربیت فرزند